دست دادن محكم:
فردي كه دستش را دراز كرده و سپس دستانش را به طريقي مي چرخاند كه دستش بالا و كف دستش پايين قرار مي گيرد، سعي در توفق و برتري جويي دارد. اين نوع دست دادن اغلب اوقات در موقعيت هاي سياسي و ديپلماتيك كاربرد دارد.
دست دادن بسيار محكم:
نشانگر شور و اشتياق و سلطه گري است. بي ترديد ميتوان فهميد چه كسي اينجا فرمان ميدهد.
دست دادن شل:
فردي كه تنها انگشتان دستش را دراز ميكند و يا دستهايش مانند ماهي شل است، مي گويد: مايل نيستم به من دست بزنيد، من صميميت را دوست ندارم. همچنين آن نشانه ضعف، انقياد و مطيع و تسليم بودن نيز ميباشد. هر گاه آقايي در يك موقعيت كاري از اين دست دادن استفاده ميكند امكان دارد چنين برساند كه قصد دارد مخفيانه اعمال نفوذ در موقعيت نمايد.
دست دادن با هر دو دست:
هرگاه از دست چپ براي در برگرفتن و پوشاندن دستهاي فشرده شده استفاده گردد، دست دادن دستكش وار ناميده شده و راستي و صميميت زياد را مي رساند مانند يك در آغوش گرفتن كوچك و ظريف.
حركت انگشت:
ضربه آهسته، مضراب زدن و يا ريتم يكنواختي را با انگشتان نواختن، دلالت بر بي تابي و ناشكيبايي دارد. يك حركت نمادين گريز ميباشد. انگشتان عمل راه رفتن را گرچه بدن بي حركت است انجام ميدهند.
دستهاي پنهان:
اين ژست مرموز و آب زير كاهانه است. فرد ميگويد: مايل به گفتگو با شما نميباشم. خصوصا در مورد دستهايي كه عميقا در جيب ها فرو شده باشد جايي كه براي تماس و گرفتن دست و يا هر گونه رابطه صميمانه وجود نخواهد داشت.
دستها به روي زانو:
وقتي كف دستها به طرف بالا باشد، شخص گشاده رو و پذيرا مي باشد. وقتي كف دستها پايين باشد ممكن است پاي فريبكاري و تعرض در ميان باشد.
مناره كردن انگشتان:
هنگامي كه فردي انگشتان خود را به هم فشرده و چانه و دهان را روي سر انگشتان قرار ميدهد نشانگر تفكر عميق است. مانند زماني كه شخص به اميد شنيدن جواب مي باشد. همچنين حايلي است براي محافظت كردن از قفسه سينه، پايين صورت و دهان.
مشت پوشيده شده با دست باز:
فرد در اين حالت خشمگين است اما مي كوشد كه آرام بماند. به اصطلاح خود را كنترل كند.اما مراقب اين فرد باشيد چون امكان دارد هر موضوع كوچكي منجر به آن گردد كه كنترلش را از دست بدهد.
پرتاب دست:
شخصي كه مي خواهد عقايدش را به اجبار تحميل كند ممكن است دستش را بطرف شنونده و جلو پرتاب كند. درحالت پرخاشگرانه خفيفتر تنها از انگشتان استفاده ميگردد.
قلاب كردن دستها پشت سر:
اين يك ژست متكبرانه ميباشد. خصوصا زماني كه فرد به عقب تكيه داده باشد. او ميگويد: من آنقدر بر شما سلطه دارم كه نياز به دفاع كردن از خودم ندارم.
بازي كردن با حلقه ازدواج:
اين علامت عصبي بودن و نشانگر آن است كه مشكلي در ارتباط وجود دارد. خصوصا زماني كه فرد همزمان در مورد همسرش در حال صحبت كردن ميباشد.
تكان بيقرار دستها:
اين تلاش بدن براي رهايي مي باشد. هورمون آدرنالين در حال ترشح شدن است اما فرد نمي داند چگونه رهايي يابد. كلنجار رفتن با سر آستين پيراهن و يا جواهر آلات روي مچ به ديگران ميگويد كه: شما احتياج به توجه داريد. در كافه اين عمل جايز و مناسب است اما در جلسات كاري منحرف كننده و موجب حواس پرتي ميگردد.
دست زدن به كراوات:
اين رفتار مردانه مي گويد:مي خواهم تاثير خوبي از خودم بجا بگذارم. اين روش اوست كه مي خواهد به شما بفهماند شديدا" در تلاش است تا خوشنودتان سازد.
دست كشيدن در ميان موها:
وقتي افراد نمي دانند چه چيز بايد بگويند اغلب اوقات دستشان را ميان موها مي كشند. ناظري كه قادر است زبان بدن را متوجه شود آگاه است كه فرد در مورد كاري كه مي خواهد انجام دهد و يا چيزي كه ميخواهد بگويد ترديد دارد.
۱۳۸۸ تیر ۷, یکشنبه
معیارهای زنانه و مردانه جذابیت
قابل توجه دختران و پسران(معیارهای زنانه و مردانه جذابیت)
دانشمندان دانشگاه اندرو به این نتیجه رسیدهاند که وقتی راجع به جذابیت چهرهها اظهارنظر میشود، با توجه به مرد یا زن بودن، معیارهای قضاوت به طور کامل متفاوت هستند. در این مطلب درباره نتایج آخرین تحقیقاتی که درباره جذابیت افراد انجام شده، صحبت خواهیم کرد.
«دخترانی که از هم گسیخته بزرگ میشوند، قیافههای چندان جذابی پیدا نمیکنند»!
مطالعهای که در دانشگاه اندرو انجام شد، نشان داد که خانمهایی که والدین آنها از هم جدا شدهاند و یا رابطه خوبی با هم نداشتهاند، چهره خشن و مردانهتری پیدا میکنند. نتایج این تحقیق جالب توجه بود.
دختران جذاب، خانوادههای مستحکم
در این تحقیق، فرم صورت و بدن در ۲۲۹ خانم مورد بررسی قرار گرفت و دیده شد، خانمهایی که در خانوادهای مستحکم بزرگ شدهاند و رابطه عاطفی خوبی میان پدر و مادر آنها برقرار است، قیافه زنانهتر و جذابتری دارند و در کل سالمترند.
گفته میشود شاید نتایج این تحقیقات با میزان بالای هورمون مردانه (تستوسترون) در این خانمها ارتباط داشته باشد ولی هنوز مشخص نشده که آیا بالاتر بودن تستوسترون در افرادی که والدینشان از هم جدا شدهاند، ژنتیکی است و یا در اثر استرس و زندگی ناخوشایند ایجاد شده است.
در این تحقیق ابتدا پرسشنامههایی درباره وضعیت خانوادهها به افراد داده شد که آنها را پر کنند و عکس هر فرد هم گرفته شد. سپس عکسها را بر اساس میزان جذابیت چهره و زنانه بودن آن تقسیم کردند و مشاهده شد زنانی که پدر و مادرشان روابط خوبی با هم داشتهاند، به طور قابل توجهی نسبت به افرادی که والدین آنها از هم جدا شدهاند قیافههای جذابتری دارند. کسانی هم که والدین آنها از هم جدا نشده بودند ولی رابطه خوبی با هم نداشتند، از لحاظ جذابیت چهره در میان دو گروه فوق قرار میگرفتند.
در مطالعه دیگری هم که روی ۸۷ نفر از خانمهای جوان انجام شده است، نسبت وزن به مجذور قد (شاخص توده بدنی)، نسبت کمر به دور باسن و نسبت دور کمر به دور سینه مورد بررسی قرار گرفت و دیده شد که بزرگ شدن در خانوادههای متشنج و ناآرام سبب افزایش اندازه دور کمر و شاخص توده بدنی شده و چهره مردانهتری ایجاد میکند. به احتمال زیاد، قاعدگی دراین دختران زودتر شروع شده و زودتر هم ازدواج کرده و بچهدار میشوند که میتواند در شکسته شدن زودتر چهره آنها تاثیرگذار باشد.
مردان جذاب، صورت زنانه
«مردانی که صورت زنانهتری دارند، جذابتر بوده و بیشتر مورد توجه قرار میگیرند.» این جمله نتیجه تحقیقی است که در دانشگاه لیورپول انجام شده است.
البته زنانهتر بودن صورت هم معیارهای خاص خودش را دارد.
برای مثال چانههایی که حالت گردتری دارند، موجب میشوند که قیافه جذابتر شود. اینکه چرا اینگونه چهرهها جذابترند، مورد سوال است ولی محققان میگویند، مردانی که صورت زنانهتری دارند، باعاطفهتر، مهربانتر و دلسوزترند.
در این تحقیق تعدادی عکس که چهره آنها به وسیله کامپیوتر مردانهتر یا زنانهتر شده بود، به دانشجویان زیادی نشان داده شد و از لحاظ میزان جذابیت مقایسه شد. دکتر تونی لیتل از دانشگاه لیورپول میگوید:
«صورت و چهره هر فردی میتواند مشخص کند که او در رابطه برقرارکردن چطور رفتار میکند و توانایی محافظت از خانوادهاش را دارد یا نه.» یک چهره مردانه، نشاندهنده سطوح بالای تستوسترون است که تواناییهای ژنتیکی بالای فرد را نشان میدهد و زنانی که این چهرهها را میپسندند، ذخیره ژنتیکی خوبی را برای فرزندانشان انتخاب میکنند ولی در عین حال، سطوح بالای تستوسترون میتواند سبب افزایش احتمال حوادث ناگوار، بیعاطفه بودن و حتی خیانت شود. از طرف دیگر، هر چه چهره زنانهتر باشد، وفاداری و عاطفه هم بیشتر میشود.
