۱۳۸۸ خرداد ۱۰, یکشنبه

راه هایی به سوی ارامش

این را ه های می تواند ما را در به دست آوردن آرامش یاری کند، امتحان کنید:

1- جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه کنید.
*********************************
2- دست کم روزی 15 دقیقه را در سکوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و نیز چیزهایی که دارید فکر کنید. سکوت عصاره‌ ی آرامش است، با زور نمی‌ توان آن را ایجاد کرد، باید زمانی که فرا رسید آن را بپذیرید.. اگر برایتان امکان دارد دست کم روزی یک ساعت، تنها به اتاقی بروید و در را به روی خود ببندید.
*********************************
3- افراد آرام به خود می ‌گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی ‌توان کرد، آنگاه از فکر ادامه زندگی لذت می ‌برند.
*********************************
4- وقتی احساس می ‌کنید که سرتان پر از فکرهای جور و واجور است و جای خالی در آن نیست، با قدم زدن، آنها را پاک کنید.
*********************************
5- اگر نتوانید کسی را ببخشید، افکار خشمگین‌ تان شما را برای همیشه با این افراد مرتبط خواهد کرد. شاد کردن دیگران، باعث آرامش می ‌شود.
*********************************
6- آرامش را از کودکان بیاموزید، ببینید که چگونه در همان لحظه‌ ای که هستند، زندگی می‌ کنند و لذت می ‌برند.
*********************************
7- از همان که هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌ کنید.
*********************************
8- هرچه اکسیژن بیشتری به شما برسد، آرام‌ تر خواهید شد، خوب است در محل کار و زندگی خود گیاهی نگه دارید.
*********************************
9- مهم نیست که با شما مؤدبانه برخورد کنند یا نه، برخورد مؤدبانه‌ ی شما، باعث ایجاد آرامی و احساس خوبی در شما خواهد شد.
*********************************
10- سرعت حرکت شما با احساستان رابطه‌ ای مستقیم دارد، آرام راه بروید و حرکات بدن خود را آرام ‌تر کنید، طولی نمی‌ کشد که آرام خواهید شد. گاهی می ‌توانید برای رسیدن به آرامش، دراز بکشید، عضلات خود را شل کنید و به هیچ چیز فکر نکنید.
*********************************
11- با حرکات آرام و صحبت کردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل کنید. آیا تا به حال فرد آرامی را دیدید که با صدای بلند صحبت کند؟
*********************************
12- با شوخ طبعی به آرامش خود کمک کنید.
*********************************
13- راحتی، یکی از عناصر مهم آرامش است، مثل دمای مناسب، صندلی راحت و لباس و کفش راحت.

• هر چند وقت یک بار ساعتتان را کنار بگذارید و خود را از فشار زمان نجات دهید.
• در آوردن کفش‌ها به کاهش فشار عصبی کمک می‌کند.
• فشردن یک توپ کوچک، تنش‌های عصبی‌ را که در انگشتان و دست‌های شما متمرکز شده‌اند، خالی می ‌کند.
• لباس‌های گشاد و راحت، باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می‌ شود.
*********************************
14- لحظه‌ های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عکس و فیلم بگیرید، سپس بیشتر وقت‌ها آنها را به یاد آورید و درباره‌ شان فکر کنید و لذت ببرید.
*********************************
15- هوای دریا، آب شور و صدای امواج، همگی باعث آرامش می ‌شوند، مسافرت به سواحل دریا را فراموش نکنید. تماشای ماهی‌ ها مثل خیره شدن به دریا، در شما ایجاد آرامش می ‌کند، زیرا ماهی‌ها آرام شنا می ‌کنند و آرام تنفس می‌ کنند.
*********************************
16- آهسته غذا خوردن و جویدن، باعث تجدید قوای فکری و احساس آرامش خواهد شد.
*********************************
17- برای تأثیر بیشتر و رسیدن به آرامش، در خود متمرکز شوید و آرام نفس بکشید.
*********************************
18- تمرین کنید که آرامتر از حد معمول صحبت کنید، این کار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را کم می‌ کند و به شما اجازه می‌دهد، ذهن و فکرتان را از بسیاری مسائل پاک کنید..
*********************************
19- اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشید، به یکی از با افتخارترین روش‌های رسیدن به آرامش خاطر رسیده ‌اید، آنگاه می‌ توانید بگویید، الا بذکر الله تطمئن القلوب .. اگر از خدا دور افتاده‌اید، اکنون زمان آشتی است. داشتن یک تکیه‌ گاه معنوی در حد تعادل موجب آرامش می ‌شود.
*********************************
20- احساسات و مشکلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس کنید.
*********************************
21- یکی از مهمترین مهارت‌ها در آرام بودن، فکر نکردن به مسائل کوچک است، دومین مهارت، کوچک شمردن تمام مسایل است.
*********************************
22- شاد کردن دیگران، موجب آرامش می‌ شود. نمی ‌دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یک کارتن خواب هدیه دهید. قدردانی کنید. دیگران را برای لطف کردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف که وظیفه نیست!
*********************************
23- اگر می‌ دانستید که : «سیگار کشیدن + ورزش نکردن = استرس ، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سیگار نمی‌ کشیدید و ورزش کردن را به تعویق نمی‌ انداختید.

راز کار من لوبیاست !

روزی از روزها، در یکی از شرکت های صنعتی مدیری توانمند کار می‌کردکه آوازه "تصمیم گیرنده سریع " را با خود یدک می‌کشید.
هر زمان که یکی ازکارمندان آن شرکت نزد این مدیر می‌آمد و مشکلی را با او در میان می‌گذاشت،مدیر توانمند ما در حالی که با یک دست در جیب و یک دست زیر چانه به سقف خیره می‌شد، اندکی به تفکر می‌پرداخت و سپس سریعاً و با اقتدار کامل پاسخ مثبت یا منفی خود را اعلام می‌کرد به طوری که کارمندان از این همه اعتمادبه نفس که در رییس خود می‌دیدند دچار شگفتی می‌شدند.
پس ازگذشت چند سال ، با تصمیمات و تدابیر سریعی که این مدیر اتخاذ می‌کرد، شرکت آنهاعالی ترین مدارج پیشرفت را پیمود.
داستانهای زیادی در مورد توانایی مرموزتصمیم گیری سریع این مدیر نقل می‌شد و حتی کار به دخالت دادن نیروهای فوق طبیعی نیز کشیده شده بود. یک روز، رییس قسمت فروش شرکت نزد او آمدو پس ازارائه طرحی از او خواست نظرش را در باره آن طرح بیان کند.
مدیر، پس ازبرانداز کردن آن طرح و پرسیدن چند سوال، اندکی به تفکر پرداخت و گفت:"طرح خوبی است، آن را به مرحله اجرا در آور".
روز دیگری، از مدیر درموردوضعییت سالن غذا خوری شرکت سوال شد و پیشنهاد گردید که محل آن به جای دیگری تغییر یابد. اما مدیر پس از طرح چند سوال ابراز داشت : "سالندرهمان جایی که هست باقی بماند". تصمیم گیری سریع و موکد وبدون تاخیر و همیشه جواب سریع و صریح دادن از خصوصیات برجسته مدیر توانمندمابود که سایر مدیران در مورد آن غبطه می‌خوردند.
سالها گذشت و آن شرکت بامدیریت آن مدیر، پیشرفتهای زیادی نمود تا اینکه یک روز زمان باز نشستگی او فرا رسید.
مدیر جانشین که از تواناییهای مدیر قبلی اطلاع کامل داشت ازاوخواست که راز موفقیتش را با او در میان بگذارد. مدیرقدیمی با کمال میل حاضر شد که رازش را برملا سازد. این بود که گفت:
"راز کار من لوبیاست".مدیر جدید که کاملا گیج شده بود از او خواست که مسئله را بیشتر توضیح دهد.به همین سبب مدیر قدیمی مقداری لوبیا از جیبش درآورد و پس از اینکه آنهارا در این دستش ریخت و دو باره در جیبش قرار داد گفت:
"سالها قبل پی بردم که اگر تصمیم گیری در مورد مسئله ای را به عقب بیاندازی آن مسئله بسیاربدتر و مشکل تر از قبل می‌شود. این بود که من روشی را برای تصمیم گیری سریع ابداع نمودم. روش من به این ترتیب بود که پس از تهیه مقداریلوبیا،آنها را در داخل جیبم قراردادم و هر زمان که مجبور بودم در موردسوالیجواب بله یا نه بدهم مقداری از آن لوبیاها را به اندازه یک مشت برمی‌داشتم و در داخل جیبم شروع به شمارش آنها می‌کردم. اگر مجموع این لوبیاها عددی فرد بود جواب منفی و اگر مجموع آنها زوج بود جواب مثبت
می‌دادم ".
مدیر قبلی ادامه داد: "همانطوریکه می‌بینی فرقی نمیکردکه جواب من مثبت باشد یا منفی بلکه چیزی که مهم بود این بود که جریان تصمیم گیری به تعویق نیافتد. البته تصمیمات من گاهی از اوقات غلط ازآب درمی‌آمد و این امری اجتناب ناپذیر بود. اما، چه درست و چه غلط، تصمیم گیری باید هرچه سریعتر صورت پذیرد تا بتوان انرژی خود را صرف چیزهایی که واقعاًاهمیت دارند نمود".
این گونه بود که مدیر جدید نیز همراه با مقداری لوبیاداخل جیبش، پست مدیریت را از آن مدیر توانمند تحویل گرفت …..

اشتباهات روز های اول ازدواج

زوجهاي جوان شباهت زيادي به دانشجوهاي سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول يادگيري خم وچم زندگي مشترك هستند. آنها انسان هستند و دچار اشتباه ميشوند. اما آگاهي از اشتباهات معمول ميتواند به شما كمك كند كه مانع بروز آنها شويد.

1- به دوران پس از ازدواج فكر نميكنيد.

بعضي از همسران جوان آن چنان سرگرم جشن ازدواج مي شوند كه متوجه نمي شوند در گير چه مسايلي شده اند. شما متاهل شده ايد. جشن ازدواج شايد سرگرم كننده باشد اما فقط يك روز است. اكنون شما ناچار هستيد با يكديگر زندگي كنيد، با هم كنار بياييد و خانواده خودتان را تشكيل دهيد. از برنامه هاي جشن و بازتاب آن -از تماشاي فيلم عروسي تا تجديد خاطرات با دوستان- لذت ببريد ، اما تمام مدت تصوير بزرگتري را در ذهن داشته باشيد.
شما به اين دليل با همسر خود ازواج كرده ايد كه دوستش داشتيد. اگر اين طور باشد، هيچ دليلي وجود ندارد كه او را تغيير دهيد.

2- سعي ميكنيد همسرتان را تغيير دهيد.

به احتمال قوي، شما به اين دليل با همسر خود ازدواج كرده ايد كه عاشقش بوده ايد. اگر اين طور باشد، هيچ دليلي وجود ندارد كه او را تغيير دهيد. بدون شك، افراد بالغ به طرزي چشمگير تغيير نمي كنند پس بهترين اطمينان شما اين است كه همسر خود را قبول كرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت هايي كه با ديگران دارد و نه علي رغم آنها، دوست بداريد. تلاش براي عوض كردن همسرتان فقط احساسات او را جريحه دار كرده و زندگي مشترك شما را خراب مي كند.

3- با خانواه همسرتان رابطه بدي را آغاز ميكنيد.

اگر تا اين لحظه به رابطه ي شما لطمه وارد شده، دست به هر كاري بزنيد تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود بخشيد. اولين نفري باشيد كه صلح را برقرار مي كند ، زيرا هنگام دعواي شما با خانواده همسرتان، تنها كسي كه آزرده خاطر مي شود همسرتان است كه احساس مي كند بين شما گير افتاده است.

