- اولا به همان ی فن به خوبی مسلط بودی ،
- ثانیا تنها امیدت همان یک فن بود و
- سوم اینکه تنها راه شناخته شده برای مقابله با این فن ، گرفتن دست چپ تو بود ، که تو چنین دستی نداشتی !
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه
نقاط صعف خود را نقاط قوت خود کن
7 روش برای کاهش افسردگی و تجدید شادابی
استرس هميشگي مي تواند به قلب آسيب رساند و حتي گرفتگي شريانهاي قلبي را تشديد كند.
تحقيقات جديد نشان مي دهد اين شرايط باعث ايجاد برخي از هورمونهاي استرس در جريان خون مي شود كه ضعف سيستم دفاعي بدن را موجب مي گردد و ما را در مقابل بيماريهاي عفوني مانند سرماخوردگي و آنفلوانزا آسيب پذيرتر مي كند، هـمينطور ارتباط تنگاتنگي بين بيماريهايي از قبيل سوزش معده و تبخال تا آسم و سرطان با سطوح بالاي استرس در بدن وجود دارد.
افزايش استرس حتي مي تواند افت حافظه را با بالا رفتن سن تشديد كند. ولي نگران نباشيد. راههاي اثبات شده اي وجود دارند كه استرس را از بين مي برند.
1- كاري انجام ندهيد:
2- با صداي بلند بخنديد:
3- موسيقي گوش دهيد:
4- مثبت بينديشيد:
5- قدم بزنيد:
6- نفس عميق بكشيد:
7- با آرامش برخيزيد:
۱۳۸۸ اردیبهشت ۷, دوشنبه
حکایت زندگی ماهیگیر مکزیکی
از مكزيكى پرسيد: چقدر طول كشيد كه اين چند تارو بگيرى؟
مكزيكى: مدت خيلى كمى !
آمريكايى: پس چرا بيشتر صبر نكردى تا بيشتر ماهى گيرت بياد؟
مكزيكى: چون همين تعداد هم براى سير كردن خانوادهام كافيه !
آمريكايى: اما بقيه وقتت رو چيكار ميكنى؟
مكزيكى: تا ديروقت ميخوابم! يك كم ماهيگيرى ميكنم!با بچههام بازى ميكنم! با زنم خوش ميگذرونم! بعد ميرم تو دهكده میچرخم! با دوستام شروع ميكنيم به گيتار زدن و خوشگذرونى! خلاصه مشغولم با اين نوع زندگى !
آمريكايى: من توي هاروارد درس خوندم و ميتونم كمكت كنم! تو بايد بيشتر ماهيگيرى بكنى! اونوقت ميتونى با پولش يك قايق بزرگتر بخرى! و با درآمد اون چند تا قايق ديگه هم بعدا اضافه ميكنى! اونوقت يك عالمه قايق براى ماهيگيرى دارى !
مكزيكى: خب! بعدش چى؟
آمريكايى: بجاى اينكه ماهىهارو به واسطه بفروشى اونارو مستقيما به مشتریها ميدى و براى خودت كار و بار درست ميكنى... بعدش كارخونه راه ميندازى و به توليداتش نظارت ميكنى... اين دهكده كوچيك رو هم ترك ميكنى و ميرى مكزيكو سيتى! بعدش لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورك... اونجاس كه دست به كارهاى مهمتر هم ميزنى ...
مكزيكى: اما آقا! اينكار چقدر طول ميكشه؟
آمريكايى: پانزده تا بيست سال !
مكزيكى: اما بعدش چى آقا؟
آمريكايى: بهترين قسمت همينه! موقع مناسب كه گير اومد، ميرى و سهام شركتت رو به قيمت خيلى بالا ميفروشى! اينكار ميليونها دلار برات عايدى داره !
مكزيكى: ميليونها دلار؟؟؟ خب بعدش چى؟
آمريكايى: اونوقت بازنشسته ميشى! ميرى به يك دهكده ساحلى كوچيك! جايى كه ميتونى تا ديروقت بخوابى! يك كم ماهيگيرى كنى! با بچه هات بازى كنى ! با زنت خوش باشى! برى دهكده و تا ديروقت با دوستات گيتار بزنى و خوش بگذرونى!!!
مکزیکی : خوب این کارو که الآن هم دارم اانجام میدم برا چی خودم رو اینقدر عذاب بدم
ماجرای مردی که در چوب بری کار می کرد
18 توصیه همسرانه برای اقایان
2. هدیه دادن مهرو محبت را زیاد میکند؛ به مناسبت های مختلف برای همسر خود هدیه ای هر چند کوچک خریداری و با چهره ای شاد و خندان به او تقدیم کنید.