شما کدام را میپسندید؟
مطالعات نشان دادهاند بیشتر مردان قیافههای زنانهتر را بیشتر میپسندند ولی در خانمها، یک اصل کلی حاکم نیست و برخی از آنها قیافههای زنانهتر و برخی قیافههای مردانهتر را میپسندند. برخی دانشمندان میگویند شاید این مساله به علت تغییرات هورمونی باشد که در طول سیکلهای ماهیانه در بدن خانمها اتفاق میافتد، به طوری که در ابتدای سیکل یعنی در مرحله فولیکولار که تخمکگذاری صورت میگیرد، قیافههای مردانه جذابتر به نظر میرسند.
برخی دانشمندان هم این مساله را با میزان جذابیت خود خانمها مرتبط میدانند و میگویند خانمهایی که خودشان قیافه جذابتری دارند، چهرههایی با خصوصیات مردانهتر را بیشتر میپسندند. برخی محققان میگویند قیافههای آشنا، جذابتر به نظر میرسند و اغلب افراد سعی میکنند دوستانشان را از میان کسانی که به خودشان و افراد خانوادهشان شبیهترند، انتخاب کنند.
دکتر لیزا دبرین، روانشناس است و در تحقیقی که انجام شده، نشان داده که افراد بیشتر تمایل دارند با کسانی دوست شوند که چهره آنها برایشان آشناست و شاید دلیل آن این باشد که از این طریق، دوستان میتوانند موجب شوند که به یاد افراد خانواده و نزدیکانمان بیفتیم. در این تحقیق، عکسهای افراد را دستکاری کرده و در آنها شباهتهایی به خانواده فرد مورد بررسی ایجاد کردند. سپس عکسها را به افراد مورد مطالعه نشان دادند و متوجه شدند که اغلب آقایان عکس مردانی را که به خودشان شباهت داشتند، میپسندیدند و بیشتر خانمها هم عکسهایی را که شباهتهایی با خودشان داشتند، برای دوستی انتخاب میکردند. ولی در هنگام انتخاب همسر، شباهتهای چهره اثری روی جذابیت و انتخاب جنس مخالف نداشت.
تحقیقات نشان دادهاند که حتی نوزادان چند روزه هم میتوانند قیافههای جذابتر و زیباتر را تشخیص دهند. در تحقیق انجام شده دو عکس را در کنار هم به نوزادان نشان میدادند که یکی از آنها چهره زیباتر و جذابتری داشت و دیده شد که بیشتر نوزادان مدت زمان بیشتری را صرف نگاه کردن به چهره جذابتر میکردند. به این ترتیب، این فرضیه که برای هر فردی معیارهای جذابیت در محیط و با توجه به قیافه افرادی که اطراف او هستند شکل میگیرد، کمرنگتر شده و ثابت میشود که هر کسی وقتی به دنیا میآید، معیارهای از پیش برنامهریزی شدهای برای تشخیص جذابیت چهرهها دارد. به این ترتیب، نتایج این تحقیقات نشان میدهد که هر فردی با توجه به ژنتیک، قیافه و طرز تفکر خودش، نسبت به قیافه دیگران اظهارنظر میکند و ممکن است آن را بپسندد یا نپسندد. ممکن است قیافهای که به نظر فردی بسیار زیبا و جذاب است، به نظر دیگری کاملا یخ و بیمزه باشد و برعکس.
دانشمندان دانشگاه اندرو به این نتیجه رسیدهاند که وقتی راجع به جذابیت چهرهها اظهارنظر میشود، با توجه به مرد یا زن بودن، معیارهای قضاوت به طور کامل متفاوت هستند. در این مطلب درباره نتایج آخرین تحقیقاتی که درباره جذابیت افراد انجام شده، صحبت خواهیم کرد.
«دخترانی که از هم گسیخته بزرگ میشوند، قیافههای چندان جذابی پیدا نمیکنند»!
مطالعهای که در دانشگاه اندرو انجام شد، نشان داد که خانمهایی که والدین آنها از هم جدا شدهاند و یا رابطه خوبی با هم نداشتهاند، چهره خشن و مردانهتری پیدا میکنند. نتایج این تحقیق جالب توجه بود.
دختران جذاب، خانوادههای مستحکم
در این تحقیق، فرم صورت و بدن در ۲۲۹ خانم مورد بررسی قرار گرفت و دیده شد، خانمهایی که در خانوادهای مستحکم بزرگ شدهاند و رابطه عاطفی خوبی میان پدر و مادر آنها برقرار است، قیافه زنانهتر و جذابتری دارند و در کل سالمترند.
گفته میشود شاید نتایج این تحقیقات با میزان بالای هورمون مردانه (تستوسترون) در این خانمها ارتباط داشته باشد ولی هنوز مشخص نشده که آیا بالاتر بودن تستوسترون در افرادی که والدینشان از هم جدا شدهاند، ژنتیکی است و یا در اثر استرس و زندگی ناخوشایند ایجاد شده است.
در این تحقیق ابتدا پرسشنامههایی درباره وضعیت خانوادهها به افراد داده شد که آنها را پر کنند و عکس هر فرد هم گرفته شد. سپس عکسها را بر اساس میزان جذابیت چهره و زنانه بودن آن تقسیم کردند و مشاهده شد زنانی که پدر و مادرشان روابط خوبی با هم داشتهاند، به طور قابل توجهی نسبت به افرادی که والدین آنها از هم جدا شدهاند قیافههای جذابتری دارند. کسانی هم که والدین آنها از هم جدا نشده بودند ولی رابطه خوبی با هم نداشتند، از لحاظ جذابیت چهره در میان دو گروه فوق قرار میگرفتند.
در مطالعه دیگری هم که روی ۸۷ نفر از خانمهای جوان انجام شده است، نسبت وزن به مجذور قد (شاخص توده بدنی)، نسبت کمر به دور باسن و نسبت دور کمر به دور سینه مورد بررسی قرار گرفت و دیده شد که بزرگ شدن در خانوادههای متشنج و ناآرام سبب افزایش اندازه دور کمر و شاخص توده بدنی شده و چهره مردانهتری ایجاد میکند. به احتمال زیاد، قاعدگی دراین دختران زودتر شروع شده و زودتر هم ازدواج کرده و بچهدار میشوند که میتواند در شکسته شدن زودتر چهره آنها تاثیرگذار باشد.
مردان جذاب، صورت زنانه
«مردانی که صورت زنانهتری دارند، جذابتر بوده و بیشتر مورد توجه قرار میگیرند.» این جمله نتیجه تحقیقی است که در دانشگاه لیورپول انجام شده است.
البته زنانهتر بودن صورت هم معیارهای خاص خودش را دارد.
برای مثال چانههایی که حالت گردتری دارند، موجب میشوند که قیافه جذابتر شود. اینکه چرا اینگونه چهرهها جذابترند، مورد سوال است ولی محققان میگویند، مردانی که صورت زنانهتری دارند، باعاطفهتر، مهربانتر و دلسوزترند.
در این تحقیق تعدادی عکس که چهره آنها به وسیله کامپیوتر مردانهتر یا زنانهتر شده بود، به دانشجویان زیادی نشان داده شد و از لحاظ میزان جذابیت مقایسه شد. دکتر تونی لیتل از دانشگاه لیورپول میگوید:
«صورت و چهره هر فردی میتواند مشخص کند که او در رابطه برقرارکردن چطور رفتار میکند و توانایی محافظت از خانوادهاش را دارد یا نه.» یک چهره مردانه، نشاندهنده سطوح بالای تستوسترون است که تواناییهای ژنتیکی بالای فرد را نشان میدهد و زنانی که این چهرهها را میپسندند، ذخیره ژنتیکی خوبی را برای فرزندانشان انتخاب میکنند ولی در عین حال، سطوح بالای تستوسترون میتواند سبب افزایش احتمال حوادث ناگوار، بیعاطفه بودن و حتی خیانت شود. از طرف دیگر، هر چه چهره زنانهتر باشد، وفاداری و عاطفه هم بیشتر میشود.
شما کدام را میپسندید؟
مطالعات نشان دادهاند بیشتر مردان قیافههای زنانهتر را بیشتر میپسندند ولی در خانمها، یک اصل کلی حاکم نیست و برخی از آنها قیافههای زنانهتر و برخی قیافههای مردانهتر را میپسندند. برخی دانشمندان میگویند شاید این مساله به علت تغییرات هورمونی باشد که در طول سیکلهای ماهیانه در بدن خانمها اتفاق میافتد، به طوری که در ابتدای سیکل یعنی در مرحله فولیکولار که تخمکگذاری صورت میگیرد، قیافههای مردانه جذابتر به نظر میرسند.
برخی دانشمندان هم این مساله را با میزان جذابیت خود خانمها مرتبط میدانند و میگویند خانمهایی که خودشان قیافه جذابتری دارند، چهرههایی با خصوصیات مردانهتر را بیشتر میپسندند. برخی محققان میگویند قیافههای آشنا، جذابتر به نظر میرسند و اغلب افراد سعی میکنند دوستانشان را از میان کسانی که به خودشان و افراد خانوادهشان شبیهترند، انتخاب کنند.
دکتر لیزا دبرین، روانشناس است و در تحقیقی که انجام شده، نشان داده که افراد بیشتر تمایل دارند با کسانی دوست شوند که چهره آنها برایشان آشناست و شاید دلیل آن این باشد که از این طریق، دوستان میتوانند موجب شوند که به یاد افراد خانواده و نزدیکانمان بیفتیم. در این تحقیق، عکسهای افراد را دستکاری کرده و در آنها شباهتهایی به خانواده فرد مورد بررسی ایجاد کردند. سپس عکسها را به افراد مورد مطالعه نشان دادند و متوجه شدند که اغلب آقایان عکس مردانی را که به خودشان شباهت داشتند، میپسندیدند و بیشتر خانمها هم عکسهایی را که شباهتهایی با خودشان داشتند، برای دوستی انتخاب میکردند. ولی در هنگام انتخاب همسر، شباهتهای چهره اثری روی جذابیت و انتخاب جنس مخالف نداشت.