4- در مشاجرات اجازه ميدهيد احساسات شما پيروز شوند.

پرخاشگري و فرياد زدن و جيغ كشيدن در حل مشكل يا اختلاف نظرها به شما و همسرتان كمكي نمي كند. گفت و گوي آرام و منطقي شما را به پيش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانيد خودتان را كنترل كنيد ، زندگي تان را به مخاطره مي اندازيد. پس هر كاري را كه شامل اين موارد است – از استراحت در ميانه بحث تا طلب كمك به وسيله روش هاي درماني – انجام دهيد.
زندگي تنها تفريح و مهماني و خوشي نيست .درخود توانايي پذيرش مشكلات بزرگ تر را داشته باشيد.

5- از بحث هاي سنگين اجتناب ميكنيد.

هيچ كس دوست ندارد درباره مسايل سنگيني مثل كنترل مسايل مالي، راه هاي ممكن در صورت بچه دار نشدن، نحوه آمادگي براي اتفاقات پيش بيني نشده اي مثل مرگ، بحث كند. با اين حال اكنون كه متاهل شده ايد، چاره اي جز صحبت درباه اين موضوعات نداريد. ازدواج شما به اين مسايل وابسته است. عاقل باشيد و در مورد تمامي اين مسايل با همسر خود صحبت كنيد. در صورت لزوم با ديگران مشاوره داشته باشيد اما اين مسايل را نا ديده نگيريد. زندگي تنها تفريح و مهماني و خوشي نيست .درخود توانايي پذيرش مشكلات بزرگ تر را داشته باشيد.

6- بر سر مسايلي بيهوده دعوا ميكنيد.

هر انسان متاهلي با همسر خود بر سر مسايلي بحث مي كند – از باز گذاشتن سر خمير دندان تا آويزان كردن لباس روي دستگيره در- كه در نظر ديگران بي معني است. بحث هاي خود را براي مسايل مهم تري نگه داريد. اين دلخوري ها را به حال خود بگذاريد. به راستي اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب هاي كثيف روي زمين است، بايد خودتان را خوش شانس بدانيد.
همسرتان شما را براي زندگي انتخاب كرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان مي شود كه تصور مي كند شما به او اعتماد نداريد. اگر او هميشه قابل اعتماد بوده است، نبايد با حسادت خود حتي براي او ايجاد مزاحمت كنيد. اين براي رابطه سم است.

7- حسادت ميورزيد.

همسرتان شما را براي زندگي انتخاب كرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان مي شود كه تصور مي كند شما به او اعتماد نداريد. اگر او هميشه قابل اعتماد بوده است، نبايد با حسادت خود حتي براي او ايجاد مزاحمت كنيد. اين براي رابطه سم است.

8- مثل دوران تجرد خود رفتار ميكنيد.

اكنون زمان آن رسيده كه بزرگ شويد. گردش شبانه رفتن با دوستان، زماني اشكال نداشت كه شما مجرد بوده ايد و هيچ كس در منزل منتظر شما نبوده است. به عنوان يك فرد متاهل، انجام بعضي كارها شايسته نيست. شما مي دانيد درست و غلط چيست. پس كار درست را انجام دهيد.
زن يا شوهري كه بعد از هر مشاجره بر عذرخواهي اصرار دارد، هميشه برنده است و كسي كه مهر و محبت همسر خود را انكار مي كند، هيچ كار مفيدي براي زندگي مشتركشان انجام نميدهد.

9- غرور را به زندگي مشترك خود راه ميدهيد.

زن يا شوهري كه بعد از هر مشاجره بر عذرخواهي اصرار دارد، هميشه برنده است و كسي كه مهر و محبت همسر خود را انكار مي كند، هيچ كار مفيدي براي زندگي مشتركشان انجام نميدهد. او اجازه مي دهد غرور و روش هاي حل مشكلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پيدا كنيد و رابطه شما به نتيجه برسد. بايد ملايم تر باشيد و راهي پيدا كنيد كه مسووليت اعمال خود را به گردن بگيريد.

10- اوقات بسيار كمي را در كنار يكديگر سپري ميكنيد.

بايد مانند يك گل از زندگي مشترك خود مراقبت كنيد. گل، بدون آب، نور خورشيد و مراقبت هرگز رشد نخواهد كرد. بنابراين، بايد برنامه ريزي كنيد تا مدت زمان بيشتري را در كنار همسر خود باشيد.

۱۳۸۸ خرداد ۱, جمعه

ازمایش اکواریم و باور ناتوانی

روزي دانشمندى آزمايش جالبى انجام داد.
او يك آكواريوم ساخت و با قرار دادن يک ديوار شيشه‌اى در وسط آكواريوم آن ‌را به دو بخش تقسيم ‌کرد.
در يک بخش، ماهى بزرگى قرار داد و در بخش ديگر ماهى کوچکى که غذاى مورد علاقه ماهى بزرگتر بود.. ماهى کوچک، تنها غذاى ماهى بزرگ بود و دانشمند به او غذاى ديگرى نمى‌داد.
او براى شکار ماهى کوچک، بارها و بارها به سويش حمله برد ولى هر بار با ديوار نامريي كه وجود داشت برخورد مى‌کرد، همان ديوار شيشه‌اى که او را از غذاى مورد علاقه‌اش جدا مى‌کرد… پس از مدتى، ماهى بزرگ ازحمله و يورش به ماهى کوچک دست برداشت.
او باور کرده بود که رفتن به آن سوى آکواريوم و شکار ماهى کوچک، امرى محال و غير ممکن است!
در پايان، دانشمند شيشه ي وسط آکواريوم را برداشت و راه ماهي بزرگ را باز گذاشت.. ولى ديگر هيچگاه ماهى بزرگ به ماهى کوچک حمله نکرد و به آن سوي آكواريوم نيز نرفت!می‌دانید چرا ؟ ديوار شيشه‌اى ديگر وجود نداشت، اما ماهى بزرگ در ذهنش ديوارى ساخته بود که از ديوار واقعى سخت‌تر و بلند‌تر مى‌نمود و آن ديوار، ديوار بلند باور خود بود ! باوري از جنس محدودیت ! باوري به وجود دیواري بلند و غير قابل عبور ! باوري از ناتوانی خويش ...

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۹, سه‌شنبه

سقراط و تعریف موفقیت


مرد جوانی از سقراط رمز موفقیت را پرسید که چیست.
سقراط به مرد جوان گفت که صبح روز بعد به نزدیکی رودخانه بیاید.
هر دو حاضر شدند. سقراط از مرد جوان خواست که همراه او وارد رودخانه شود. وقتی وارد رودخانه شدند و آب به زیر گردنشان رسید سقراط با زیر آب بردن سر مرد جوان، او را شگفت زده کرد.

مرد تلاش می کرد تا خود را رها کند اما سقراط قوی تر بود و او را تا زمانی که رنگ صورتش کبود شد محکم نگاه داشت. سقراط سر مرد جوان را از آب خارج کرد و اولین کاری که مرد جوان انجام داد کشیدن یک نفس عمیق بود.

سقراط از او پرسید،
" در آن وضعیت تنها چیزی که می خواستی چه بود؟" پسر جواب داد: "هوا"
سقراط گفت:
" این راز موفقیت است! اگر همانطور که هوا را می خواستی در جستجوی موفقیت هم باشی بدستش خواهی آورد" رمز دیگری وجود ندارد.

انتقاد ،اما بدون دلخوری

در موقعيت‌هاي مختلفي گاهي ناچار به انتقاد كردن از ديگران هستيد. بايد همه تلاش خود را به كار بنديد تا انتقادتان سازنده باشد تا بر فرد موردنظر تاثير بگذارد. در اينجا به راهكارهايي اشاره مي‌كنيم كه به شما كمك خواهد كرد. انتقاداتي ارائه كنيد كه نه آنقدر بي‌فايده و بيهوده باشد و نه باعث رنجش فرد مقابل شود ، اما در عوض تاثيرگذار بوده و باعث پيشرفت و اصلاح او شود.
*************************
خصوصيات شخصي فرد را ناديده بگيريد:

اگر مي‌خواهيد انتقاد شما سازنده و تاثيرگذار باشد ،‌ بايد تا مي‌توانيد از دخالت دادن خصوصيات شخصي فرد مورد نظر خودداري كنيد. اگر بخواهيد در انتقادتان صرفا به نقص‌هاي او اشاره كنيد، تصور خواهد كرد قصد خوار كردن شخصيتش را داريد و توجهي به حرف‌ها و انتقادتان نخواهد كرد و علاوه بر اين كه از شما كينه به دل خواهد گرفت، به قول معروف انتقادتان را از يك گوش مي‌گيرد و از گوشي ديگر بيرون مي‌كند. با اين كه دشوار است اما بايد تلاش كنيد كه تا مي‌توانيد شخصيت فرد را از كارش جدا كنيد.
اگر در انتقادتان صرفا به نقص‌هاي او اشاره كنيد ، تصور خواهد كرد قصد خوار كردن شخصيتش را داريد و توجهي به حرف‌ها و انتقادتان نخواهد كرد .
*************************
انتقاد خود را با بياني مناسب مطرح كنيد:

استفاده از لغات و اصطلاحات مربوط به مطلب مورد نظر باعث تخصصي‌تر شدن آن خواهد شد. در اين صورت مي‌توان جدي‌ترين و مهم‌ترين انتقادها را به بهترين شكل بيان كرد. اگر جملات خود را با « به نظرم مي‌آيد كه ...» يا « شايد من اشتباه مي‌كنم، اما... » شروع كنيد ، انتقادتان غيرمغرضانه‌تر و مودبانه‌‌تر به نظر خواهد رسيد.
*************************
به واقعيات مستقيم اشاره كنيد:

فايده انتقاد سازنده در مستقيم و رك و راست ارائه كردن واقعيات است. هيچ چيز به اندازه نادرست بودن حقايق ارائه شده در انتقاد شما، آن را خراب نمي‌كند. يكي از بهترين‌ راه‌هاي گفتن حقايقي كه با بحث نمي‌توان آن را مطرح كرد ، ‌از طريق انتقاد است. حقايق و واقعيات مي‌توانند انتقاد شما را سازنده‌تر كند و به طرف مقابل اجازه نخواهد داد از زير آن شانه خالي كند.
احساسات خود و طرف مقابل را تحت كنترل بگيريد: نبايد اجازه دهيد احساساتتان باعث بدنامي و بي‌اعتباري انتقادتان شود. علاوه بر اين بايد توجه تان به احساسات طرف مورد انتقاد نيز باشد تا باعث خجالت و رنجش او نشويد.
*************************
به اين توجه كنيد كه چه مي‌توان كرد، نه چه انجام شده:
به فرصت‌هايي براي پيشرفت و اصلاح اشاره كنيد و از بيان كمبود و نقصان‌ها بپرهيزيد. مثبت جلوه دادن انتقادتان باعث خواهد شد كه مودبانه‌تر و موثرتر به نظر آيد. معمولا اگر به افراد راهكارهايي براي پيشرفت و اصلاح ارائه كنيد تاثير بيشتري بر آنها خواهد گذاشت تا اين كه فقط اشكالات كارشان را به آن ها گوشزد كنيد.
فقط بايد هميشه به خاطر داشته باشيد انتقاداتي كه بر پايه دليل و برهان باشند ، كمتر مورد بحث قرار مي‌گيرند.
*************************
خود را جاي طرف مقابل بگذاريد:
خود را جاي فرد موردنظر بگذاريد و ببينيد با شنيدن چنين انتقادي چه احساسي پيدا خواهيد كرد. اين در طبيعت انسان‌هاست كه در برابر انتقادات حالت تدافعي بگيرند ، حتما خود شما نيز همين طور هستيد.
*************************
به جاي استفاده از نظرات شخصي از استدلال و منطق استفاده كنيد:
هر نوع انتقادي معمولا با يك مشكل مواجه است كه مي‌توانيد آن را از بين ببريد. فقط بايد هميشه به خاطر داشته باشيد انتقاداتي كه بر پايه دليل و برهان باشند ، كمتر مورد بحث قرار مي‌گيرند. دفاع در مقابل منطق و برهان براي همه دشوار است. پس به جاي دخالت دادن نظرات شخصي خودتان بهتر است از دلايل عقلي استفاده كنيد تا تاثيرگذارتر باشد.
*************************
براي جواب گرفتن بايد فرصت بدهيد:
بهتر است بين طرح انتقادات خود كمي سكوت كنيد تا فرد مقابل نيز فرصت دفاع از خود را پيدا كند. بايد به او اجازه دهيد براي كار خود توجيه بياورد. اين كار باعث مي‌شود كه او توجه بيشتري به انتقادات شما ابراز كند و دستپاچه نيز نشود.
منبع : تبیان