4. در حضور همسر خود, به هیچ وجه از زنان دیگر تمجید نکنید و توانایی های آنا را به رخ او نکشید.
5. به بستگان همسر خود مانند پدر و مادر و سایر اقوام وی احترام بگذارید و برای دعوت آنان به خانه خود, قبل از همسر خود اقدام کنید.
6. هیچ وقت از معاشرت همسر خود با بستگان صالحش جلوگیری نکنید و در معاشرت و دید و بازدید با بستگان وی پیشقدم باشید.
7. با بستگان خود نزد همسرتان در گوشی نجوا نکنید.
8. هیچ گاه همسر خود را به ویژه نزد بستگانش تحقیر نکنید؛ توهین و بی احترامی به همسر از صفا و صمیمیت در زندگی زناشویی میکاهد.
9. هیچ گاه خود را برتر از همسر خود معرفی نکنید. سعی کنید "من" و "تو" در زندگی زناشویی نباشد کلمه "ما" زندگی را گرم و لذت بخش میکند
10. وقتی که همسر شما عصبانی است, او را با مهر و محبت آرام کنید.
11. برای رفتن به مهمانی و گردش, سعی کنید همراه فرزندان و همسر خود باشید و پیشنهاد همسر خود را در این مورد به علت خستگی و کار رد نکنید.
12. امتیازات اجتماعی؛ فرهنگی و اقتصادی فامیل خود را در صورتی که با همسر شما فاصله اجتماعی و طبقاتی دارند مطرح نکنید.
13. کارهای همسر خود, هر چند کوچک را تحسین کنید. تمجید و ستایش زن به علت روح لطیف و مهربانی که دارد, کلید کامیابی در زندگی زناشویی است.
14. در قبال همسر خود, در امور مختلف قدرت نمایی نکنید.
15. زحمات و هزینه هایی را که برای پذیرایی خویشاوندان همسر خود صرف میکنید, هیچ گاه بر زبان نیاورید.
16. همسر خود را در خانه محصور و محدود نکنید و وی را از دست یابی به شادی ها محروم نسازید.
17. شادی و خنده های خود را در محل کار خود به جا نگذارید و فراموش نکنید که همسر شما در خانه هم نیازمند شادی و خنده های شماست.
18. کمک کردن در انجام کارهای منزل را فراموش نکنید و بدانید همان مقدار که شما در خارج از منزل خسته میشوید, زن هم در منزل از کارهای خانه خسته میشود و نازمند مساعدت و قدردانی است.
۱۳۸۸ اردیبهشت ۶, یکشنبه
راز ابراز علاقه
2- به خاطر داشته باشید خوشحالی و خوشبختی چیزی نیست که مالکش باشید.خوشبختی یک مهارت است . خوشبختی را نمی توانید به چنگ آورید. خوشبختی را هنگامی تجربه خواهید کرد که بیاموزید در هر لحظه چگونه زندگی کنید.
3- چنانچه خواهان آن هستید که عاشق باشید. می بایست نخست عشق را در درون خود جسته و یافته باشید. فقط در این هنگام است که عشق را در دیگری نیز خواهید یافت.
4- به ازدواج خود مانند راهی محتول کننده و سفری که در بردارنده رشد و تغییر شخصی است بنگرید . گام برداشتن در این مسیر برای شما و همسرتان نیرو استحکام , پایمردی و بردباری به همراه خواهد آورد تا بتوانید سفر عشق را دو شادو ش یکدیگر بپیمایید.
5- به همسرتان توجه و علاقه نشان دهید و هرگز از یاد مبرید که چرا عاشق او شدید.
6- به همسرتان کمک کنید شما را بیشتر و بهتر دوست داشته باشد. با در میان گذاشتن خواسته های پنهان و نیز درونی ترین و عمیقترین نیازهایتان با او کمکش کنید تا شما را خوشحال کند.
7- به بیان این نکته که عاشق همسرتانید اکتفا نکنید. به او بگویید چرا دوستش دارید و به او عشق می ورزید.
8- اعجاز و وفوری را که همسرتان با عشق خود به زندگیتان آورده شکر گزار باشید.همانا او کلید ورود شما به بهشت روی زمین است.