تحقیقات نشان دادهاند که حتی نوزادان چند روزه هم میتوانند قیافههای جذابتر و زیباتر را تشخیص دهند. در تحقیق انجام شده دو عکس را در کنار هم به نوزادان نشان میدادند که یکی از آنها چهره زیباتر و جذابتری داشت و دیده شد که بیشتر نوزادان مدت زمان بیشتری را صرف نگاه کردن به چهره جذابتر میکردند. به این ترتیب، این فرضیه که برای هر فردی معیارهای جذابیت در محیط و با توجه به قیافه افرادی که اطراف او هستند شکل میگیرد، کمرنگتر شده و ثابت میشود که هر کسی وقتی به دنیا میآید، معیارهای از پیش برنامهریزی شدهای برای تشخیص جذابیت چهرهها دارد. به این ترتیب، نتایج این تحقیقات نشان میدهد که هر فردی با توجه به ژنتیک، قیافه و طرز تفکر خودش، نسبت به قیافه دیگران اظهارنظر میکند و ممکن است آن را بپسندد یا نپسندد. ممکن است قیافهای که به نظر فردی بسیار زیبا و جذاب است، به نظر دیگری کاملا یخ و بیمزه باشد و برعکس.
pezeshkan.org
شناخت شخصيت از روي حرکات بيني
لمس بيني:
هنگامي كه دست فردي در زمان محاوره با بيني اش تماس پيدا كند، نشانگر آن است كه فرد موضوعي را كتمان ميكند. فردي كه اين حركت را انجام ميدهد معمولا از آن نا آگاه است ظاهر وي ممكن است آرام به نظر برسد اما باطن فرد پريشان و آشفته است. روانشناسان معتقدند دست زدن به بيني يك حركت غير ارادي براي پوشاندن دهان و كتمان دروغ مي باشد. دستها به بيني انتقال مي يابند تا حقيقت را پنهان كنند.
فراخ كردن بيني:
خشم، غضب و عصبانيت.
حركت بيني به سمت بالا:
وقتي بيني با كج كردن سر به عقب به سمت بالا ميرود پيام روشن است. فرد ميگويد: "من برتر هستم، من بهتر از شما هستم"
گرفتن بيني:
چيزي فاسد شده است.
پيچيدن بيني:
پيچ خوردگي بيني به يك سو نشانگر نفرت و بيزاري و طرد مي باشد.
چين و چروك بيني:
وقتي عضلات اطراف بيني منقبض ميشوند چين و چروك ما بين چشمها پديد مي آيد، افشا كننده تنفر و انزجار است - از يك طرد ملايم تا تنفر شديد.
هنگامي كه دست فردي در زمان محاوره با بيني اش تماس پيدا كند، نشانگر آن است كه فرد موضوعي را كتمان ميكند. فردي كه اين حركت را انجام ميدهد معمولا از آن نا آگاه است ظاهر وي ممكن است آرام به نظر برسد اما باطن فرد پريشان و آشفته است. روانشناسان معتقدند دست زدن به بيني يك حركت غير ارادي براي پوشاندن دهان و كتمان دروغ مي باشد. دستها به بيني انتقال مي يابند تا حقيقت را پنهان كنند.
فراخ كردن بيني:
خشم، غضب و عصبانيت.
حركت بيني به سمت بالا:
وقتي بيني با كج كردن سر به عقب به سمت بالا ميرود پيام روشن است. فرد ميگويد: "من برتر هستم، من بهتر از شما هستم"
گرفتن بيني:
چيزي فاسد شده است.
پيچيدن بيني:
پيچ خوردگي بيني به يك سو نشانگر نفرت و بيزاري و طرد مي باشد.
چين و چروك بيني:
وقتي عضلات اطراف بيني منقبض ميشوند چين و چروك ما بين چشمها پديد مي آيد، افشا كننده تنفر و انزجار است - از يك طرد ملايم تا تنفر شديد.
آداب خامخواري
تاريخ آغاز خامخواري با تاريخ پيدايش انسان روي زمين آغاز شده است و اكنون پس از گذشت قرنها، هنوز هم شاهد گروههاي ميوهخوار و گياهخوار هستيم.
تحقيقات نشان ميدهد برخي از غذاها را بايد خام مصرف كرد تا ارزش غذايي آن حفظ شود. مشاهده شده است برخي از مواد غذايي با پخته شدنشان، نه تنها ارزش غذاييشان حفظ نميشود، بلكه تركيبات جديدي نيز در آنها ايجاد ميشود كه سودمند نيستند و بلكه مضر نيز هستند.
دكتر احمدرضا درستي، متخصص تغذيه :
سبزيجات بايستي تا جايي كه امكان دارد به صورت خام مصرف شود و در شرايطي كه نتوان آنها را (اسفناج نخودفرنگي) خام مصرف كرد بايد آنها را بخارپز و از سرخ كردن آنها پرهيز كرد.
بهتر است برخي از سبزيجات همانند هويج كمي پخته شوند چرا كه مشخص شده است برخي از سبزيجات رنگي موجب ميشوند پيشسازهاي ويتامين A بهتر آزاد شوند و در نتيجه در بدن ويتامينهاي بيشتري توليد شود.
خامخواري گوشت
از نظر تغذيه خوردن گوشتهاي خام ميتواند مواد پروتئيني و ويتاميني بيشتري را به بدن برساند كه در اين راستا برخي جگر را به صورت خام مصرف ميكنند ولي نكته مهم در اين ماجرا اين است كه با پختن گوشت مقدار اندكي از ويتامينهاي آن از بين ميرود ولي گفتني است كه با پخته شدن گوشت، پروتئينهاي آن تغيير شكل (ناتوره شدن) ميدهند كه در بسياري از موارد باعث هضم و جذب بهتر ميشود، به همين دليل پختن يا نپختن مواد غذايي بسته به شرايط و ماهيت ماده غذايي متفاوت است.
مثلا در كشور انگلستان عدهاي به دليل علاقه شديد به مصرف شير غيرپاستوريزه و استرليزه فقط به دليل خوشمزگي آن معروفاند، به همين دليل هم در بسياري از فروشگاههاي اين كشور در كنار انواع شير نجوشيده ، اين نوع شير نيز با قيمت بسيار گران عرضه ميشود كه دليل گراني آن بيشتر به دليل كاربرد دستگاههاي بسيار مجهزي است كه مانع ورود هر گونه ميكروب به داخل شير ميشود.
مصرف شير نجوشيده ممكن است بيماري تب مالت، انواع ميكروبها، نوعي سل گوارشي، انواع سياه زخم و... را به همراه داشته باشد.
مصرف شيرهاي مدتدار
شيرهاي مدتدار داراي هيچگونه مواد نگهدارندهاي نيستند و وقتي شير استريل ميشود يعني تمام عوامل بيماري به صورت كامل از آن حذف ميشود و در بستهبندي كاملا ايزوله قرار ميگيرد و تا 6 ماه قابل مصرف است كه اتفاقا مصرف اين گونه شيرها به دليل قرار گرفتن ساير شيرها در معرض آفتاب گرم تابستان، توصيه ميشود.
تخممرغ نپخته
تخممرغ منبع خوبي از پروتئين، ويتامينها و املاح ضروري است و ميتواند به عنوان يك ماده غذايي مهم در برنامه غذايي افراد وجود داشته باشد، دكتر درستي اظهار ميكند: در پروتئين نپخته تخممرغ، مادهاي به نام «آويدين» وجود دارد كه در سفيده تخممرغ يافت ميشود، حال اگر افرادي اقدام به خامخواري تخممرغ كنند اين ماده (آويدين) جلوي جذب ويتامين بسيار مهم (H) يا (بيوتين) را ميگيرد، درصورتيكه اين ويتامين براي فعاليت صحيح سلولهاي بدن بسيار مفيد است و كمبود و يا نبودش باعث مرگ بسياري از سلولها ميشود و علايم بيماري در وهله اول در سلولهاي پوستي كه بايد به سرعت تكثير شوند، ظاهر ميشود و پوست دچار پوستهريزي و حتي سفيدشدن ميشود.
«ويتامين H در تمام غذاها وجود دارد و بطور كافي به بدن ميرسد» اين متخصص تغذيه با بيان اين مطلب در ادامه خاطرنشان ميكند: كسي كه تخممرغ خام مصرف كند، ويتامين H كافي به بدنش نخواهد رسيد و دچار بيماري ميشود، به همين جهت لازم است ضرورتا سفيده تخممرغ پخته شود.
پوسته تخممرغ داراي باكتري «سالمونلا» است و بهطور عادي 2تا 3 درصد مواد اين باكتري به داخل نفوذ ميكند كه اگر هنگام شكسته شدن مقداري از پوسته وارد آن شود، مسموميت شديدي به همراه دارد به همين جهت به دو دليل مهم، وجود آويدين و وجود باكتري روي پوسته، توصيه جدي اين است كه حتما تخممرغ، پخته مصرف شود. دكتر درستي با اعلام اين مطلب ميافزايد: نكته سوم درخصوص تخممرغ، اين است كه قابليت جذب پروتئين پس از پخته شدن آن بيشتر ميشود و با اينكه زرده تخممرغ داراي مقدار قابل توجهي «كلسترول» است، ولي خوردن يك تخممرغ در روز براي افراد معمولي و 2 تخممرغ در هفته براي افراد كاملا مسني كه حتي بيماري قلبي و فشارخون دارند، كاملا آزاد است و توصيه ميشود آنها نيز هفتهاي 2مرتبه از آن استفاده كنند، چراكه تخممرغ غذاي با ارزشي است و نبايد به دليل داشتن «كلسترول» آن را از سبد غذايي حذف كرد.