نکاتی خواندنی برای حفظ سلامتی بدن

1- بالا كشيدن آب نمك از راه بيني براي حفظ سلامتي مفيد است و علائم آلرژي و حساسيت را ازبين مي برد. شستشوي بيني ارزان ترين و ساده ترين روش براي تسكين و رهايي از آلرژي و حساسيت فصلي ، گرفتگي و احتقان و رهايي از خلط مي باشد.
************************
2- سگ ها مي توانند سرطان و قند خون پايين را تشخيص دهند. محققان مركز تحقيقاتي سان آنسلمو قبلا اعلام كرده بودند كه با تعليم سگ و دادن الگوي تنفسي به او مي توان بيماران مبتلا به سرطان سينه وريه را تشخيص داد. استشمام كتون– ماده اي كه در نتيجه فرآيندهاي متابوليكي توليد مي شود- موجود در ادرار و نفس افراد ديابتي توسط سگ نيز روشي جديد براي تشخيص بيماري آنها مي باشد. همچنين سگ قادر است با استشمام رايحه هاي ديگر ، گلوكز پايين خون را نيز تشخيص دهد.
************************
3- محققان دانشگاه هوستون اعلام كرده اند كه احتمال ابتلا به حملات قلبي سه روز بعد از ابتلا به انفولانزا و يا عفونت دستگاه تنفسي افزايش مي يابد. خطر مرگ ناشي از حملات قلبي در زمان شيوع آنفولانزا و عفونت هاي دستگاه ريوي سه برابر مي شود. با توجه به اين مسئله مي توان گفت كه دريافت واكسن سرماخوردگي تا حد قابل توجهي به پيشگيري از اين نوع مرگ كمك مي كند.
************************
4- افراد سيگاري چهار برابر بيشتر از سايرين به خاطر عدم احساس آرامش در خواب شبانه شكايت مي كنند. اين افراد اغلب در شب دچار نشانه هاي ترك اعتياد مي شوند . همچنين افراد سيگاري 5/1 برابر بيشتر از سايرين در معرض ناشنوايي هستند.
************************
5- مصرف ميوه ها و سبزيجات تازه به بدن كمك مي كند كه آسپرين بسازد. دريافت اسيد بنزوئيك –ماده طبيعي موجود در ميوه ها و سبزيجات- باعث توليد اسيد ساليسيليك در بدن مي شود كه از تركيبات كليدي آسپرين مي باشد و خاصيت ضد التهابي و تسكيني دارد.

هیچوقت برای عذر خواهی دیر نیست !

بعضی از بحث‌ها و جدال‌ها غیرقابل حل هستند و بیش‌تر آن‌ها منجر به نزاع، کینه‌توزیِ خانوادگی، قطع دوستی‌ها‌ برای سال‌های متمادی و طولانی، طلاق و حتی قتل و آدم‌کشی می‌شوند‌، در حالی‌که مردم فراموش می‌کنند که می‌توان به مباحث بزرگ و کوچک بدون این‌که به خون‌ریزی و یا شکست دوستی‌های عمیق منجر شود، خاتمه داد.چگونه؟ با یک معذرت‌خواهی.

متأسفانه، گفتن «معذرت می‌خواهم»، آسان نیست، همان‌گونه که یادگیریِ فراموش‌کردن مسائل، برای فرد مشکل است.برای ما بعضی مواقع، موقعیت‌هایی پیش‌می‌آید که مجبور به عذرخواهی می‌شویم و ما آن را باور نداریم‌ و نیز مواقعی وجود دارد که با این‌که می‌دانیم اشتباه از خودمان بوده اما پوزش نمی‌طلبیم. چه چیزی باعث توقف ما برای عذرخواهی می‌شود؟- از دست دادن نفوذ و اعتبارمان- برهنه شدن روح و فکرمان- قبول اشتباه‌های‌مان- اعتراف و تصدیق پَستی و کهتری خود در اوج برتری و بزرگیپس با داشتن قلبی سخاوتمند و شخصیتی قوی می‌توانیم در شرایط لازم، پوزش خود را ابراز نماییم.

افرادی که در هنگام بروز اشتباه، از کرده‌ی خود پشیمان و متأسف می‌گردند و به‌دلیل مناعت طبع و اعتمادبه‌نفس و جرأت زیاد، معتقدند اشتباه کرده‌اند، ‌افرادی هستند که در میان فامیل و اقوام، دوستان‌ و اجتماع، از ارتباط سالمی برخوردارند. حقیقت این است که ریشه‌ی این رفتار، به دوران کودکی افراد باز‌می‌گردد. روان‌شناسان کودک، هیچ‌گاه از گفتن این مطلب مهم که «به کودکان‌تان عفو و بخشش و گفتن معذرت می‌خواهم را آموزش ‌دهید»، خسته نمی‌شوند. افراد باید از کودکی، عذرخواهی پدر‌‌و‌‌مادر خود را ببینند و هم‌چنین پشیمانی و تأسف آنان از اشتباه‌شان را بشنوند. ‌‌دیدن و شنیدن عذرخواهی پدر و مادر، پایه و اساس فرم ارتباط‌های کودکانِ آنان در آینده می‌باشد.
رفتار، ‌مشعل قوی گویش‌ها می‌باشد. ‌فرم کلمه‌ها می‌تواند شراکت را بسازد و یا جنگ بیافریند. ما از کلمه‌ها برای بیان احساس‌های خود استفاده می‌کنیم و اگر نتوانیم احساس خود را در قالب کلمه‌ها بیان‌کنیم، هیجان‌های خود را به‌صورت پرخاشگری بروز می‌دهیم.ما می‌توانیم احساس‌های خود را در قالب کلمه‌ها بیان کنیم و بگوییم «متأسفم»، به این دلیل که احساس تأسف می‌کنیم. ما می‌توانیم بگوییم:

«تو را بخشیدم»، به دلیل این‌که بخشنده هستیم. باور بیانِ تأسف می‌تواند دنیای زیبای خالی از تکبر را برای ما به ارمغان بیاورد.زمانی که ما می‌گوییم «ببخشید»، به این دلیل است که ما احساس دیگران را درک می‌نماییم و عذرخواهی‌ ما باید با احساس پشیمانی همراه باشد.

بررسی وقت گذرانی و اثر ان بر عدم موفقیت

وقت گذرانی مانع اصلی برای رسیدن به موفقیت است. اکثر ما زمان بسیار زیادی را برای طفره رفتن از وظایف دشوار و ناخوشایند هدر داده و خود را در معرض شکست قرار می دهیم.

یکی از دلایل اصلی وقت گذرانی ترس و نگرانی است. ترس از شکست، ترس از انتقاد، ترس از اشتباه کردن و ترس از مردود شدن.
تلاش کنید تا با روش های گوناگون کمتر وقت گذرانی کنید. به راه های متفاوتی بیندیشید و روش های زیر را هم امتحان کنید:

ابتدا وظایف ناخوشایند را انجام دهید و آن ها را از سرخود باز کنید.

وظایف دشوار را بپذیرید و آن ها را به قسمت های کوچک تر تفکیک کنید و بعد به موقع آن ها را انجام دهید.

از فردی کمک بگیرید، هیچ قانونی وجود ندارد که شما باید هر کاری را خودتان به تنهایی انجام دهید.

ابتدا آسان ترین بخش کار را انجام دهید، بدین ترتیب بقیه کار به نظرتان آسان تر خواهد آمد.

به ارزش کاری که به تعویق افتاده است توجه کنید. چه اتفاقی روی می دهد اگر ترک کردن سیگار و یا برنامه کم کردن وزن خود را به تعویق بیندازید؟ چه چیزی ممکن است پیش آید اگر مراجعه به پزشک را برای رفع یک درد به تعویق بیندازید؟ اجرا نکردن به موقع یک پروژه چه عواقبی به دنبال خواهد داشت؟ تنظیم یک برنامه، همواره آسان تر از تنظیم گرفتاری است.

نگرانی و ترس خود را کنترل کنید، روش های زیادی برای رسیدن به آرامش و کنترل استرس وجود دارد. اجازه ندهید این احساسات شما را از موفقیت دور کنند. برای این که به آرامش برسید، بنشینید و یا دراز بکشید، راحت باشید، چشم هایتان را ببندید و چند نفس عمیق بکشید، طوری که عمل بازدم را انجام می دهید، بگذارید هیجان از شما خارج شود. در مرحله بعدی تصور کنید، در انتهای هر کدام از انگشتان تان شیر آب کوچکی وجود دارد و شیر آب ها باز هستند و تمامی اضطراب ها و تنش ها از بدن شما دور می شوند، در این حالت بگذارید بد نتان رها شود و کاملا آرام باشید.

نگرش خود را نسبت به کار تغییر دهید. در ذهنتان کار را به صورت بازی درآورید تا سریع تر و آسان تر انجام شود.

وظیفه دشوار خود را آغاز کنید و از خود بپرسید، نفس من آیا در حال حاظر کاری هست که انجام نداده باشم؟ هر کاری که قادر به انجامش هستید را بیابید و آن را اجرا کنید.

اگر شما از روی ترس وقت گذرانی می کنید، می توانید با این روش به ترس خود پایان دهید. باید اطلاعات مربوط به کار را جمع آوری کنید. وقتی دانسته های شما نسبت به یک کار زیاد باشد، ترس کاهش می یابد.

پذیرفتن خطر را بیاموزید. هیچ فردی همواره کارش را به نحو احسن انجام نمی دهد و همواره با خطرات کوچک و بزرگی روبه رو خواهد شد. تمام اطلاعات را جمع آوری کنید و نتایج مختلف آن را بسنجید، سپس یکی از آن ها را انتخاب کرده و انجام دهید. اگر به اتلاف وقت ادامه دهید، بیشتر نگران خواهید شد.

از جملات تاکیدی برای بالا رفتن انگیزه خود استفاده کنید. مثلا :" اکنون باید این کار را انجام دهم، من شایستگی انجام این کار را دارم، من موفق هستم و......." این موارد در تمامی اوقات باعث تقویت انگیزه می شود.

شاید وقت گذرانی شما به خاطر ترس از انجام نشدن کاری باشد. لیستی از کارهایی را که لازم است انجام شود تهیه کنید و تا جایی که می توانید خلاق باشید. حال دور هر چیزی که به نظرتان نادرست می آید، خط بکشید. گهگاهی لیستی که تهیه کرده اید را بخوانید و زمانی که وقت اضافی دارید به انجام امور بپردازید. به این امر توجه کنید که بیشتر مواردی که شما را نگران می کند، اغلب اتفاق نمی افتند.