9- به خاطر داشته باشید ازدواج به شما کمک می کند تا هر آنچه را در شما دوست داشتنی نیست بهبود بخشید.
10- پایبندی خود را ازدواجتان هر روز تمدید وتجدید کنید . آن را قوی تر و عمیقتر از روز قبل سازید. این امر رابطه شما را از یک دوستی و یا موانست به یگانگی و الحاقی حقیقی و کم نظیر بدل می سازد که یک یک اعمال و حرکات شما را از معنا و مفهوم آکنده می سازد.
همواره مراقب چهار نشانه هشدار دهنده در مورد ازدواج باشید:
ايجاد انگيزه براي ورزش كردن
۱۳۸۸ اردیبهشت ۴, جمعه
دوست بيشتر ، درآمد بیشتر

نتايج تحقيقي كه اخيراً در آمريكا انجام شده است، نشان ميدهد هرقدر كه تعداد دوستان فردي بيشتر باشد، درآمد وي بيشتر خواهد بود
اما زندگي معاصر زمان زيادي را براي ايجاد و حفظ دوستيهاي معنادار در اختيار انسان قرار نميدهد؛ پس تعداد مناسب دوست چند نفر است؟
همگان اين امر را ميپذيرند كه دوستان نقش مهمي در زندگي انسان دارند، اما شايد كمتر كسي بداند كه دوست به ثروت افراد نيز كمك ميكند. مطالعهاي كه طي 35 سال روي 10 هزار دانشجوي آمريكايي صورت گرفت، حاكي از آن است كه ثروتمندترين افراد آنهايي هستند كه در مدرسه بيشترين دوست را داشتهاند.
داشتن هر يك دوست بيشتر در دوران مدرسه ميتواند حدود 2درصد به درآمد اضافه كند. محققان ميگويند اين امر به آن دليل است كه محيط كار مكاني اجتماعي است و كساني كه بهترين مهارتهاي اجتماعي را دارند، از نظر مديريت و كار گروهي برتري دارند.
اگر داشتن حلقه بزرگي از دوستان را شاخص محبوبيت در نظر بگيريم، آيا اين امر سبب ميشود كه هر چقدر تعداد دوستان زيادتر باشد، شخص موفقتر و راضيتر است؟ يا آيا ممكن است تعداد دوستان بيش از اندازه باشد؟ يا اصولاً تعداد مناسب دوستان چقدر است؟
رابين دانبار - مردمشناس برجسته - معتقد است ميانگين تعداد دوستان 150نفر است. شايد اين رقم زياد بهنظر برسد، اما اگر هر دوست را شامل يك زوج بدانيد، به 50 زوج ميرسيد كه خيلي زياد نيست. اينان افرادي هستند كه نسبت به آنان نوعي وظيفه دوستي احساس ميكنيد. دانبار اضافه ميكند: حلقه دوستان معمولاً شامل يك حلقه 5 نفره اصلي و يك حلقه 10 نفره ديگر است كه مجموع آنان 15 نفر ميشود. برخي از آنان شايد اعضاي خانواده باشند. اينان همگي گروه مركزي هستند و حلقه بعد شامل 35 نفر ديگر است. خارجيترين حلقه شامل 100 نفر ديگر است. اين افراد جهان اجتماعي هر فرد را تشكيل ميدهند.
مارك ورنون - نويسنده كتاب فلسفه دوستي - ميگويد: دوستي به رشد شخصيت انسان كمك ميكند، اما عبارت دوست، انواع زيادي از رابطه را دربرميگيرد. انسان با شريك زندگياش رابطه دوستي بسيار تنگاتنگي دارد، اما فصل مشترك با ديگران ممكن است صرفا يك علاقه مشترك يا داشتن فرزندان هم سن و سال باشد. ورنون خاطرنشان ميسازد: ارسطو ميگفت دوستان بايد نمك خورده هم باشند و منظورش اين بود كه آدمها بايد بخش قابل توجهي از عمرشان را با هم زيسته باشند. با هم نشست و برخاست كرده و غذا خورده و نشيب و فرازهاي زندگي را با هم پشت سر گذاشته باشند. ميتوان فقط به خاطر كاري كه آدم انجام ميدهد يا از انجام آن لذت ميبرد (مثل فوتبال يا خريد كردن) با كسي دوست شد، اما اين نوع دوستي به عمق دوستي با افرادي نخواهد بود كه به خاطر چيزي در شخصيتشان به آنان علاقه داريد.