كلسترول زرده تخممرغ حتي در بدترين شرايط نيز براي كساني كه بيماري قلبي عروقي و فشار خون دارند، حذف نميشود و حتي اين دسته از بيماران ميتوانند هر روز سفيده تخممرغ را ميل كنند يا هفتهاي 2 مرتبه آن را بصورت كامل دريافت كنند.اين متخصص تغذيه در پايان ميافزايد: ديده ميشود برخي از ورزشكاران به پيشنهاد مربيان ورزشي خود اقدام به خوردن چندين تخممرغ در روز، آن هم بصورت خام ميكنند. در صورتي كه مصرف بيش از 2 تخممرغ در روز، عملا كمك زيادي به بهبود وضعيت آنها نخواهد كرد و فقط آنها را دچار عوارض كبدي و كليوي ميكند و دائمي خوردن آن علاوه بر عدم جذب ويتامين»H« ، ممكن است مرگ فرد را نيز سبب شود.
تحقيقات نشان ميدهد برخي از غذاها را بايد خام مصرف كرد تا ارزش غذايي آن حفظ شود. مشاهده شده است برخي از مواد غذايي با پخته شدنشان، نه تنها ارزش غذاييشان حفظ نميشود، بلكه تركيبات جديدي نيز در آنها ايجاد ميشود كه سودمند نيستند و بلكه مضر نيز هستند.
دكتر احمدرضا درستي، متخصص تغذيه :
سبزيجات بايستي تا جايي كه امكان دارد به صورت خام مصرف شود و در شرايطي كه نتوان آنها را (اسفناج نخودفرنگي) خام مصرف كرد بايد آنها را بخارپز و از سرخ كردن آنها پرهيز كرد.
بهتر است برخي از سبزيجات همانند هويج كمي پخته شوند چرا كه مشخص شده است برخي از سبزيجات رنگي موجب ميشوند پيشسازهاي ويتامين A بهتر آزاد شوند و در نتيجه در بدن ويتامينهاي بيشتري توليد شود.
خامخواري گوشت
از نظر تغذيه خوردن گوشتهاي خام ميتواند مواد پروتئيني و ويتاميني بيشتري را به بدن برساند كه در اين راستا برخي جگر را به صورت خام مصرف ميكنند ولي نكته مهم در اين ماجرا اين است كه با پختن گوشت مقدار اندكي از ويتامينهاي آن از بين ميرود ولي گفتني است كه با پخته شدن گوشت، پروتئينهاي آن تغيير شكل (ناتوره شدن) ميدهند كه در بسياري از موارد باعث هضم و جذب بهتر ميشود، به همين دليل پختن يا نپختن مواد غذايي بسته به شرايط و ماهيت ماده غذايي متفاوت است.
مثلا در كشور انگلستان عدهاي به دليل علاقه شديد به مصرف شير غيرپاستوريزه و استرليزه فقط به دليل خوشمزگي آن معروفاند، به همين دليل هم در بسياري از فروشگاههاي اين كشور در كنار انواع شير نجوشيده ، اين نوع شير نيز با قيمت بسيار گران عرضه ميشود كه دليل گراني آن بيشتر به دليل كاربرد دستگاههاي بسيار مجهزي است كه مانع ورود هر گونه ميكروب به داخل شير ميشود.
مصرف شير نجوشيده ممكن است بيماري تب مالت، انواع ميكروبها، نوعي سل گوارشي، انواع سياه زخم و... را به همراه داشته باشد.
مصرف شيرهاي مدتدار
شيرهاي مدتدار داراي هيچگونه مواد نگهدارندهاي نيستند و وقتي شير استريل ميشود يعني تمام عوامل بيماري به صورت كامل از آن حذف ميشود و در بستهبندي كاملا ايزوله قرار ميگيرد و تا 6 ماه قابل مصرف است كه اتفاقا مصرف اين گونه شيرها به دليل قرار گرفتن ساير شيرها در معرض آفتاب گرم تابستان، توصيه ميشود.
تخممرغ نپخته
تخممرغ منبع خوبي از پروتئين، ويتامينها و املاح ضروري است و ميتواند به عنوان يك ماده غذايي مهم در برنامه غذايي افراد وجود داشته باشد، دكتر درستي اظهار ميكند: در پروتئين نپخته تخممرغ، مادهاي به نام «آويدين» وجود دارد كه در سفيده تخممرغ يافت ميشود، حال اگر افرادي اقدام به خامخواري تخممرغ كنند اين ماده (آويدين) جلوي جذب ويتامين بسيار مهم (H) يا (بيوتين) را ميگيرد، درصورتيكه اين ويتامين براي فعاليت صحيح سلولهاي بدن بسيار مفيد است و كمبود و يا نبودش باعث مرگ بسياري از سلولها ميشود و علايم بيماري در وهله اول در سلولهاي پوستي كه بايد به سرعت تكثير شوند، ظاهر ميشود و پوست دچار پوستهريزي و حتي سفيدشدن ميشود.
«ويتامين H در تمام غذاها وجود دارد و بطور كافي به بدن ميرسد» اين متخصص تغذيه با بيان اين مطلب در ادامه خاطرنشان ميكند: كسي كه تخممرغ خام مصرف كند، ويتامين H كافي به بدنش نخواهد رسيد و دچار بيماري ميشود، به همين جهت لازم است ضرورتا سفيده تخممرغ پخته شود.
پوسته تخممرغ داراي باكتري «سالمونلا» است و بهطور عادي 2تا 3 درصد مواد اين باكتري به داخل نفوذ ميكند كه اگر هنگام شكسته شدن مقداري از پوسته وارد آن شود، مسموميت شديدي به همراه دارد به همين جهت به دو دليل مهم، وجود آويدين و وجود باكتري روي پوسته، توصيه جدي اين است كه حتما تخممرغ، پخته مصرف شود. دكتر درستي با اعلام اين مطلب ميافزايد: نكته سوم درخصوص تخممرغ، اين است كه قابليت جذب پروتئين پس از پخته شدن آن بيشتر ميشود و با اينكه زرده تخممرغ داراي مقدار قابل توجهي «كلسترول» است، ولي خوردن يك تخممرغ در روز براي افراد معمولي و 2 تخممرغ در هفته براي افراد كاملا مسني كه حتي بيماري قلبي و فشارخون دارند، كاملا آزاد است و توصيه ميشود آنها نيز هفتهاي 2مرتبه از آن استفاده كنند، چراكه تخممرغ غذاي با ارزشي است و نبايد به دليل داشتن «كلسترول» آن را از سبد غذايي حذف كرد.
كلسترول زرده تخممرغ حتي در بدترين شرايط نيز براي كساني كه بيماري قلبي عروقي و فشار خون دارند، حذف نميشود و حتي اين دسته از بيماران ميتوانند هر روز سفيده تخممرغ را ميل كنند يا هفتهاي 2 مرتبه آن را بصورت كامل دريافت كنند.اين متخصص تغذيه در پايان ميافزايد: ديده ميشود برخي از ورزشكاران به پيشنهاد مربيان ورزشي خود اقدام به خوردن چندين تخممرغ در روز، آن هم بصورت خام ميكنند. در صورتي كه مصرف بيش از 2 تخممرغ در روز، عملا كمك زيادي به بهبود وضعيت آنها نخواهد كرد و فقط آنها را دچار عوارض كبدي و كليوي ميكند و دائمي خوردن آن علاوه بر عدم جذب ويتامين»H« ، ممكن است مرگ فرد را نيز سبب شود.
۱۳۸۸ تیر ۴, پنجشنبه
شناخت شخصيت از روي حرکات دستها(تمام دست)
خم كردن بازوها:
اين كار ميگويد: "من پر زور و نيرومند هستم." بالا آوردن يك بازو نيز راهي براي جلب توجه ميباشد. هر دو دست را بجلو دراز كردن ژست خوش آمد گويي ميباشد.
دستها به پشت:
وقتي دستها به پشت كمر قلاب ميگردند مفهومش اين است كه فرد وضعيت را تحت كنترل خود دارد. ميگويد: "من راحت هستم" مشابه حركتي كه سربازان زماني كه در حالت خبردار نيستند به خود ميگيرند.
دستها به جلو:
هنگامي كه ما مضطرب مي باشيم تمايل به نگاه داشتن دستهاي خود در جلوي بدن خود داريم تا بتوانيم يك سد حفاظتي ايجاد گردانيم.
دستهاي قلاب شده:
بر خلاف دست به سينه بودن كه دستها بطور متقاطع به روي سينه قرار ميگيرند، اين ژست در افرادي مشاهده ميشود كه در شرايط اضطراب آميزي قرار دارند. در واقع چنين به نظر مي آيد براي حفظ جانشان به خودشان دست آويخته اند.
دستهاي تا شده:
زمانيكه دستها مقابل بدن همديگر را قطع ميكنند، معمولا نشانگر وضعيت تدافعي ميباشد. فرد ميگويد: من تمايل ندارم به هرچيزي كه با عقايدم در تضاد مي باشد گوش دهم. اغلب مردم از مانعي كه اين طرز ايستادن پديد مي آورد آگاهي ندارند. اما بي ترديد براي سد كردن هر گونه تعدي و مزاحمت بكار گرفته مي شود. خصوصا وقتي كه لبهاي درهم و اخم نيز با آن همراه گردد.