نسبت به اهدافتان مسوول باشید. بیشتر وقت ها به این دلیل وقت گذرانی می کنیم که نسبت به هدفی که انتخاب کرده ایم، مطمئن نیستیم.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه

فکرتان را روی کاغذ بیاورید

یکی از روشهایی که قدرت حل مشکلات را در شما تقویت می کند و خلاقیتتان را ظاهر می سازد، فکر کردن روی کاغذ است
چند دقیقه ای را صرف کنید و از خودتان بپرسید:
« دقیقا مشکلم چیست؟» سپس پاسخ را با تمامی جزئیات آن روی کاغذ بنویسید.
سپس سوال کنید:
« دیگر چه مشکلی دارم؟»
مراقب مسائلی باشید که تنها به یک شکل تعریف می شوند. بدترین کاری که ممکن است انجام بدهید، حل مشکل اشتباهی است. هر قدر بتوانید مشکل را به شکل های مختلف تعریف کنید، امکان یافتن راه حل مناسب بیشتر خواهد بود.
مشکلات و مبارزات و یا عواملی را که شما را عقب می کشند، روی کاغذ بیاورید. همان طور که در علم پزشکی گفته شده است،« تشخیص درست نیمی از درمان است.»
گه گاه، زمانی که شروع به تعریف مشکلی می کنید، عملا آن را به صورت "مشکلی خوشه ای" می یابید؛ مشکل بزرگی که با مشکلات کوچک محاصره شده است. بسیاری از مشکلاتی که با آن ها روبه رو می شوید، مرکب از چندین مشکل کوچک ترند. اغلب در موقعیت های دشوار، یک مشکل بزرگ وجود دارد که باید حل شود، قبل از آنکه مشکلات کوچک تر راه حلی بیابند.
بهترین روش برای چنین موقعیتی ، تعیین مشکل اصلی و سپس تک تک مشکلات فرعی است. گه گاه حل بخشی از یک مشکل، به حل تمامی مشکل منتهی می شود.
منبع:فکرتان را عوض کنید و همراه با آن زندگیتان را/برایان تریسی

اگر چنین هستید صبر کنید ازدواج نکنید .!

1 - اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود ، مسئولیت كاری را به عهده نمی گیرید یا در مسئولیت محوله تعلل می ورزید. ( تنبلی و بی مسئولیتی)
*********************
2 – اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (‌كه به نظر شما غیر منطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی كننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد نمائید. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران)
*********************
3 – اگر در زندگی ، مرتب شغل خود را عوض كرده اید، با دوستان زیادی به خاطر مشكلاتی قطع رابطه نموده اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده یا ترك تحصیل كرده اید، علائق خود را نیمه كاره رها كرده اید و ثبات فكری ، احساسی و رفتاری ندارید.( عدم ثبات فكری، احساسی و رفتاری)
*********************
4 – اگر تصور می كنید ؛ افكار ، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می دهید. (خطای شناختی)
*********************
5 – اگر به دنبال همسر مناسبی هستید به نحوی كه در زندگی مشتركتان در آینده با هیچ گونه مشكلی مواجه نشوید. (خطای شناختی)
*********************
6 – اگر در پی كسب لذت و علائق خود ، كارها و مسئولیت هایتان بر دوش دیگران قرار می گیرد. (اصالت لذت، و عدم مسئولیت پذیری)
*********************
7 – اگر فقط منطق و طرز نگرش خویش را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا حالت تهاجمی می گیرید و قادر به درك افكار ، احساس و رفتار دیگران نیستید. (واكنش دفاعی و خود میان بینی)
*********************
8 – اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمی بینید. (عدم خودآگاهی)
*********************
9 – اگر تا كنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادات دیگران، تغییری در رفتار های شما ایجاد نشده است. (عدم مدیریت خود یا خود مدیریتی)
*********************
10 – اگر مسائل كاری شما مانع ارتباط دوستانه ، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خانواده ( خانواده پدری) می شود یا مسائل و مشكلات شخصی شما در تمام حوزه های زندگیتان تاثیر می گذارد و در هم تنیده می گردد. (مشكل در تقسیم وظایف و تعارض نقش ها)
*********************
11 – اگر به هیچ وجه قادر به تغییر برنامه های از قبل طراحی شده خود نیستید( حتی اگر شرایط تغییر كند) و بسیار متعصب ، خشك و غیر قابل انعطاف هستید. (‌عدم انعطاف پذیری لازم)
*********************
12 – اگر قادر به درك احساسات ، رفتار و افكار خانواده ، دوستان و همكارانتان(كه متفاوت از شما عمل می كنند)، نمی باشید. (عدم اگاهی اجتماعی)
*********************
13 – اگر بیشتر به جای گوش كردن ، صحبت می كنید و بیشتر از آنكه سعی كنید دیگران را بفهمید ، سعی دارید كه دیگران شما را درك كنند. (عدم مدیریت رابطه)
*********************
14 – اگر بسیار هیجان طلب هستید و صرفاً ، هیجانات شما را به سویی می كشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته هایتان نیستید. (خود یا اگو ضعیف ، هوش هیجانی پائین)
*********************
15 – اگر برای رفتار ، احساس و گفتار خود روش و برنامه ای ندارید و منفعلانه و واكنشی نسبت به دیگران عكس العمل نشان می دهید.( رفتار بی تعقل یا انعكاسی، مشكل در شیوه حل مسئله)
*********************
16 – اگر عادت دارید به جای حل مشكلات از آنها فرار كنید یا اجتناب بورزید یا واكنش شما به مسائل بی تفاوتی هست. (پاسخ اجتنابی به رویدادها)
*********************
17- اگر در آینه نگاه دیگران، شما فردی غرغرو ، سرزنش گر، وابسته، احساساتی، بدبین، گوشه گیر، پرخاشگر، دمدمی مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگین یا تكانشی ( كسی كه یكباره بدون مقدمه و از روی احساس دست به عملی می زند و پیامدهای آن را نمی سنجد) به نظر می آئید. (اختلال شخصیت)
*********************
18 – اگر فكر می كنید، از میان چند میلیارد ساكنین كره زمین ، فقط و فقط یك شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غیر این صورت زندگی شما بی معنا شده و باید بمیرید یا تا آخر عمر مجرد بمانید.( خطای شناختی ، عدم كنترل احساس ، هوش هیجانی ضعیف)
*********************
19 – اگر بدون اینكه خود را دقیقاً‌ ارزیابی كنید و بشناسید ،‌دنبال همسر مناسب می گردید. (‌عدم شناخت خود)
*********************
20 – اگر وضعیت فعلی اتان راضی كننده نیست و برای رهایی و فرار از موقعیت ، اقدام به ازدواج می كنید. (مشكل در شیوه حل مسئله)

7 مانع موفقیت

این موانع می تواند ما را از مسیر موفقیت دور کند:
1- پشت گوش‌ اندازی
افرادی که علامت مزمن این "بـیـمـاری" در آنها دیده میشود، مایلند با این جملات توجیه کننده که " تمام کردنش کاری نخواهد داشت" و یا "نگران نباش، وقت برای انجام دادنش بسیار است"، کارها و وظایف‌شان را برای همیشه از سر خود باز کرده و به تعویق بیندازند.اگر کاری در حد و اندازه قابلیت‌هایتان به شما روی آورد ولی به دلیل عذر و بهانه‌های ذکر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آوردید، قطعا" پشت گوش اندازی مشکل اصـلی بـوده و باید مرتفع گردد. احساس می‌کنید که زمان در اختیار شما اسـت، اما هنگامی کـه وقـت موعود نزدیک می‌شود، برای اتمام کار بسرعت هجوم می‌آورید و نتیجه آن خواهد شد که آن طور که در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهید ماند.

2- ترس از موفقیت
مانع اصلی دیگر واهمه داشتن از موفقیت است. با اینکه چنین افرادی دقیقا می دانند که برای موفق شدن به چه چیزی نیاز دارنـد، امـا بدلیل داشتن ترس از موفقیت قادر به رسیدن به اهداف والای خود نیستند. در نـظـر ایـشـان راه پـیـش رو، مـخـوف و رعـب‌آور ميباشد. نگرانی از آینده و همه مسائلی که در نهایت گریبان‌گیر او خواهد شد، منجر به فقدان بصیرت و بازماندن آنها می گردد؛ مـخـاطرات ذاتـی روند تجارت، رام نشدنی بنظر خواهد رسید.تشخیص و حل این مشکل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازی است. بـا کمی هم محوری و اندکی صبر و شکیبایی فردی که از پذیرش مسؤلیت‌هایی کــه موفقیـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، میتواند شرایط را به نفع خود تغییر دهد
3- وسواس
افراد موفق دارای خصوصیتی مشترک هستند و آن قابـلیـت تمرکز بر اندیشه‌های بـزرگ می‌باشد. برای بسیاری اتخاذ چنین دیدگاهی مشکل است چرا که خود را کاملا محدود و متعهد به انجام کارهای جزئی و کوچک می‌نمایند. تلاش زیاد برای انجام کارهای جزئی زیان‌آور است چرا که زاویه دید را محدود خواهد کرد. اگر برای اتمام هر کار کوچکی مصر باقی بمانید، هرگز قادر نخواهید بود به اهداف والای خود دست پیدا نمایید.اینگونه افراد،سخت کوشی و تلاش زیاد را لازمه زندگیشان دانسته اما عزم و اراده خود را برای کاربرها و مصارف مفید بکار نمی‌بندند. تنظیم دقیق مهارت‌های مدیریـت زمـانـی در برطرف کردن این مشکل کمک فراوانی خواهد نمود.
4- نا امنی
افراد ضعیف و سست بنیان بعلت داشتن احساس ناامنی،در کارشان پیشرفتی حاصل نمی‌گردد. شاید یکی از دلایل عدم موفقیت اینگونه انسان‌ها در بی‌میلی آنها برای نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نیست؛ فقدان اطمیـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آنها می‌گردد.
5-اطرافیان
ممکن است شما همه شرایط لازم برای منعکس نمـودن فردی موفق از خود را دارا باشید، اما آیا دوستانتان شـما را در این راه همراهی می‌کنند؟ ممکن اسـت آنـها دیـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادی از مـوفـقیت نسبت به شـما داشـتـه باشند. ( و یا اصلا" دیـدگاهی نداشته باشند) دوسـتـان به علت تاثیرات منفی راه رسیدن بـه موفـقیـت را برایتان سخت و دشوار میکنند.برخی از اطرافیان حتی ممکن است متوجه پـتـانـسیـل واستعدادهای نهانی شما نشده و باعث زمین خوردگی وتردید در قابلیت‌ها و توانایی‌ها گردند.
6- فقدان منابع
هیچ چیزی ناهنجارتر از این مـوضـوع نـیست که انسان با وجود داشتن همه قابلیـت‌های لازم جـهت رسـیدن بـه مـوفقیت، فقط بخاطر عوامل خارج از کنترل خود، از پیشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالی و یا کمبود زمان بدلیل نگهداری از خانواده و یا مسؤلیتهای دیگر میتواند یک قاتل واقعی باشد. رشد کـردن زیـر خـط فقر و یا تامین نمودن نزدیکانی که به شما نیازمند هستند، آینده را بسیار متفاوت از آن چـیـزی کـه در تصـورتـان بوده ترسیم خواهد نمود.
7- نیاز به دیدگاهی درون‌نگر
یک معلم مدرسه، راهبه، افسر ارتش و سرایدار میتوانند بطرق مختلفی مـوفق باشنـد. با اینکه موفقیت در کار ممکن است جذابتر از همه بنظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نیافتید، بیمناک نگردید. یـک قـدم بـه عـقـب بـازگـشـته و عـلـت را بـررسـی نمایید.خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتماد بنفس‌تان، دقت کنید که قدم‌های صحیـحـی جهت بهینه نمودن فرصت‌ها برای بدست آوردن موقعیتی موفق‌تر و راضی کننده‌تر بردارید

افسردگی درد مشترک انسانهای معاصر

افسردگی، شایع ترین بیماری قرن، یکی از جدی ترین بیماری هایی است که پزشکان و متخصصان را به خود مشغول کرده است. سال ها صرف تحقیق و مطالعه روی عوامل به وجودآورنده بیماری افسردگی شده است و شاید بتوان گفت که هنوز علت اصلی شیوع این بیماری مشخص نشده است. انسان درگیر در چرخ دنده های تمدن پیشرفته امروز، گویی دیگر نمی تواند بار سنگین این همه فشار ناشی از تبعات تمدن را تحمل کند و به خودزنی روی آورده است.