ورنون معتقد است كه داشتن دوستاني از اين دست محدوديت دارد و رقم آن احتمالاً بين 6 تا 12 نفر است. به گفته وي، اين فكر كه ميتوان تعداد بيشماري دوست داشت، مفهوم دوستي را فروميكاهد. يك بار روزنامهنگاري نوشت كه سعي كرد با فردي دوست شود و به اين منظور وي را به ناهار دعوت كرد. اما در پايان ناهار، اين فرد گفت، متأسفانه جاي خالي براي دوست جديدي ندارد! وي افزود: سياست وي در اين مورد آن است تا فردي از جرگه دوستانش خارج شود تا جاي خالي را به شخص تازه بدهد. 6 ماه بعد اين روزنامهنگار كارتي از آن فرد دريافت كرد كه وي را به دوستي دعوت كرده بود! شايد اين نمونه بسيار سختگيرانهاي باشد، اما بسياري از افراد به دوستي بهعنوان موضوعي مهم نگاه و برهمين اساس آن را تنظيم ميكنند.
يك مشاور روابط عمومي در لندن ميگويد كه 3 دسته دوست دارد. نخستين گروه شامل 9 دوست صميمي ميشود كه وي آنان را ليگ برتر ميخواند. آنان افرادي هستند كه در هر لحظه از شبانهروز ميتوان به آنان زنگ زد و آنان هم درصورت لزوم، آب دستشان باشد، آن را زمين ميگذارند و به كمكشان ميشتابند.
اين مشاور اضافه كرد سعي ميكند هر چند هفته يكبار با يكي از آنان ديدار كند و دستكم هر 2هفته يك بار با آنا صحبت كند. به اين ترتيب هر شب بايد با يك نفر از آنان تلفني صحبت كند. گروه بعدي دوستان وي شامل 20 نفر است كه هر چند ماه يك بار آنان را ميبيند. 100نفر هم در آخرين گروه قرار دارند كه شامل دوستان محل كار و دوستاني هستند كه در مسافرت پيدا كرده است.
ورنون در پايان خاطرنشان ميكند كه كميت دوستان و دوستي مهم نيست، اما كيفيت دوستان و دوستي است كه حائز اهميت بسيار است.
۱۳۸۸ فروردین ۲۹, شنبه
داستان فسقلی و کوه

فسقلی نمی توانست...
فسقلی قادرنبود...
اوهیچ وقت نتوانسته بود...
مدت ها بود دیگرهیچ راهی برای فسقلی وجود نداشت...
او حتی دیگر دوست نداشت به قله برسد.
مدتها گذشت
ناگهان باد فسقلی را به حرکت در اورد.
مدتها بود حرکتی نکرده بود . توجهش به اطراف جلب شد او چیز هایی می دید که قبلا توجهی به انها نداشت. احساس کرد لذت می برد باد برای او تلنگری شده بود فکر کرد باد و حرکت چقدر دوست داشتنی هستند. فاصله اش با قله زیاد بود و حرکت باد کند اما به هر حال در حال حرکت بود. او سعی می کرد از اطراف لذت بیشتری ببرد.
ناگهان باد قطع شد
فسقلی دیگر دوست نداشت بوضع سابق بازگردد . در این مدت او مشغله هایش را کم کرده و در حال لذت بردن از اطرافش بود .
باد ایستاده بود اما فسقلی همچنان ادامه می داد او دیگر فهمیده بود باید تغیر کند . فسقلی دیگر نیازی به باد نداشت او فهمیده بود که باید به خودش متکی باشد .
همچنان که بر سرعتش می افزود ارزشهای زندگی اش را در ذهنش مرور می کرد . او باید به قله می رسید. حالا او دلیل مهمی برای زندگی داشت.
مدتی گذشت
عجیب بود ، فسقلی فکر می کرد توانایی هر کاری را دارد و قادر است به هرچیزی برسد. حس کرد همیشه می توانسته است و همیشه راهی وجود دشته است.
پستی و بلندی ها دیگر مانعی برای فسقلی نبودند، او به مرور یاد میگرفت چگونه از انها برای بهتر حرکت کردن استفاده کند .
باز هم مدتی گذشت
فسقلی با اینکه حس می کرد در حال بزرگ شدن و سنگین شدن است ولی خیلی روان تر و راحتتر حرکت می کرد . برایش عجیب بود .
همچنان که به کوه مقابلش نگاه می کرد حس کرد که چقدر این کوه را دوست دارد چقدر این کوه برایش اشناست چقدر دوست داشت روزی مثل او باشد.