دراز كردن دست :
زماني كه يك مرد نشسته و دست خود را دراز كرده، او ميگويد: "من اينجا را تحت كنترل خود دارم". اما اگر يك زن اين كا را انجام دهد، مردها معمولا اينگونه مي پندارند كه او از حد و حدود خود تجاوز كرده است. هر چند زماني كه تنها يك دست را روي صندلي مجاور قرار ميدهد ميگويد: "ميخواهم مانند شما(مردها) باشم"
دست به كمر بودن:
دستها دو طرف كمر به طوري كه آرنج به طرف خارج بدن قرار ميگيرد فرد ميگويد: از من فاصله بگير. اين يك عمل نا آگاهانه مي باشد كه ما هرگاه احساس جامعه ستيزي داشته باشيم و يا در محل پر ازدحامي قرار داريم و تمايل نداريم ديگران نزديك به ما شوند اعمال ميكنيم.
شانه بالا انداختن:
شانه ها بر آمده گشته و كف دستها به سمت خارج ميچرخند. پيام روشن و واضح مي باشد: من شما را نمي شناسم و يا من نمي توانم به شما كمك كنم. دلالت بر احساس درماندگي فردي است كه اين ژست را به خود ميگيرد.
اين كار ميگويد: "من پر زور و نيرومند هستم." بالا آوردن يك بازو نيز راهي براي جلب توجه ميباشد. هر دو دست را بجلو دراز كردن ژست خوش آمد گويي ميباشد.
دستها به پشت:
وقتي دستها به پشت كمر قلاب ميگردند مفهومش اين است كه فرد وضعيت را تحت كنترل خود دارد. ميگويد: "من راحت هستم" مشابه حركتي كه سربازان زماني كه در حالت خبردار نيستند به خود ميگيرند.
دستها به جلو:
هنگامي كه ما مضطرب مي باشيم تمايل به نگاه داشتن دستهاي خود در جلوي بدن خود داريم تا بتوانيم يك سد حفاظتي ايجاد گردانيم.
دستهاي قلاب شده:
بر خلاف دست به سينه بودن كه دستها بطور متقاطع به روي سينه قرار ميگيرند، اين ژست در افرادي مشاهده ميشود كه در شرايط اضطراب آميزي قرار دارند. در واقع چنين به نظر مي آيد براي حفظ جانشان به خودشان دست آويخته اند.
دستهاي تا شده:
زمانيكه دستها مقابل بدن همديگر را قطع ميكنند، معمولا نشانگر وضعيت تدافعي ميباشد. فرد ميگويد: من تمايل ندارم به هرچيزي كه با عقايدم در تضاد مي باشد گوش دهم. اغلب مردم از مانعي كه اين طرز ايستادن پديد مي آورد آگاهي ندارند. اما بي ترديد براي سد كردن هر گونه تعدي و مزاحمت بكار گرفته مي شود. خصوصا وقتي كه لبهاي درهم و اخم نيز با آن همراه گردد.
دراز كردن دست :
زماني كه يك مرد نشسته و دست خود را دراز كرده، او ميگويد: "من اينجا را تحت كنترل خود دارم". اما اگر يك زن اين كا را انجام دهد، مردها معمولا اينگونه مي پندارند كه او از حد و حدود خود تجاوز كرده است. هر چند زماني كه تنها يك دست را روي صندلي مجاور قرار ميدهد ميگويد: "ميخواهم مانند شما(مردها) باشم"
دست به كمر بودن:
دستها دو طرف كمر به طوري كه آرنج به طرف خارج بدن قرار ميگيرد فرد ميگويد: از من فاصله بگير. اين يك عمل نا آگاهانه مي باشد كه ما هرگاه احساس جامعه ستيزي داشته باشيم و يا در محل پر ازدحامي قرار داريم و تمايل نداريم ديگران نزديك به ما شوند اعمال ميكنيم.
شانه بالا انداختن:
شانه ها بر آمده گشته و كف دستها به سمت خارج ميچرخند. پيام روشن و واضح مي باشد: من شما را نمي شناسم و يا من نمي توانم به شما كمك كنم. دلالت بر احساس درماندگي فردي است كه اين ژست را به خود ميگيرد.
۱۳۸۸ خرداد ۲۷, چهارشنبه
متخصص تغذیه :نخوردن صبحانه يک اشتباه بزرگ است
صبحانه سالم نه تنها باعث افزايش انرژي و باز شدن فکر و ذهن ميشود، بلکه موجب انتخاب و مصرف مناسب وعدههاي غذايي در طي روز خواهد شد.
دکتر سمانه کامل متخصص تغذيه
خوردن صبحانه ممکن است به شما در مصرف کمتر کالري در طول روز کمک نمايد.
تحقيقات نشان ميدهد که مصرف مقداري کالري مشخص در ابتداي روز (يعني در صبحانه) اثر سير کنندگي بيشتري نسبت به مصرف همان مقدار کالري در ساعتهاي بعدي خواهد داشت که اين امر موجب کاهش مجموع کالري مصرفي در طي روز مي شود.
خوردن صبحانه مناسب احتمال به کارگيري عادتهاي نادرست غذايي را در وعده هاي ديگر کاهش دهد.
صبحانه را کامل صرف کنيد و از شير و ساير مواد لبني، عسل، سبزيجات، تخم مرغ و نان هاي سبوس دار استفاده کنيد
دکتر سمانه کامل متخصص تغذيه
خوردن صبحانه ممکن است به شما در مصرف کمتر کالري در طول روز کمک نمايد.
تحقيقات نشان ميدهد که مصرف مقداري کالري مشخص در ابتداي روز (يعني در صبحانه) اثر سير کنندگي بيشتري نسبت به مصرف همان مقدار کالري در ساعتهاي بعدي خواهد داشت که اين امر موجب کاهش مجموع کالري مصرفي در طي روز مي شود.
خوردن صبحانه مناسب احتمال به کارگيري عادتهاي نادرست غذايي را در وعده هاي ديگر کاهش دهد.
صبحانه را کامل صرف کنيد و از شير و ساير مواد لبني، عسل، سبزيجات، تخم مرغ و نان هاي سبوس دار استفاده کنيد
متخصص تغذیه : بعد از ساعت 8 شب شام نخوريد
براي جلوگيري از اخلال در سوختن چربيها ، شام را بايد قبل از ساعت 8 شب خورد.
مرتضي صفوي متخصص تغذيه
در روز كه خورشيد در حال تابش است باعث افزايش ترشح هورمون هاي نيروزايي مثل نورآدرنالين، انسولين و كورتيزول ميشود كه 70 درصد انرژي لازم را از سوزاندن مواد قندي و 30 درصد انرژي مورد نياز را از محل سوزاندن چربيها فراهم ميكنند.
با آغاز شب آرامش دروني، ترميم و جايگزيني در شهر صنعتي بدن آغاز ميشود كه هورمونهاي سازنده و ترميمكننده مثل هورمون رشد سوماتوتروپين كارگاههاي ترميم و جايگزيني را با دريافت 70 درصد انرژي از سوزانيدن چربي ها و 30 درصد انرژي مورد نياز از محل سوزاندن قندها فراهم ميكند.
با توجه به ريتمهاي زيستي و فعاليتهاي هورمونهاي مختلف بدن توصيه ميشود براي جلوگيري از اخلال در روند سوخت چربيها اولا شام قبل از ساعت 8 شب مصرف شود و از خوردن شامهاي حاوي چربي و كربوهيدرات زياد خودداري و سبزيهاي پخته و خام با مقداري غذاهاي پروتئيني مصرف كنيد.
مرتضي صفوي متخصص تغذيه
در روز كه خورشيد در حال تابش است باعث افزايش ترشح هورمون هاي نيروزايي مثل نورآدرنالين، انسولين و كورتيزول ميشود كه 70 درصد انرژي لازم را از سوزاندن مواد قندي و 30 درصد انرژي مورد نياز را از محل سوزاندن چربيها فراهم ميكنند.
با آغاز شب آرامش دروني، ترميم و جايگزيني در شهر صنعتي بدن آغاز ميشود كه هورمونهاي سازنده و ترميمكننده مثل هورمون رشد سوماتوتروپين كارگاههاي ترميم و جايگزيني را با دريافت 70 درصد انرژي از سوزانيدن چربي ها و 30 درصد انرژي مورد نياز از محل سوزاندن قندها فراهم ميكند.
با توجه به ريتمهاي زيستي و فعاليتهاي هورمونهاي مختلف بدن توصيه ميشود براي جلوگيري از اخلال در روند سوخت چربيها اولا شام قبل از ساعت 8 شب مصرف شود و از خوردن شامهاي حاوي چربي و كربوهيدرات زياد خودداري و سبزيهاي پخته و خام با مقداري غذاهاي پروتئيني مصرف كنيد.
خوش بینی : نیمه پر لیوان را ببینید.
همیشه گفتهاند که باید خوشبین بود و تنها نیمه خالی لیوان را ندید.
در واقع هم داشتن خلق و خویی شادمان ممکن است به شما در گذراندن روزهای ابری زندگیتان کمک کند. اما خوشبینی بر روی سلامت ما چه اثری دارد؟ آیا آنهایی که نیمهپر لیوان را میبینند، نسبت به آدمهای تیره و تاری که تنها نیمه خالی لیوان را میبینند، سالمترهم هستند؟
پاسخ بر اساس رشتهای از بررسیها که در آمریکا و اروپا انجام شده است، بله است.
جالب توجه تر اینکه خوشبینی به افراد کمک میکند که با بیماری کنار بیایند و از جراحی بهبود پیدا کنند. پژوهشگران به ما میگویند که داشتن دیدگاه مثبت در ابتدای زندگی ممکن است پیشبینی کننده سلامتی بهتر و کاهش میزان مرگ و میر در طول دورههای پیگیری 15 تا 40 ساله باشد.
اندازهگیری خوشبینی
دانشمندان برای تحقیق در مورد خوشبینی در ابتدا نیاز داشتند شیوههای قابلاعتمادی را ایجاد کنند که با آن بتوانند صفت خوشبینی را اندازه بگیرند.