تقریبا در تمام کشورهای پیشرفته و توسعه یافته، افسردگی و ابتلای به آن یکی از مهم ترین معضلات اجتماعی است و در دیگر کشورهای جهان تبعیض و نابرابری، فقر مادی و اقتصادی انسان را به ستوه آورده است. فقدان معنویت، دوری از طبیعت، غرق شدن در مظاهر مادی، تلاش برای رسیدن به ناکجاآباد و دست وپازدن در میان امواج عظیم تمنا، انسان را در مخمصه ای هولناک انداخته است که نمی تواند به سادگی از آن بگریزد. هرچه علم پیشرفته تر می شود، تاثیر منفی افسردگی بر زوایای مختلف زندگی آدمی روشن تر می شود و از دیگر سو ارتباط آن با حلقه های دیگر زندگی تنگ تر می شود.

سالانه میلیاردها دلار برای درمان افسردگی در سراسر جهان هزینه می شود، بدون این که بتوان با هزینه ای به مراتب کمتر از آن پیش گیری کرد. شاید اگر افسردگی نیز مانند بیماری های ویروسی، با پیشرفت علم و با ساخت واکسن قابل پیش گیری بود، می شد از بروز تبعات سوء آن بر روح و روان انسان جلوگیری کرد. اما چه سود که بشر با این پیشرفت، هنوز نتوانسته است روح و روان خود را به تسخیر درآورد و هرگز نیز نخواهد توانست. به این ترتیب پرواضح است که هرچه درباره این اختلال روانی گفته شود، اندک است.
دکترمیترا حفاظی، کارشناس اداره سلامت روان وزارت بهداشت:
افسردگی درواقع یک اختلال خلقی است که علامت بارز آن از دست دادن علاقه به زندگی است.
شخص دیگر علاقه به انجام کارهایی را که قبلا به آن ها رغبت داشته است، ندارد و دچار غم و اندوه می شود. کاهش انرژی، مختل شدن تمرکز، اختلال در خواب و اشتها، احساس گناه، دردهای فیزیکی، سردرد، مشکلات گوارشی و در انواع شدیدتر افکاری درباره مرگ و خودکشی از دیگر علایم افسردگی است. عملکرد فرد افسرده در مجموع از نظر فردی و اجتماعی دچار اختلال می شود. بیماری افسردگی مشکل شماره یک سلامت در سراسر جهان محسوب می شود. در کشور ما نیز رتبه اول بیماری ها را افسردگی تشکیل می دهد و در خانم ها ۲برابر بیش از آقایان دیده می شود.
در مطالعات انجام گرفته در جهان مشخص شد که میزان شیوع افسردگی در میان مردان و زنان ۲۰درصد است و در ایران هم افسردگی در صدر بیماری های مرتبط با روان پزشکی قرار دارد. هم چنین شیوع مادام العمر افسردگی ۱۵درصد است که در خانم ها میزان شیوع به ۲۵درصد می رسد. خوشبختانه این بیماری قابلیت شناسایی و درمان دارد. باید توجه داشت احساس غم و اندوه در برخی مواقع مانند استرس و اضطراب با افسردگی تفاوت دارد. اگر فردی بیشتر روزها و به مدت حداقل ۲هفته احساس غمگینی داشته باشد به طوری که عملکردش دچار اختلال شود، می گوییم دچار افسردگی شده است. البته تشخیص فرد افسرده و کسی که مدتی دچار غمگینی شده، به عهده متخصص است. افت عملکرد، اختلال در خواب، اشتها، تمرکز افکار ناامیدکننده، احساس گناه بیش از حد و تمایل به خودکشی علایمی است که فرد باید نسبت به آن ها هشیار باشد و در صورت تداوم به متخصص مراجعه کند. علل افسردگی بسیار متنوع و گاهی تشخیص آن دشوار است. گفته می شود برخی افراد برای ابتلا به افسردگی مستعد هستند، درحالی که برخی پس از پشت سرگذاشتن تجربیات تلخ در زندگی، یا واکنش شیمیایی بدن یا به دلایل ژنتیکی بیشتر در معرض افسردگی قرار دارند.
ارتباط افسردگی با بیماری های دیگر یک ارتباط دوسویه است و افسردگی می تواند به بروز یک بیماری جسمی منجر شود و یا بیماری حاد و مزمن، افسردگی به دنبال داشته باشد. متاسفانه در بسیاری از موارد، بیماری جسمی فرد، محور قرار می گیرد و علایم افسردگی پوشیده می ماند. یک روان پزشک می تواند با تشخیص افسردگی، زمینه درمان آن را فراهم کند تا ضمن تقویت وضعیت روحی و روانی بیمار، بهبودی جسمی او نیز تسریع شود. از دیگر سو افراد سالمندی که با مشکلات جسمی دست وپنجه نرم می کنند، در معرض افسردگی قرار دارند اما امروزه به دلایل مختلف آمار افسردگی در میان جوانان روبه افزایش است و در ایران نیز سیر صعودی داشته است. مطالعاتی که تاکنون در ایران درباره افسردگی انجام شده، اغلب پراکنده است اما تخمین زده می شود بیش از ۲۰درصد از جامعه بزرگسال دچار نوعی اختلال روانی از جمله افسردگی هستند.
هم چنین باید گفت بین افسردگی و استرس و اضطراب ارتباط نزدیکی وجود دارد و کسانی که زمینه استرس و اضطراب دارند، بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی قرار می گیرند، گاهی اوقات استرس عامل تسهیل کننده بروز افسردگی است.
متاسفانه مردم کشور ما درباره سلامت روانی اطلاعات کافی ندارند؛ مسائل مرتبط با روان پزشکی هنوز بین مردم جانیفتاده است و آن قدر که مسائل جسمی و بیماری های فیزیکی جاافتاده، سلامت روانی اهمیت خود را در نزد آنان پیدا نکرده است. بیان و ابراز یک مشکل روانی هنوز در جامعه ما دشوار است و مخفی کاری هنوز بهترین راه حل در نزد بسیاری است؛ این مسائل، سلامت روانی عمومی جامعه را به شدت تهدید می کند. بیشتر افراد تصور می کنند مشکل روانی، یک مسئله شخصی است که با اراده شخصی قابل حل است، در حالی که چنین نیست. افسردگی می تواند یک بیماری باشد و باورهای نادرستی که افسردگی را تنبلی، تلقین یا ضعف اراده می داند، باید کنار گذاشت. بیشتر افراد درمان های دارویی را رد و مشکل خود را دوبرابر می کنند.

شکی نیست که یکی از معیارهای سلامت روان هر جامعه، میزان شیوع بیماری ها و اختلالات روان پزشکی است. افسردگی شایع ترین اختلال روان پزشکی نه فقط در کشور ما بلکه در سراسر جهان است و سیر صعودی آن هم مختص کشور ما نیست. هم اکنون در میان گروه وسیعی از بیماری ها مثل سرطان ها، بیماری های قلبی عروقی و دیابت باز مشکلات روانی و در راس آن ها افسردگی در رتبه اول قرار دارد و نشان می دهد وضعیت سلامت روانی خوب نیست.

در کشور ما عوامل متعددی در بروز افسردگی نقش دارد. یک دسته عوامل زیستی است یعنی عوامل فیزیولوژیک و ژنتیک که فرد را مستعد به ابتلا به افسردگی می کند. استرس ها، مسائل محیطی، اجتماعی جزو عوامل افسردگی است و مرحله دوم مسائل روان شناختی، مکانیسمی، سبک های دفاعی فرد در مقابل استرس قرار می گیرد، عوامل فرهنگی و اقتصادی هم می تواند زمینه ساز ابتلا به افسردگی باشد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۹, شنبه

چگونه خوش اندام جلوه کنیم .

افرادي كه از قد بلندي برخوردارند، نبايد از لباسهايي بهره گيرند كه قامت ايشان را كشيده تر نشان دهد ،بلكه بايد از لباس هائي راه راه وداراي خطوطي به صورت افقي استفاده كنند،
و بالعكس افرادي كه از قد و قامت كوتاه تري بر خوردارهستند،بايد براي بلندتر نشان دادن قامت از لباس هائي داراي خطوط و نقوش راه راه و عمودي استفاده نمايند . پوشيدن لباس هائي كه خطوط آن به صورت افقي است كوتاهي قامت ايشان را كوتاهتر جلوه خواهداد .
پوشيدن لباس هائي به رنگ هاي تيره اندام را باريكتر و رنگ هاي روشن باعث چاقتر نشان دادن مي شود .

به هنگام خريد بايد به اين نكته توجه داشت كه لباس را حتما به اندازه ســايز خود تهيه كنيد ، لباس خيلي تنگ يا خيلي گشاد عيوب اندام را نمي پوشانند بلكه چاقي را بيشتر در معرض نمايش مي گذارند ، براي لاغر نشان دادن اگر از لباس هاي يك رنگ استفاده كنيد بهتر است .
طرح هاي شلوغ با رنگ آميزي هاي تند اصلا مناسب افراد چاق نيست . خانم هاي چاق به جاي استفاده از لباس هاي چــين دار و پليــسه اي كه اندامشان را بزرگتر نشان مي دهد از پيراهن هائي كه مدل ترك و راسته و بلند است با يقه هفت كه گردن را كشيده تر نشان مي دهد استفاده نمايند .
بلند بودن بيش از اندازه شلوار فقط باعث مي شود كوتاهي قــد بيشتر به چشم بيايد.
لباس هائي با بافت يا پارچه هاي ضخيم موجب مي شود فرد تنــومــند تر به نظر آيد.
آقایانی که شکم بزرگی دارند نباید از کتهای کمر باریک و یا هر پوششی که باعث برآمده شدن شکم میشود، استفاده کنند. این افراد نباید کمریند خود را روی شکمشان ببندند همانند افراد لاغر اندام، نباید لباسهایی با پارچه براق و رنگ روشن بپوشند. در مقابل باید سعی کنند که از لباسهای تیره رنگ با جنس کتان یا لنین و شلوارهایی که دقیقا روی کمر قرار میگیرند، استفاده کنند.اگر شلوار و جلیقه انها همرنگ باشد، بهتراست دکمه دارد.
داشتن ظاهری خوب در محل کار و در اجتماع اهمیت زیادی دارد ، هميشه پيش از خارج شدن از منزل جلوي يك آيينه بايستيد وچند ثانيه اي را به نگاه كردن دقيق به ظاهر خود كنيد تا ببينيد آيا نقصي را مشاهده مي كنيد ؟ سعي كنيد در كنــار همه اين ترفند ها اگر داراي اضافه وزن هستيد ، از همين امروز شـــروع كنـــيد و با پيروي از دستور پزشك تغذيه و ورزش، تناسب اندام را به خود هـــديه كنـــيد. آن وقت مي بينيد كه در انتخاب لباس كمتـــر دچار مـــشكل مي شويد.

10 دلیل عمده اهمیت برنامه ریزی در زندگی

با مطالعه ی این 10 دلیل، متوجه خواهید شد که چرا برای رسیدن به موفقیت نیاز به برنامه ریزی دارید.

1- یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما جهت می دهد. برنامه ریزی این فرصت را در اختیارتان قرار می دهد که بدانید به کجا می خواهید بروید و چطور باید به آنجا بروید. بدون برنامه، شما در زندگی جهت نخواهید داشت و وقت خود را برای کارهایی تلف خواهید کرد که ممکن است هیچ تاثیری در آینده ی شما نداشته باشند.
2- یک زندگی برنامه ریزی شده، رویاهای شما را قابل دسترس قرار می دهد. اگر تابه حال رویاهایتان برایتان غیرممکن و دست نیافتنی می نمود، شاید به این خاطر بوده شما هیچ طرح و برنامه ای برای رسیدن به آنها آماده نکرده اید. برنامه ی زندگی برای شما مراحل رسیدن به رویاهایتان را به شما نشان خواهد داد.
3- یک زندگی برنامه ریزی شده، کنترل زندگی را در دست خودتان قرار می دهد. اگر زندگیتان را به شانس و اقبال واگذار کنید یا اجازه بدهید که دیگران زندگیتان را کنترل کنند، مطمئناً ناامید و دلسرد خواهید شد. درد ست گرفتن کنترل زندگیتان تنها راه رسیدن به چیزهایی است که واقعاً می خواهید.
4- یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما آرامش می دهد. همین که بدانید قدم ها و مراحل رسیدن به آنچه از زندگی می خواهید را طی می کنید، به شما احساس آرامش خواهد داد. بدون برنامه، دچار گیجی و سردرگمی خواهید شد که کجا بروید و روزهایتان را چطور بگذرانید.
5- یک زندگی برنامه ریزی شده به شما هدف می دهد. وقتی تصمیم می گیرید که روی برنامه زندگی کنید، یعنی می خواهید هدفمند زندگی کنید. دیگر زندگی کردنتان، بودن خالی نیست. شما برای خود هدفی دارید و برای رسیدن به آن قدم برمی دارید.

6- یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما شور و اشتیاق می دهد. موفقیت تحقق پیش رونده ی یک هدف ارزشمند است. موفقیت سرنوشت نیست. وقتی هدفی پیش روی خود داشته باشید، با شور و اشتیاق بیشتر زندگی می کنید و برای رسیدن به آن هدف قدم برمی دارید.
7- یک زندگی برنامه ریزی شده، به شما قدرت می دهد. برنامه ریزی و هدفمند بودن در زندگی باعث میشود به همان طریقی که دوست دارید زندگی کنید و به کسی نیاز نداشته باشید.
8- یک زندگی برنامه ریزی شده باعث می شود شکرگذار نعمت های خداوند باشید. شما ناظر هر آن چیزی خواهید بود که خدا به شما داده و برنامه ریزی برای زندگیتان نشان می دهد که به نعمت های خدا احترام می گذارید، قدر آنها را می دانید و شکرگذار هستید.
9- یک زندگی برنامه ریزی شده باعث می شود ناخودآگاهتان هم به خدمت شما درآید. وقتی برنامه ریزی می کنید، بصیرتی در ناخودآگاهتان می کارید و آن بصیرت فرصت ها لازم برای رسیدن به موفقیت را برایتان فراهم می آورد.
10- یک زندگی برنامه ریزی شده به شما آزادی می دهد. وقتی برای شکل دادن به سرنوشتتان آزادی طلب کنید، واقعاً آزاد خواهید بود.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۸, جمعه

امید خود را از دست ندهید .

روزي دو قورباغه داخل كاسه شيري افتادند.
آن دو تقلاكنان براي نجات جان خود و خفه نشدن دست پا ميزدند.
تا اينكه يكي از قورباغه ها خسته شده اميد خود را براي نجات از دست داد و تسليم مرگ شد.
ولي قورباغه ديگر كه براي حفظ جان خودش بسيار مصمم بود همچنان دست و پا ميزد و تقلا ميكرد.
سرانجام قورباغه مصمم آن قدر داخل كاسه شير دست و پا زد كه تكه كرهاي سفت از شير حاصل شد. قورباغه مصمم و اميدوار با خوشحالي روي آن ايستاد و توانست از داخل كاسه بيرون بپرد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۷, پنجشنبه

مهارت های شاد زیستن

زندگی موهبتی است که به ما ارزانی شده است و تا وقتی امید هست، زندگی هست .
ما قدرت آن را داریم که نومیدی را به امید، شکست را به پیروزی و اشک را به خنده مبدل سازیم به شرطی که به زندگی و شگفتی های آن، به لذت ها، ناامیدی ها، تلا ش ها، رنج ها و دردها «بله» بگوییم.اگر بکوشیم کلماتی از قبیل: «بله»، «امکان دارد»، «همیشه»، «امیدوارم» و «می توانم» را در فرهنگ لغات خود و اعضای خانواده وارد کنیم آنگاه شاهد تجلی شادی‌ها خواهیم بود.ما قدرت آن را داریم که همه پدیده های شادی بخش زندگی را در اختیار داشته باشیم و آن‌ها را برای خود خلق نمايیم. فقط کافیست تصمیم به تغییر بگیریم.
اگر تصمیم بگیریم از امروز هر لحظه با عشق و غوطه ور در عشق زندگی کنیم معنی و مفهوم حیات و شادزیستن را بهتر درک خواهیم کرد و از آن لذت خواهیم برد.
به قول نازک اندیشی:«زندگی ریاضیات است، پس بیايیم اعتماد را در زاویه چشمانمان جای دهیم. شادی را به توان برسانیم، غم و اندوه را تفریق کنیم، کینه و نفرت را جذر بگیریم و همدلی و دوستی را ضرب کنیم و محیط و مساحت محبت را در دایره قلب دیگران به دست آوریم.»
شادزیستن چیست؟
انسان موجودی شادی خواه و لذت طلب است. هرگز داشتن مال و اموال، نشانه خوشبختی و بی نوایی و فقر نشانه بدبختی نیست. اگر چنین بود ثروتمندان باید شادترین و فقرا بدبخت ترین افراد باشند، در حالی که همیشه چنین نیست. تمام شورها، شوق ها و لذایذ بهشت زندگی منتظر کسانی است که با تلاش و تفکر و مقاومت، خود را به این بهشت می‌رسانند.بهشت در نزدیکی ماست ولی فقط برای کسانی متجلی می‌شود که دلشان ناب و بی غش باشد. این افراد دلیر و امیدوار زندگی می‌کنند تا همیشه شاد و بانشاط باشند و از زندگی بهره مند شوند، درست است که گفته اند: «زندگی به یک شب تار می‌ماند، باید چراغ خود را به دست خود بیفروزیم و زندگی خود را روشن کنیم.»
آیا دقت کرده اید وقتی که احساس خوبی درباره خود دارید، دیگران هم بهتر از همیشه به نظر می‌رسند؟ جهان بازتاب و عکس العمل رفتار خود ماست، وقتی از خودمان بیزاریم از همه بیزاریم و وقتی به همین که هستیم عشق می‌ورزیم، تمام جهان در نظرمان دوست داشتنی است.
بهتر است افکار شاد و سلامت داشته باشیم و سلامتی را حق انسانی و شایسته خود بدانیم. با خود ملایم باشیم و خانواده خود را بپذیریم.دوست بداریم و بدانیم که یکی از کلیدهای شادی و خرسندی تمرکز ذهن بر لحظه حال است. این لحظه تنها زمانی است که در اختیار داریم و از لحظه بهتر چیزی بسازیم که آن شادی است.
آبراهام لینکلن گفته: «اغلب مردم تقریباً به همان اندازه شاد هستند که انتظارش را دارند».
شاد بودن می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین مبارزات ما در زندگی باشد. برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کنیم.لازمه شاد زیستن جست وجوی زیبایی ها و خوبی هاست. همه چیز در دست ماست.
به گفته کازانتراکس: «قلم و کاغذ و رنگ در اختیار شماست. بهشت را نقاشی کنید، بعد وارد آن شوید».
در میان ما ایرانی ها جمله «این نیز بگذرد» رایج است. ما هرگز نمی دانیم که در آینده چه شادی ها، ثروت ها و نعمت هایی در انتظارمان است. پس لحظه حال را غنیمت بدانیم و نهایت استفاده را از آن ببریم.
شیوه های کسب احساس شادمانی در زندگی
۱ ) هرگز از پرسش کردن باز نمانیم:
هرگاه از انجام کاری دلزده و خسته شدیم از خودمان بپرسیم چگونه می‌توانیم کارهایمان را بهتر، سریع‌تر، ساده تر، آسان تر و سرگرم کننده تر انجام دهیم تا به هدف نهایی برسیم!
۲) احساس ناامیدی را از خودمان دور کنیم:
اگر در مسیر زندگی امید خود را از دست دادیم مأیوس نشویم و هرگز فکر نکنیم راهی را که پیش گرفته ایم، آخرین راه است. پیوسته به دنبال راه های دیگر باشیم چرا که: «عاقبت جوینده یابنده است».
۳) ضعف های خودمان را بپذیریم:
واقعیت این است که هر کس ضعف هایی دارد، به جای فروماندن در ضعف های خود و گرفتار شدن در دام یأس و ناامیدی، بکوشیم انتقادپذیر بوده و بر ضعف هایمان غلبه کنیم و به دنبال راهکار باشیم.
۴) نقاط قوت خود را تقویت کنیم:
انسان مجموعه ای از استعدادهای گوناگون است که می‌تواند با شناسایی و رشد و پرورش آن به کمال برسد. با کشف توانایی های خودمان و پرداختن به کارهای مثبتی که علا قه داریم ، بیشترین لذت را از زندگی مان ببریم.
۵ ) از مطلق گرایی دوری کنیم:
ما در گستره ای از نسبیت ها زندگی می‌کنیم. تلاش کنیم از هر چیزی به نسبتی که می‌توانیم بهره گیریم. هیچ کس برای همیشه نمی تواند قهرمان شود. پس ما بیشترین تلاش را انجام دهیم و از نتیجه به دست آمده خرسند باشیم، خواه پیروز شویم یا نشویم.
۶) با خودمان صادق و روراست باشیم:
صادق نبودن با خود، آسیب رسان تر از احترام نگذاشتن به خود است. مواردی را که با خودمان روراست نبوده ایم بنویسیم و راه صادق بودن را با بررسی خطاهای خود بیابیم. تابلویی از صداقت باشیم و درس صادق بودن را به فرزندانمان نیز بیاموزیم.
۷) بیشتر به زندگی برسیم:
گلی را در باغچه یا گلدان بکاریم و آن را به زندگی مان تشبیه کنیم، همان طور که شاداب ماندن گل به رسیدگی و پرورش نیاز دارد، زندگی خود و خانواده مان هم به مراقبت، تقویت، پرورش و... نیاز دارد.
۸) درگذشته زندگی نکنیم:
اجازه بدهیم غبار گذشته از شانه هایمان فرو ریزد، هراندازه در تیرگی گذشته گام برداریم از روشنایی آینده دورتر خواهیم شد. فروماندن در گذشته، فروماندن در سیاهی است. باید گذشته را به پرسش کشید، ناپاکی هایش را گرفت و زنگارهایش را زدود و از آن به مثابه عنصری برای پی ریختن آینده و شادمانه زیستن در حال بهره گرفت.خیام می‌گوید:گر یک نفست ز زندگانی گذردمگذار که جز به شادمانی گذرد
9) در حال شنا کنیم:
در گذشته زندگی کردن و افسوس خوردن، دردی را دوا نمی کند، بلکه باید از گذشته و ناکامی های آن درس گرفت و بنای موفقیت را در زمان حال پی ریزی کرد تا آینده ای روشن پیش روی داشته باشیم. در آینده نیز زندگی نکنیم، زیرا ممکن است ما را به رویاهایی که شاید به وقوع نپیوندند، دلخوش کند و از واقعیت دور سازد. زندگی در زمان حال باعث می‌شود که علا وه بر واقع بینی از موفقیت هایی که داریم بیشترین و بهترین استفاده و لذت را ببریم.هر گاه در زمان حال زندگی کنیم ترس را از ذهن خود دور می‌سازیم. چون ترس مقوله ای است مربوط به حوادث آینده. تجربه ثابت کرده است، کسانی که در زمان حال زندگی می‌کنند، مشکلا ت گذشته آن‌ها راخموده و منفعل نمی سازد.
۱۰) روی مواردی که کنترل داریم متمرکز شویم:
وقتمان را روی مسائلی که در حد کنترل ما نیست سپری نکنیم. بر آن چه می‌توانیم کنترل کنیم مانند کمک کردن، سپاسگزاری کردن، کارکردن، خواندن، خندیدن و مانند این ها متمرکز شویم.
۱۱) همچون کوه استوار باشیم:
به حقوق فردی و اجتماعی خود آگاهی پیدا کنیم و برای دستیابی به آن‌ها کوشا باشیم. تلا ش ما میزان دستیابی به حقوقمان را مشخص می‌کند. در ناملایمات زندگی، خود را نبازیم، از آن‌ها درس بگیریم، بدانیم که شکست مقدمه پیروزیست، مشروط بر آن که علت یابی نمايیم.
۱۲) یادگیری را فراموش نکنیم:
مغز ماهیچه ای مانند سایر ماهیچه هاست. اگر مغزمان را با یادگیری و اندیشیدن ورز ندهیم، ورزیده نمی شود. برای پرورش مغز بهتر است آن را با فعال کردن از طریق یادگیری، درگیر نمايیم.
۱۳) در کمک کردن به دیگران پیشقدم باشیم:
کمک به همنوع از وظیفه های مهم هر انسانی است. کمک کردن به دیگران این احساس را در فرد به وجود می‌آورد که او فرد با ارزشی است و می‌تواند به زندگی دیگران معنی ببخشد. همچنین وقتی می‌بینیم که توانسته ایم گره ای از کار دیگران بگشايیم، در درون خود احساس شادمانی و شعف می‌کنیم.
۱۴) گذشت داشته باشیم:
همانگونه که لطف و مهربانی خداوند شامل حال بندگانش می‌شود چه خوب است ما نیز از خطاها و اشتباه‌هاي دیگران چشم پوشی کرده و راه آشتی را هموار سازیم تا ضمن خوشحال کردن آن‌ها، خودمان نیز با دور ریختن کینه ها به آرامش درونی دست یابیم.حافظ می‌گوید:دلی با غم بسر بردن جهان یکسرنمی ارزدبه می‌بفروش دلق ما، کزین بهتر نمی ارزد
حال چند توصیه پیشنهاد می‌شود:
فکر کردن غیر از غصه خوردن است، غصه خوردن هیچ دردی را دوا نمی کند و فایده ای ندارد. در حالی که بر اثر فکر کردن راه هایی برای رفع نگرانی ها پیدا می‌شود.هیچ مشکلی تا ابد باقی نمی ماند. پس برای رفع یا فراموشی مشکل پیشقدم شویم.زمانی که ناراحت هستیم بد نیست محیط را ترک کرده و کمی پیاده روی کنیم.حرکت و ورزش اثر نشاط آوری دارد. اگر زمان ناراحتی چند متر را با سرعت بدویم، خواهیم دید که حالت ناراحتی کاهش می‌یابد.به نکات مثبت واقعه (پیشامد ناخوشایند) نیز فکر کنیم.غم و افسردگی مسری است وقتی قیافه ما اندوهناک است، دیگران هم افسرده و ناراحت می‌شوند، همین طور وقتی شاد باشیم چهره دیگران شاد می‌شود. پس هنگام ناراحتی بهتر است جمع را ترک نموده و قدم بزنیم.هنگام روبه رو شدن با وقایع ناگوار نیز با تسلط بر محیط تلاش نمايیم شادی از دست رفته را دوباره به محفل وجودمان دعوت نمايیم.گذشته هرگز مساوی آینده نیست، هر چند که با ناملا یمات روبرو شده ایم، می‌توانیم فکر کنیم که دوران بدبختی به پایان رسیده و خوشبختی از فردا شروع می‌شود.راز شاد زیستن، انجام دادن آن چه دوست داریم نیست. دوست داشتن آن چیزی است که انجام می‌دهیم.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۵, سه‌شنبه