فسقلی دیگر عجله ای برای قله نداشت او به طرز عجیبی منطقی شده بود ، حرکت می کرد اما دیگر انتظار نداشت یکروزه به قله برسد.
مدتی زیادی بود فسقلی در حال حرکت بود و از همه چیز لذت می برد.
چقدر حرکت و زندگی کردن را دوست داشت .فسقلی حس کرد خوشبخت است و همین برای او کافی است دیگر قله معنای سابق را برای فسقلی نداشت او مطمئن بود که بدون قله هم می تواند زندگی کند .
مدتی گذشت
فسقلی بقدری حرکتش ارام بود که حتی خودش هم انرا حس نمی کرد.تنها چیزی که حس می کرد این بود که با اهدافش چقدر ثروتمند است .
بادی وزیدن گرفت .
باد فسقلی را نوازش می کرد . برایش عجیب بود او دیگر قادر نبود قله را ببیند . او دیگر کوه را نمی دید . تنها حرکت باد را روی خود حس می کرد.
فسقلی نگاهی به خود انداخت با تعجب دید کوهی بزرگ و با شکوه شده است .به ناگاه فهمید که کوهی وجود نداشته است. فسقلی همان کوه بود که حالا به خود رسیده بود.
۱۳۸۸ فروردین ۲۸, جمعه
ورزش مغز را جدی بگیرید

مغز انسان همان جوی ابی است که اگر حرکتی در ان نباشد به سرعت تبدیل به گندابی می شود که همه از ان فراریند و این همان دلیلی است که ما از مصاحبت خیلی ها فراری هستیم .
شماکه نمی خواهید مغزتان به چنین سرنوشتی تبدیل شود پس ورزش مغز را از یاد نبرید که ورزش مغز از ورزش بدن مهمتر و حیاتی تر است
دستور العمل های زیر همان حرکت های نرمشی مغزتان هستند که اگر به انها توجه کنید به زودی صاحب فکر و مغز سالمی خواهید بود که نه تنها خودتان بلکه بقیه هم از مصاحبت و ارتباط با شما لذت خواهند برد .
- ـــ از هر فرصتی برای مصاحبت با افراد خوش مغز استفاده کنید خوش مغز ها به راحتی در جامعه شناخته می شوند در این مورد دانستن چندین زبان قدرت شما را افزایش می دهد .
- ـــ مطالعه از ورودیهای مهم مغز شماست که در اصل نوعی مصاحبت است اما در واقع با چکیده افکار نویسنده سر و کار دارید و مسلما بازده ان چندین برابر مصاحبت با این افراد است .
- ـــ موسیقی به عنوان برترین و زیبا ترین هنر هاست گوش دادن به موسیقی تک تک سلولهای مغزتان را به رقص و حرکت وا می دارد .
- ـــ همیشه زیبایی های طبیعت را دنبال کنید به جا های زیبا بروید و لذت ببرید .
- ـــ خود را در معرض بو ها و رایحه های خوش قرار دهید .
- ـــ لذت بردن از طعم های خوشمزه و باب طبعتان را فراموش نکنید .
-
ـــ بدنتان را در معرض نوازش قرار دهید. باباد و افتاب انس بیشتری بگیرید.
- ـــ همیشه تفکر کنید تخیل کنید . کار های خلاقانه بکنید .
- ـــ از حل جدول و معما برای تلنگری به مغزتان همیشه استفاده کنید.
- ـــ هیچگاه از از ریاضیات فرار نکنید .
- ـــ و مهمتر از همه اینکه بنویسید بخوانید بنوازید برقصید برقصانید بخندید و بخندانید .
- و البته نرمش بدن نیز فراموش نشود که عقل سالم دربدن سالم است
۱۳۸۸ فروردین ۲۵, سهشنبه
جدی بازی کنیم اما بازی را جدی نگیریم!

نیم نگاهی به خروج از زندگی تکراری و امید به فردایی بهتر حق همه ما انسانهاست اما این حق وظیفه حرکت و تلاش را از ما سلب نمیکند . پستی و بلندی های زندگی بازی کودکانه ای بیش نیستند اما فقط در هیاهوی این بازی هاست که می توان به تکامل رسید پس جدی بازی کنیم اما بازی را جدی نگیریم .
نویسنده این وبلاگ تمامی مطالب را جهت یاداوری به خود می نویسد و امید است که دوستان با نظرات خود این مکان را غنی تر سازند.