دو شیوه برای اندازهگیری خوشبینی مورد استفاده است؛ یکی "خوشبینی خصلتی" را اندازه میگیرد، و دیگری از سبکی توضیحی استفاده میکند.
خوشبینی خصلتی بر اساس انتظارات مثبت فرد از آینده اندازهگیری میشود. این انتظارات به یک یا دو جنبه از زندگی مربوط نمیشوند، بلکه مربوط به انتظار فرد به داشتن پیامدهای خوب در چندین جنبه از زندگی است. بسیاری از دانشمندان از یک مقیاس 12 موردی به نام "آزمون نگرش به زندگی" برای اندازهگیری خوشبینی خصلتی استفاده میکنند.
سبک توضیحی اندازهگیری میزان خوشبینی بر اساس توضیحاتی است که فرد از اخبار خوب و بد میدهد. افراد بدبین خودشان را مقصر اخبار بد میدانند ("تقصیر من بود")، آن وضعیت بد را پایدار میدانند ("تا آخر همینجوری خواهد ماند") ، و تاثیر آن را همهجایی فرضی میکنند ("همه زندگیم را خراب خواهد کرد"). از طرف دیگر، فرد خوشبین خودش را مسئول اتفاقات بد نمیداند، در عوض گرایش دارد به خاطر اتفاقات خوب هم به خودش اعتبار دهد، فکر کند که وضعیتهای خوب برای مدتها طول خواهد کشید و اطمینان دارد که تحولات مثبت همه جنبههای زندگیش را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
پژوهشگران از چند پرسشنامه استاندارد برای ارزیابی خوشبینی بر اساس سبک توضیحی استفاده میکنند.
خوشبینی و بیماران قلبی
پژوهشگران در برخی از بررسیها بر رابطه میان خوشبینی و و برخی از بیماریهای خاص متمرکز شدهاند، از جمله بیماریهای قلبی.
پزشکان در یک بررسی به ارزیابی 309 بیماران میانسال پرداختند که قرار بود تحت عمل جراحی بایپس شریانهای کورونر قلب قرار گیرند.
هر کدام از این بیماران علاوه بر معاینه جسمی قبل از عمل، تحت ارزیابی روانشناختی برای اندازهگیری میزان خوشبینی، افسردگی، عصبیبودن و عزتنفس قرار گرفتند. پژوهشگران همه این بیماران را برای 6 ماه پس از جراحی مورد پیگیری قرار دادند.
هنگامی که دادههای به دست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، معلوم شد که خوشبینها نسبت به بدبینها 50 درصد کمتر احتمال دارد نیاز به بستریشدن مجدد پیدا کنند. یک بررس مشابه که بر روی 298 بیمار که قرار بود رگهای کورونریشان با استفاده از بالون آنژیوپلاستی شود، نیز نشان داد که خوشبینی اثر محافظتی دارد؛ بدبینها در طول یک دوره شش ماهه نسبت به بدبینها با احتمال سه بار بیشتر دچار حملات قلبی شدند یا نیاز به تکرار عمل آنژیوپلاستی یا انجام عمل بایپس پیدا کردند.
خوشبینی و فشار خون
داشتن چشمانداز مثبت از زندگی ممکن است به بهبودی پس از عمل جراحی قلب کمک کند، اما آیا ممکن است خطر ابتلا به یکی از عوامل عمده زمینهساز برای بیماری قلبی-عروقی، یعنی فشارخون بالا، را هم کم کند؟
پژوهشهای انجام شده در فنلاند بیانگر آن است که خوشبینی فشار خون را هم پایین میآورد. دانشمندان در این بررسی 616 مرد میانسال که هنگام شروع بررسی فشار خون طبیعی داشتند، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نگرش ذهنی هر یک از داوطلبان با سوالاتی در مورد انتظاراتش از آینده مورد وارسی قرار گرفت و در عین حال هر یک از آنها از لحاظ عوامل خطرساز بیماریهای قلبی-عروقی مانند سیگار کشیدن، چاقی، کمتحرکی، سوءمصرف الکل و سابقه خانوادگی فشارخون بالا مورد ارزیابی قرار گرفتند.
در طول یک دوره چهارساله، مردان بسیار بدبین نسبت به همتایان خوشبینشان، حتی هنگامی که سایر عوامل خطرساز مد نظرقرار میگرفتند، سه برابر با احتمال بیشتر به فشار خون بالا مبتلا میشدند.
یک بررسی دیگر بر روی 2564 مرد 65 ساله و بالاتر نیز نشان داد که خوشبینی برای فشار خون خوب است. پژوهشگران از یک مقیاس خلاصه چهار موردی عواطف مثبت برای ارزیابی هریک از افراد مورد بررسی، در هنگام ویزیت خانگی استفاده کردند. آنها همچنین فشار خون، قد و وزن این افراد را اندازه گیری میکردند و اطلاعاتی در مورد سن، وضعیت تاهل، سوء مصرف الکل، دیابت و داروهای مصرفی این بیماران جمعآوری میکردند. افرادی که دارای عواطف مثبت بودند، نسبت به افرادی که دیدگاه منفی داشتند، حتی هنگامی که سایر عوامل به شمار آورده میشد، فشار خون پایینتری داشتند. افراد با بیشترین عواطف مثبت، پایینترین میزان فشار خون را داشتند.
فشار خون بالا یک عامل مهم زمینهساز بیماری قلبی ست. اگر خوشبینی میتواند خطر فشار خون بالا را کاهش دهد، آیا میتواند در مقابل ابتلا به خود بیماری قلبی هم محافظت ایجاد کند؟
دانشمندان در دانشگاه هاروارد و بوستون برای بررسی این موضوع به ارزیابی 1306 مرد با میانگین سنی 61 سال پرداختند. هر یک از داوطلبان از لحاظ خوشبین یا بدبینبودن با سبک توضیحی مورد ارزیابی قرار گرفتند، در عین حال فشار خون، میزان کلسترول، چاقی، سیگار کشیدن، سوءمصرف الکل، و سابقه خانوادگی بیماری قلبی در این افراد نیز ارزیابی شد.
هیچکدام از این مردان هنگام شروع بررسی دچار بیماری عروق کورونری قلب نبودند. در طول 10 سال بعدی، حتی هنگامی که سایر عوامل مدنظر قرار میگرفت بدبینترین افراد در میان این مردان، نسبت به خوشبینترینشان با احتمال دوبرابر بیشتر در معرض ابتلا به بیماری قلبی بودند.
خوشبینی و سلامت کلی
به نظر میرسد که خوشبینی از قلب و گردش خون محافظت میکند- اما دانستن این موضوع که خوشبینی میتواند منافع مشابهی برای سلامتی کلی هم داشت، بیشتر امیدبخش است.
یک بررسی بزرگ کوتاهمدت رابطه میان خوشبینی و سلامت کلی را در 2300 فرد سالمند را مورد بررسی قرار داد. در طول دو سال، افراد دارای دیدگاه مثبت نسبت به افراد کمتر شادمان با احتمال بسیار بیشتر سالم ماندند و از زندگی مستقلتری بهره بردند.
البته شاید بگویید دو سال سالم ماندن، با حفظ سلامتی برای یک عمر متفاوت است. اما یک بررسی دیگر بر روی 447 بیمار که به عنوان بخشی از ارزیابی پزشکی فراگیرشان در بین سالهای 1962 تا 1965 از لحاظ خوشبینی هم مورد ارزیابی قرار گرفته بودند، نشان داد که داشتن دیدگاه مثبت واقعا اثر مطلوبی دارد. خوشبینی در این افراد در طول یک دوره 30 ساله، با پیامدهای بهتر از لحاظ هشت معیار کارکرد و سلامت جسمی و روانی همراه بود.
خوشبینی و طول عمر
روشن است که افراد سالم بیشتر از افراد بیمار عمر میکنند. اگر خوشبینی واقعا سلامت را بهبود میبخشد، باید طول عمر را هم افزایش دهد- و بر اساس بررسیهایی که در آمریکا و هلند انجام شده است، واقعا هم این گونه است.
یک بررسی در آمریکا 839 نفر را در اوائل دهه 1960 با یک آزمون روانشناختی از لحاظ خوشبینی و بدبینی و نیز از لحاظ وضعیت پزشکی مورد ارزیابی قرار داد. هنگامی که این افراد 30 سال بعد مورد بررسی مجدد قرار گرفتند، خوشبینی با طول عمر ارتباط داشت، به طوری که به ازای هر 10 نمره افزایش در میزان بدبینی در یک آزمون سنجش خوشبینی- بدبینی، میزان مرگ و میر 19 درصد افزایش مییافت.
یک بررسی جدیدتر در آمریکا به بررسی 6959 دانشجو پرداخت که یک آزمون فراگیر شخصیت هنگام ورود به دانشگاه در میانه دهه 1960 انجام داده بودند. 476 نفر از این افراد در طول 40 سال بعدی به علل گوناگون – شایع تر از همه سرطان- درگذشتند. در مجموع به نظر میرسید که بدبینی تلفات قابلتوجهی به بار آورده است؛ بدبینترین افراد نسبت به خوشبینترین افراد 42 درصد میزان مرگ و میر بالاتری داشتند.
بررسیهایی که در هلند انجام شد هم نتایج مشابهی به دست داد. در یک بررسی، پژوهشگران 545 مرد را که فاقد بیماری قلبی-عروقی و سرطان بودند، در سال 1985 از لحاظ خوشبینی خصلتی مورد ارزیابی قرار دادند. در طول 15 سال بعدی،خوشبینها نسبت به بدبینها با 55 درصد با احتمال کمتر از بیماری قلبی درگذشتند، حتی هنگامی که عوامل خطرساز متعارف برایی بیماریهای قلبی-عروقی و افسردگی به حساب آورده میشد.