عادتهای مردمان شاد

خودتان را تشویق و تحسین کنید فضای ذهن‌تان را سرشار از تشویق کنید. هر زمان که «نقاد درونی» یعنی همان صدایی که شما را دل‌مرده‌ می‌سازد، فعال شد، با کلمه‌ای ا‌ز تشویق و تحسین، جلوی آن‌را سد کنید. نسبت به خطاها و کمبودها با مهربانی برخورد کنید (چه از آنِ خودتان چه از آنِ دیگران).
************
لحظه‌ی حال را دریابید در مکان و زمان خود باشید.
شادکامی، یک احساس است.وقتی در زمان حال باشید، با همه‌ی وجود و توان، از آن لذت‌ بیش‌تری خواهید برد.‌ امروز، تنها جایی است که نشاط و شادمانی، احتمال بیش‌تری دارد که هستی پیدا کند. در این لحظه و در همین‌جا، آن‌را شکار کنید.
************
هر روز، کاری را که در آن مهارت دارید، انجام دهید‌کلمه‌ای آرام‌کننده به عزیزان‌تان بگویید. سازگار با توانایی‌های‌تان عمل کنید. هر روز کاری انجام دهید که به شما احساس خوبی می‌بخشد. هرگز توانایی خود را فراموش نکنید.
************
تمام و کمال به کارهای کوچک و خوب توجه کنید حتی در یک‌روز بی‌ارزش، کاری خوب اتفاق خواهد افتاد. بسیاری از ما ساعت‌ها از راهی می‌رویم و می‌آییم بدون این‌که به گل‌های شکوفا‌شده و زیبا، نگاهی بیندازیم. این کار کوچکی است‌ ولی همین کارهای کوچک است که تصویر بزرگ را می‌سازند.
************
اجازه ‌دهید خانواده و دوستان بدانند که شما، آنان را دوست‌داریداین کار سختی نیست، تنها عزیزان پی‌می‌برند که وجودشان برای شما اهمیت دارد. ‌کیفیت روابط نزدیک شما، نشانه‌ی بزرگی از شادکامی کلی شماست. راهی بیابید تا دیگران را شاد سازید.
************
سخت نگیرید«سخت می‌گیرد جهان با مردمان سخت‌گیر.» در هر نوع زندگی، مقداری سختی و آرزوهای برآورده‌نشده وجود دارد. متناسب با آن، از سخت‌گیری خود بکاهید.

انسان موفق از نگاه دکتر یی چنگ


آقای یی چینگ نویسنده کتاب "انسان موفق" يك چینی است که طبقات نخبه جوامع شرقی و غربی به آموزه های او مراجعه می کنند."موفقیت واقع بینانه " چیزی است که همواره دغدغه ذهنی من بوده . به اعتقاد من در فرایند رسیدن به موفقیت نمی توان بیش از حد بر روی ذهنیات تاکید کرد و آن چه پیرامون آن در اغلب کتاب های موفقیت سخن گفته می شود مقدمات و پیش شرط های لازم برای رسیدن به موفقیت هستند ونه فرایند آن که البته آن ها هم لازم ومفیدند .در واقع موفقیت هم وابسته به نگرش ، و هم نیازمند دید دراز مدت ، برنامه ریزی استراتزیک و از همه مهم تر ایجاد توازن و تعادل ، و شناخت اهمیت امور مختلف به نسبت یکدیگر است و در کتاب دکتر یی چینگ این امور دیگر نیز به خوبی مورد توجه قرار گرفته است.

1- انسان موفق ازطبیعت الگو می گیرد. طبیعت نسبت به شرایط هر فصل حساس است و برای هماهنگ ماندن باآن خود را مدام بازآفرینی می کند واز راه درست به سوی کمال پیش می رود.
۲- انسان موفق هرگز روی توانایی های خود، بیش از اندازه حساب نمی کند و به یاد دارد قدرتی که به درستی هدایت نشده باشد می تواند زیان آور باشد.
۳- فضیلت های انسان موفق را میتوان در دوچیز خلاصه کرد: « صحت عمل» و «ثبات قدم»
۴-انسان موفق اهل لاف زدن نیست و برتری خود را تا وقتی لازم نشده نشان نمی دهد.
۵-انسان موفق می داند که درامور گوناگون انسانی، دوره های نظم پس از دوره های بی نظمی می آید، همانگونه که درطبیعت باران پس از طوفان و رعد وبرق می بارد. پیشرفت و موفقیت ازآن کسی است که طوفان ها را از سربگذراند.
۶- انسان موفق نصیحت پذیر است، اما اجازه نمی دهد که به طرف هرایده نیازموده وبی برنامه ای کشیده شود.
۷- انسان موفق می داند که زایش ورشد ، رنج وزحمت بسیار به همراه دارد.
۸- وقتی کاری بیش از حد به کندی پیش می رود، مشکلاتی در سر راه قرار دارند که نمی بینیمشان یا آن ها را مشکل به حساب نمی آوریم. انسان موفق برای بازشناختن آنها ، مدام در پیش شرط هایش تجدید نظر و آنها را دوباره سازمان دهی می کند
۹- اگر کسی درمورد آن چه که واقعا دارد در زندگی اش رخ می دهد واقع بین نباشد ، هرگز نمی تواند به میزان لازم و کافی چیز یاد بگیرد و انسان موفقی شود.
۱۰- انسان موفق متوجه است که آن چه وی آنها حقایق جهانی بی چون وچرا پنداشته، در واقع برداشت های شخصی او از اوضاع بوده است، پس وی مدام پیش فرض های خود را بازنگری می کند تا به یک هماهنگی درونی و پویا برسد.
۱۱- انسان موفق تقاضاهایش را از دیگران مهربان ونرم درخواست می کند ومی داند که افراد برای تلاش یکپارچه ، نیاز به تصویری باشکوه و هیجان انگیز ازآینده دارند۱۲- انسان موفق حس جهت یابی نیرومندی دارد.
۱۳- انسان موفق هرگز فراموش نمی کند که کیست وبه چه ارزش هایی پایبند است، او هرگز در گروه بندی ها و همدست شدن ها خودش را گم نمی کند.
۱۴-انسان موفق با کمک دیگران قدرتمند می شود وبا نفع رساندن به دیگران ثروتمند می شود. شرط لازم موفقیت وجود روحیه همکاری و وفاداری است.
۱۵- انسان موفق حتی الامکان با ایده آل های دیگران درگیر نمی شود و قصد برتری جویی ندارد.
۱۶- انسان موفق ابتدا خود را از خطرات راه آگاه می کند تا کامیابی را از دست ندهد. اما نسبت به توانایی خود برای پشت سرگذاشتن خطرات خوش بین است.
۱۷- هیچ وضعیت آرامی نیست که پریشانی به آن راهی نداشته باشد، انسان های بد از صحنه بیرون می روند، اما دوباره برمی گردند، انسان موفق از دانستن این حقیقت غمگین وناامید نمی شود و هنگام خطر سرزنش نمی پذیرد و کوشا باقی می ماند.
۱۸- انسان موفق مهربان است، مهربانی او به این صورت است که مدام خود را جای دیگران می گذارد و اگرنقطه ضعفی درآن دید آن را درخودش پیدا می کند و از بین می برد.
۱۹- انسان موفق یادگرفته که چگونه پدیده ها را درحال تعادل نگه دارد، میانه روی برای او فقط به معنی محدود کردن زیاده روی های آشکار نیست، او زیاده روی های پنهان را نیز پیدا وبرطرف می کند.
۲۰-انسان موفق سعی می کند نیازهای آینده را حدس بزند وبرنامه های دراز مدتش را براساس آن برنامه ریزی کند

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه

تمریناتی جهت تقویت تمرکز حواس

تمرين شماره 1
– كتابی را انتخاب كنيد ، يك صفحه از آن را در نظر گرفته و تعداد كلمات موجود در هر پاراگراف را بشماريد . يك بار ديگر اين كار را تكرار كنيد تا مطمئن شويد كه شمارش را درست انجام داده ايد . در ابتدای كار با يك پاراگراف شروع كنيد و هنگامی كه اين تمرين برای شما آسان تر شد ، تمام كلمات يك صفحه را بشماريد . شمارش را به طور ذهنی و با حركات چشم هايتان انجام دهيد.
تمرين شماره 2
– در ذهن خود از يك تا صد را برعكس بشماريد .
تمرين شماره 3
– در ذهن خود از شماره صد ، سه تا سه تا بشمريد و كم كنيد .
تمرين شماره 4
– يك كلمه و يا يك طرح ساده را انتخاب كنيد و آن را به مدت پنج دقيقه در ذهن خود تكرار كنيد . هنگامی كه توانستيد بهتر و آسان تر تمركز كنيد ، سعی كنيد اين كار را برای مدت ده دقيقه انجام دهيد بدون آن كه تمركز حواس خود را از دست بدهيد .
تمرين شماره 5
– يك ميوه مثلا يک سيب را برداريد و از همه طرف به آن نگاه كنيد . تمام حواس خود را بر روی آن متمركز كنيد و به چيز ديگری غير از سيب فكر نكنيد . وقتی به سيب نگاه مي كنيد به چگونگی رشد آن و يا ارزش غذايی آن و يا حتی مغازه ای كه آن را خريده ايد فكر نكنيد ، بلكه فقط و فقط به خود سيب فكر كنيد . به آن نگاه كنيد ، آن را ببوئيد و لمس كنيد .
تمرين شماره 6
– همانند تمرين قبل عمل كنيد با اين تفاوت كه اين بار چشمانتان بسته باشد . در ابتدا تمرين شماره پنج را به مدت پنج دقيقه تكرار كنيد و سپس به انجام اين تمرين بپردازيد . چشمان خود را ببنديد و سعی كنيد طعم ، رنگ و بوی ميوه را احساس و تصور كنيد و هر چه می توانيد اين تصوير را در ذهن خود شفاف تر كنيد . اگر نتوانستيد اين كار را انجام دهيد ، چشمان خود را باز كنيد ، ميوه را نگاه كنيد و سپس تمرين را تكرار كنيد .
تمرين شماره 7
– يك شیء ساده ( قاشق ، چنگال يا ليوان ) را برداريد و بر روی آن تمركز كنيد . از همه طرف به آن نگاه كنيد بدون آن كه كلمه ای در ذهن داشته باشيد . سعی كنيد فقط به آن شیء نگاه كنيد بدون آن كه بر اسامی و يا كلمات مربوط به آن فكر كنيد .
تمرين شماره 8
– پس از آن كه در انجام تمرين قبل مهارت پيدا كرديد ، می توانيد اين تمرين را انجام دهيد . شكل هندسی كوچكی ( مثلث ، مربع يا دايره ) را بر روی كاغذ رسم كنيد و آن را به رنگ دلخواه درآوريد . سپس بر روی آن تمركز كنيد . فقط به آن شكل فكر كنيد و افكار نامربوط ديگر را از خود برانيد . سعی كنيد در طی تمرين به كلمات فكر نكنيد .
تمرين شماره 9
– مانند تمرين قبل عمل كنيد با اين تفاوت كه اين بار چشمانتان بسته باشد . اگر نتوانستيد شكل را به طور كامل مجسم كنيد ، چشمانتان را باز كرده ، چند دقيقه به شكل نگاه كنيد سپس چشمان خود را ببنديد و تمرين را ادامه دهيد .
تمرين شماره 10
– سعی كنيد حداقل برای مدت پنج دقيقه به هيچ چيز فكر نكنيد ، دقت كنيد وقتی كه تمرين های قبلی را با موفقيت به پايان رسانديد ، آن گاه نوبت به اين تمرين خواهد رسيد . در آن هنگام شما برای انجام اين تمرين آمادگی خواهيد داشت و قادر خواهيد بود برای مدتی معين به هيچ چيز فكر نكنيد . به زودی اين كار برای شما آسان و آسان تر خواهد شد.

۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۱, جمعه

20 قانون موفقیت

1- قانون علت و معلول
هر چیز به دلیلی رخ می دهد . برای هر علتی معلولی هست ، و برای هر معلولی علت یا علت های بخصوصی وجود دارد ، چه از آنها اطلاع داشته باشید چه نداشته باشید . چیزی به اسم اتفاق وجود ندارد .
2- قانون ذهن
همه ی علت ها و معلول ها ذهنی هستند. افکار شما تبدیل به واقعیت می شوند. افکار شما آفریننده اند. شما تبدیل به همان چیزی می شوید که درباره ی آن بیشتر فکر می کنید .همیشه درباره ی چیز هایی فکر کنید که واقعا طالب آن هستید و از فکر کردن درباره ی چیزهایی که خواستار آن نیستید اجتناب کنید .
3- قانون عینیت یافتن ذهنیات
دنیای پیرامون شما تجلی فیزیکی دنیای درون شماست . کار اصلی شما در زندگی این است که زندگی مورد علاقه ی خود را در درون خود خلق کنید .زندگی ایده آل خود را با تمام جزئیات آن مجسم کنید و این تصویر ذهنی را تا زمانی که در دنیای پیرامون شما تحقق پیدا کند حفظ کنید .
4- قانون رابطه ی مستقیم
زندگی بیرون شما بازتاب زندگی درونی شماست . بین طرز فکر و احساسات درونی شما از یک طرف و عملکرد و تجارب بیرونی شما از طرف دیگر رابطه مستقیم وجود دارد.
5- قانون باور
هر چیزی را که عمیقا باور داشته باشید برایتان به واقعیت بدل می شود . شما آنچه را که می بینید باور نمی کنید بلکه آن چیزی را می بینید که قبلا به عنوان یک باور انتخاب کرده اید . پس باید :- باور های محدود کننده ای را که مانع موفقیت شما هستند شناسایی کنید .- آنها را از بین ببرید .
6- قانون ارزش ها
نحوه ی عملکرد شما همیشه با زیربنایی ترین ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است .آنچه براستی ارزش هایی را که واقعا به آن اعتقاد دارید بیان می کند ادعاهای شما نیست بلکه گفته ها ، اعمال و انتخاب های شما به ویژه در هنگام ناراحتی و عصبانیت است.
7- قانون انگیزه
هر چه می گویید یا انجام می دهید از تمایلات درونی ، خواسته ها و غرایز شما سرچشمه می گیرد . این کار ممکن است بصورت خودآگاه و ناخودآگاه انجام شود.رمز موفقیت دو چیز است :- تعیین اهداف و برنامه ریزی برای آنها .- مشخص کردن انگیزه ها .
8- قانون فعالیت ذهن ناخودآگاه
ذهن ناخودآگاه شما موجب می شود همه ی گفته ها و اعمالتان مطابق با الگویی انجام پذیرد که با تصویر ذهنی و باورهای زیر بنایی شما هماهنگ است .ذهن ناخودآگاه شما بسته به اینکه چگونه آنرا برنامه ریزی کنید می تواند شما را به پیش ببرد و یا از پیشرفت باز دارد .
9- قانون انتظارات
اگر با اعتماد به نفس انتظار وقوع چیزی را داشته باشید در جهان پیرامونتان امکان وقوع پیدا می کند. شما همیشه هماهنگ با انتظاراتتان عمل می کنید و انتظارات شما بر رفتار و طرز برخورد اطرافیانتان تاثیر می گذارد .
10- قانون تمرکز
هر چیزی که ذهن خود را به آن مشغول سازید در زندگی واقعیت پیدا می کند .هر چیزی که روی آن تمرکز کنید و مرتبا به آن فکر کنید در زندگی واقعی شکل می گیرد و گسترش پیدا می کند . بنابراین باید فکر خود را بر چیزهایی متمرکز کنید که در زندگی واقعا طالب آن هستید .
11- قانون عادت
حداقل 95% از کارهایی که انجام می دهید از روی عادت است ، خواه عادت های مفید و خواه عادت های مضر. شما می توانید عادت هایی را که موفقیتتان را تضمین می کند در خود پرورش دهید . به این صورت که تا هنگامی که رفتار مورد نظر به صورت اتوماتیک و غیر ارادی انجام نشوند تمرین و تکرار آگاهانه و مدام آنرا ادامه دهید .
12- قانون جذب
شما مرتبا افکار ، ایده ها و موقعیت هایی را که با افکار غالب شما هماهنگ هستند به خود جذب می کنید ، خواه افکار منفی خواه افکار مثبت .شما می توانید بهتر از اینکه هستید باشید ، ثروتمند تر از اکنون باشید و توانایی های بیشتری داشته باشید چون می توانید افکار غالب خود را تغییر دهید .
13- قانون انتخاب
زندگی شما نتیجه ی انتخاب های شما تا این لحظه است .چون همیشه در انتخاب افکار خود آزاد هستید ، کنترل کامل زندگی تان و تمامی آنچه برایتان اتفاق می افتد در دست شماست .
14- قانون تفکر مثبت
برای موفقیت و شادی در تمام جنبه های زندگی تفکر مثبت امری ضروری است. شیوه ی تفکر شما نشان دهنده ی ارزش ها ، اعتقادات و انتظارات شماست.
15- قانون تغییر
تغییر غیر قابل اجتناب است و چون با دانش روزافزون و تکنولوژی رو به پیشرفت هدایت می شود با سرعتی غیر قابل قیاس با گذشته در حال حرکت است. کار شما این است که استاد تغییر باشید نه قربانی آن .
16- قانون کنترل
این که تا چه حد در مورد خودتان مثبت فکر می کنید بستگی به این دارد که فکر می کنید تا چه حد زندگی تان را تحت کنترل دارید. سلامتی ، شادی و عملکرد عالی از طریق کنترل کامل افکار، اعمال و شرایط پیرامونتان به وجود می آید.
17- قانون مسئولیت
هر جا که هستید و هر چه که هستید بخاطر آن است که خودتان اینطور خواسته اید .مسئولیت کامل آنچه که هستید ، آنچه که بدست آورده اید و آنچه که خواهید داشت بر عهده ی خود شماست .
18- قانون پاداش
عالم در نظم و تعادل کامل به سر می برد . شما همیشه پاداش کامل اعمالتان را می گیرید .همیشه از همان دست که می دهید از همان دست می گیرید . اگر از عالم بیشتر دریافت می کنید به این دلیل است که بیشتر می بخشید .
19- قانون خدمت
پاداش هایی که در زندگی می گیرید با میزان خدمت شما به دیگران رابطه مستقیم دارد .هر چه بیشتر برای بهبود زندگی و سعادت دیگران کار و مطالعه کنید و توانایی های خود را افزایش دهید ، در عرصه های مختلف زندگی خود نیز پیشرفت بیشتری به دست می آورید .
20- قانون تاثیر تلاش
همه ی امیدها ، رویاها ، هدف ها و آرمان های شما در گرو سخت کوشی شماست .هر چه بیشتر تلاش کنید ، بخت و اقبال بهتری پیدا می کنید .هیچ راه میانبری وجود ندارد