یک تحقیق دیگر در هلند، 911 مرد و زن میان سنین 65 و 85 را مورد بررسی قرار داد. افرادی که در شروع این بررسی دارای خوشبینی خصلتی بودند، در طول دوره 9 ساله پیگیری، 45 درصد کمتر در معرض خطر مرگ قرار گرفتند.
سازوکارهای احتمالی
این بررسیها در مجموع موید این نتیجهگیری هستند که خوشبینی برای سلامت خوب است؟ اما چرا اینگونه است؟
افراد شکانگار (یا بدبین) ممکن است بگویند که این اثر بیش از آنکه واقعی باشد، ظاهری است. افراد سالم نسبت به افراد بیمار هستند با احتمال بیشتری جنبههای مثبت زندگی را میبینند، بنابرابن شاید خوشبینی به جای آنکه علت سلامت مناسب باشد، نتیجه آن است
پژوهشگران برای پاسخ به این سوال، می توانند نتایجشان بر حسب بیماریهای پزشکی قبلی از جمله مشکلات جسمی مانند دیابت،بیماری قلبی و فشار خون بالا، و مشکلات روانی مانند افسردگی تعدیل کنند. بررسیهای که این تعدیلها را نجام دادهاند، نشان دادهاند که صرفا مبتلا نبودن به این بیماریها توضیحدهنده منافع سلامتیبخش خوشبینی نیستند. به علاوه با پیگیری افراد برای دورههای طولانی 15، 30 و 40 سال دانشمندن میتوانند این سوگیریهای بالقوه را به حداقل برساند.
یک توضیح دیگر رفتاری است. ممکن است که افراد خوشبین نسبت به افراد بدبین سلامتی بهتر و زندگی طولانیتری داشته باشند، چرا که سبک زندگی سلامتری دارند، شبکههای حمایت اجتماعی قویتری را تشکیل میدهند، و مراقبت پزشکی بهتری به دست میآورند.
در واقع، برخی بررسیها نشان میدهند که افراد خوشبین نسبت به افراد بدبین با احتمال بیشتری ورزش میکنند، با احتمال كمتری سیگار میکشند، با احتمال بیشتری متاهل هستند و با همسرشان زندگی میکنند، و با احتمال بیشتری توصیههای پزشکی را دنبال میکنند. اما خوشبینی همیشه با مصرف رژیم غذایی بهتر یا تناسب اندام بهتر همراه نیست، و حتی هنگامی که نتایج به دست آمده بر حسب عوامل خطرساز قلبی-عروقی تعدیل شدند، باز هم اثر مفید خوشبینی بر سلامت باقی میماند.
خوشبینی علاوه امتیازات رفتاری، ممکن است منافع زیستی هم داشته باشد که سلامت را بهبود میبخشد. یک بررسی در سال 2008 بر روی 2873 مرد و زن سالم نشان داد که دیدگاه مثبت به زندگی با میزان پایینتر هورمون استرس، کورتیزول، ارتباط دارد، حتی پس از آنکه سن، اشتغال، میزان درآمد،نژادف چاقی، سیگار کشیدن و افسردگی هم به حساب آورده میشد. در زنان، اما نه در مردان، خوشبینی همچنین با میزان پایین تر دو شاخص شیمیایی التهاب در خون (پروتئین واکنشی C و اینترلوکین -6 ) که پیشبینی کننده خطر حمله قلبی و سکته مغزی هستند، ارتباط داشت. سایر منافع احتمالی زیستی خوشبینی، شامل کاهش میزان آدرنالین – یک هورمون استرس دیگر- ، بهبود کارکرد ایمنی، و فعالیت کمتر روندهای لختهکننده خون است.
نهایتا وراثت ممکن است برخی از این ارتباطات را توضیح دهد. ممکن است ژنها برخی افراد را مستعد خوشبینی کنند، و همین ژنها اقر مستقیمی بر سلامت و طول عمر داشته باشند.
آسمانهای آبی
تحقیق بیشتری لازم است تا رابطه میان خوشبینی و سلامت را روشن کند. ممکن است سازوکارهای متعددی در این رابطه دخیل باشند.
شخصیت انسان پیچیده است و پزشکان هنوز مطمئن نیستند که آیا خوشبینی منشایی زیستی و ژنتیکی دارد یا اینکه نگرش مثبت به زندگی به طریقی بر اثر تربیت کسب میشود.
اما در هر حال آنها در حال جمعآوری شواهدی هستند که نشان میدهند خوشبینی برای سلامتی خوب است. و تا هنگامی که نتایج پژوهشهای جدید مشخص شود، بهتر است شما همچنان نیمه پر لیوان را ببینید.
در واقع هم داشتن خلق و خویی شادمان ممکن است به شما در گذراندن روزهای ابری زندگیتان کمک کند. اما خوشبینی بر روی سلامت ما چه اثری دارد؟ آیا آنهایی که نیمهپر لیوان را میبینند، نسبت به آدمهای تیره و تاری که تنها نیمه خالی لیوان را میبینند، سالمترهم هستند؟
پاسخ بر اساس رشتهای از بررسیها که در آمریکا و اروپا انجام شده است، بله است.
جالب توجه تر اینکه خوشبینی به افراد کمک میکند که با بیماری کنار بیایند و از جراحی بهبود پیدا کنند. پژوهشگران به ما میگویند که داشتن دیدگاه مثبت در ابتدای زندگی ممکن است پیشبینی کننده سلامتی بهتر و کاهش میزان مرگ و میر در طول دورههای پیگیری 15 تا 40 ساله باشد.
اندازهگیری خوشبینی
دانشمندان برای تحقیق در مورد خوشبینی در ابتدا نیاز داشتند شیوههای قابلاعتمادی را ایجاد کنند که با آن بتوانند صفت خوشبینی را اندازه بگیرند.
دو شیوه برای اندازهگیری خوشبینی مورد استفاده است؛ یکی "خوشبینی خصلتی" را اندازه میگیرد، و دیگری از سبکی توضیحی استفاده میکند.
خوشبینی خصلتی بر اساس انتظارات مثبت فرد از آینده اندازهگیری میشود. این انتظارات به یک یا دو جنبه از زندگی مربوط نمیشوند، بلکه مربوط به انتظار فرد به داشتن پیامدهای خوب در چندین جنبه از زندگی است. بسیاری از دانشمندان از یک مقیاس 12 موردی به نام "آزمون نگرش به زندگی" برای اندازهگیری خوشبینی خصلتی استفاده میکنند.
سبک توضیحی اندازهگیری میزان خوشبینی بر اساس توضیحاتی است که فرد از اخبار خوب و بد میدهد. افراد بدبین خودشان را مقصر اخبار بد میدانند ("تقصیر من بود")، آن وضعیت بد را پایدار میدانند ("تا آخر همینجوری خواهد ماند") ، و تاثیر آن را همهجایی فرضی میکنند ("همه زندگیم را خراب خواهد کرد"). از طرف دیگر، فرد خوشبین خودش را مسئول اتفاقات بد نمیداند، در عوض گرایش دارد به خاطر اتفاقات خوب هم به خودش اعتبار دهد، فکر کند که وضعیتهای خوب برای مدتها طول خواهد کشید و اطمینان دارد که تحولات مثبت همه جنبههای زندگیش را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
پژوهشگران از چند پرسشنامه استاندارد برای ارزیابی خوشبینی بر اساس سبک توضیحی استفاده میکنند.
خوشبینی و بیماران قلبی
پژوهشگران در برخی از بررسیها بر رابطه میان خوشبینی و و برخی از بیماریهای خاص متمرکز شدهاند، از جمله بیماریهای قلبی.
پزشکان در یک بررسی به ارزیابی 309 بیماران میانسال پرداختند که قرار بود تحت عمل جراحی بایپس شریانهای کورونر قلب قرار گیرند.
هر کدام از این بیماران علاوه بر معاینه جسمی قبل از عمل، تحت ارزیابی روانشناختی برای اندازهگیری میزان خوشبینی، افسردگی، عصبیبودن و عزتنفس قرار گرفتند. پژوهشگران همه این بیماران را برای 6 ماه پس از جراحی مورد پیگیری قرار دادند.
هنگامی که دادههای به دست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، معلوم شد که خوشبینها نسبت به بدبینها 50 درصد کمتر احتمال دارد نیاز به بستریشدن مجدد پیدا کنند. یک بررس مشابه که بر روی 298 بیمار که قرار بود رگهای کورونریشان با استفاده از بالون آنژیوپلاستی شود، نیز نشان داد که خوشبینی اثر محافظتی دارد؛ بدبینها در طول یک دوره شش ماهه نسبت به بدبینها با احتمال سه بار بیشتر دچار حملات قلبی شدند یا نیاز به تکرار عمل آنژیوپلاستی یا انجام عمل بایپس پیدا کردند.
خوشبینی و فشار خون
داشتن چشمانداز مثبت از زندگی ممکن است به بهبودی پس از عمل جراحی قلب کمک کند، اما آیا ممکن است خطر ابتلا به یکی از عوامل عمده زمینهساز برای بیماری قلبی-عروقی، یعنی فشارخون بالا، را هم کم کند؟
پژوهشهای انجام شده در فنلاند بیانگر آن است که خوشبینی فشار خون را هم پایین میآورد. دانشمندان در این بررسی 616 مرد میانسال که هنگام شروع بررسی فشار خون طبیعی داشتند، مورد ارزیابی قرار گرفتند. نگرش ذهنی هر یک از داوطلبان با سوالاتی در مورد انتظاراتش از آینده مورد وارسی قرار گرفت و در عین حال هر یک از آنها از لحاظ عوامل خطرساز بیماریهای قلبی-عروقی مانند سیگار کشیدن، چاقی، کمتحرکی، سوءمصرف الکل و سابقه خانوادگی فشارخون بالا مورد ارزیابی قرار گرفتند.
در طول یک دوره چهارساله، مردان بسیار بدبین نسبت به همتایان خوشبینشان، حتی هنگامی که سایر عوامل خطرساز مد نظرقرار میگرفتند، سه برابر با احتمال بیشتر به فشار خون بالا مبتلا میشدند.
یک بررسی دیگر بر روی 2564 مرد 65 ساله و بالاتر نیز نشان داد که خوشبینی برای فشار خون خوب است. پژوهشگران از یک مقیاس خلاصه چهار موردی عواطف مثبت برای ارزیابی هریک از افراد مورد بررسی، در هنگام ویزیت خانگی استفاده کردند. آنها همچنین فشار خون، قد و وزن این افراد را اندازه گیری میکردند و اطلاعاتی در مورد سن، وضعیت تاهل، سوء مصرف الکل، دیابت و داروهای مصرفی این بیماران جمعآوری میکردند. افرادی که دارای عواطف مثبت بودند، نسبت به افرادی که دیدگاه منفی داشتند، حتی هنگامی که سایر عوامل به شمار آورده میشد، فشار خون پایینتری داشتند. افراد با بیشترین عواطف مثبت، پایینترین میزان فشار خون را داشتند.
فشار خون بالا یک عامل مهم زمینهساز بیماری قلبی ست. اگر خوشبینی میتواند خطر فشار خون بالا را کاهش دهد، آیا میتواند در مقابل ابتلا به خود بیماری قلبی هم محافظت ایجاد کند؟
دانشمندان در دانشگاه هاروارد و بوستون برای بررسی این موضوع به ارزیابی 1306 مرد با میانگین سنی 61 سال پرداختند. هر یک از داوطلبان از لحاظ خوشبین یا بدبینبودن با سبک توضیحی مورد ارزیابی قرار گرفتند، در عین حال فشار خون، میزان کلسترول، چاقی، سیگار کشیدن، سوءمصرف الکل، و سابقه خانوادگی بیماری قلبی در این افراد نیز ارزیابی شد.
هیچکدام از این مردان هنگام شروع بررسی دچار بیماری عروق کورونری قلب نبودند. در طول 10 سال بعدی، حتی هنگامی که سایر عوامل مدنظر قرار میگرفت بدبینترین افراد در میان این مردان، نسبت به خوشبینترینشان با احتمال دوبرابر بیشتر در معرض ابتلا به بیماری قلبی بودند.
خوشبینی و سلامت کلی
به نظر میرسد که خوشبینی از قلب و گردش خون محافظت میکند- اما دانستن این موضوع که خوشبینی میتواند منافع مشابهی برای سلامتی کلی هم داشت، بیشتر امیدبخش است.
یک بررسی بزرگ کوتاهمدت رابطه میان خوشبینی و سلامت کلی را در 2300 فرد سالمند را مورد بررسی قرار داد. در طول دو سال، افراد دارای دیدگاه مثبت نسبت به افراد کمتر شادمان با احتمال بسیار بیشتر سالم ماندند و از زندگی مستقلتری بهره بردند.
البته شاید بگویید دو سال سالم ماندن، با حفظ سلامتی برای یک عمر متفاوت است. اما یک بررسی دیگر بر روی 447 بیمار که به عنوان بخشی از ارزیابی پزشکی فراگیرشان در بین سالهای 1962 تا 1965 از لحاظ خوشبینی هم مورد ارزیابی قرار گرفته بودند، نشان داد که داشتن دیدگاه مثبت واقعا اثر مطلوبی دارد. خوشبینی در این افراد در طول یک دوره 30 ساله، با پیامدهای بهتر از لحاظ هشت معیار کارکرد و سلامت جسمی و روانی همراه بود.
خوشبینی و طول عمر
روشن است که افراد سالم بیشتر از افراد بیمار عمر میکنند. اگر خوشبینی واقعا سلامت را بهبود میبخشد، باید طول عمر را هم افزایش دهد- و بر اساس بررسیهایی که در آمریکا و هلند انجام شده است، واقعا هم این گونه است.
یک بررسی در آمریکا 839 نفر را در اوائل دهه 1960 با یک آزمون روانشناختی از لحاظ خوشبینی و بدبینی و نیز از لحاظ وضعیت پزشکی مورد ارزیابی قرار داد. هنگامی که این افراد 30 سال بعد مورد بررسی مجدد قرار گرفتند، خوشبینی با طول عمر ارتباط داشت، به طوری که به ازای هر 10 نمره افزایش در میزان بدبینی در یک آزمون سنجش خوشبینی- بدبینی، میزان مرگ و میر 19 درصد افزایش مییافت.
یک بررسی جدیدتر در آمریکا به بررسی 6959 دانشجو پرداخت که یک آزمون فراگیر شخصیت هنگام ورود به دانشگاه در میانه دهه 1960 انجام داده بودند. 476 نفر از این افراد در طول 40 سال بعدی به علل گوناگون – شایع تر از همه سرطان- درگذشتند. در مجموع به نظر میرسید که بدبینی تلفات قابلتوجهی به بار آورده است؛ بدبینترین افراد نسبت به خوشبینترین افراد 42 درصد میزان مرگ و میر بالاتری داشتند.
بررسیهایی که در هلند انجام شد هم نتایج مشابهی به دست داد. در یک بررسی، پژوهشگران 545 مرد را که فاقد بیماری قلبی-عروقی و سرطان بودند، در سال 1985 از لحاظ خوشبینی خصلتی مورد ارزیابی قرار دادند. در طول 15 سال بعدی،خوشبینها نسبت به بدبینها با 55 درصد با احتمال کمتر از بیماری قلبی درگذشتند، حتی هنگامی که عوامل خطرساز متعارف برایی بیماریهای قلبی-عروقی و افسردگی به حساب آورده میشد.
یک تحقیق دیگر در هلند، 911 مرد و زن میان سنین 65 و 85 را مورد بررسی قرار داد. افرادی که در شروع این بررسی دارای خوشبینی خصلتی بودند، در طول دوره 9 ساله پیگیری، 45 درصد کمتر در معرض خطر مرگ قرار گرفتند.
سازوکارهای احتمالی
این بررسیها در مجموع موید این نتیجهگیری هستند که خوشبینی برای سلامت خوب است؟ اما چرا اینگونه است؟
افراد شکانگار (یا بدبین) ممکن است بگویند که این اثر بیش از آنکه واقعی باشد، ظاهری است. افراد سالم نسبت به افراد بیمار هستند با احتمال بیشتری جنبههای مثبت زندگی را میبینند، بنابرابن شاید خوشبینی به جای آنکه علت سلامت مناسب باشد، نتیجه آن است
پژوهشگران برای پاسخ به این سوال، می توانند نتایجشان بر حسب بیماریهای پزشکی قبلی از جمله مشکلات جسمی مانند دیابت،بیماری قلبی و فشار خون بالا، و مشکلات روانی مانند افسردگی تعدیل کنند. بررسیهای که این تعدیلها را نجام دادهاند، نشان دادهاند که صرفا مبتلا نبودن به این بیماریها توضیحدهنده منافع سلامتیبخش خوشبینی نیستند. به علاوه با پیگیری افراد برای دورههای طولانی 15، 30 و 40 سال دانشمندن میتوانند این سوگیریهای بالقوه را به حداقل برساند.
یک توضیح دیگر رفتاری است. ممکن است که افراد خوشبین نسبت به افراد بدبین سلامتی بهتر و زندگی طولانیتری داشته باشند، چرا که سبک زندگی سلامتری دارند، شبکههای حمایت اجتماعی قویتری را تشکیل میدهند، و مراقبت پزشکی بهتری به دست میآورند.
در واقع، برخی بررسیها نشان میدهند که افراد خوشبین نسبت به افراد بدبین با احتمال بیشتری ورزش میکنند، با احتمال كمتری سیگار میکشند، با احتمال بیشتری متاهل هستند و با همسرشان زندگی میکنند، و با احتمال بیشتری توصیههای پزشکی را دنبال میکنند. اما خوشبینی همیشه با مصرف رژیم غذایی بهتر یا تناسب اندام بهتر همراه نیست، و حتی هنگامی که نتایج به دست آمده بر حسب عوامل خطرساز قلبی-عروقی تعدیل شدند، باز هم اثر مفید خوشبینی بر سلامت باقی میماند.
خوشبینی علاوه امتیازات رفتاری، ممکن است منافع زیستی هم داشته باشد که سلامت را بهبود میبخشد. یک بررسی در سال 2008 بر روی 2873 مرد و زن سالم نشان داد که دیدگاه مثبت به زندگی با میزان پایینتر هورمون استرس، کورتیزول، ارتباط دارد، حتی پس از آنکه سن، اشتغال، میزان درآمد،نژادف چاقی، سیگار کشیدن و افسردگی هم به حساب آورده میشد. در زنان، اما نه در مردان، خوشبینی همچنین با میزان پایین تر دو شاخص شیمیایی التهاب در خون (پروتئین واکنشی C و اینترلوکین -6 ) که پیشبینی کننده خطر حمله قلبی و سکته مغزی هستند، ارتباط داشت. سایر منافع احتمالی زیستی خوشبینی، شامل کاهش میزان آدرنالین – یک هورمون استرس دیگر- ، بهبود کارکرد ایمنی، و فعالیت کمتر روندهای لختهکننده خون است.
نهایتا وراثت ممکن است برخی از این ارتباطات را توضیح دهد. ممکن است ژنها برخی افراد را مستعد خوشبینی کنند، و همین ژنها اقر مستقیمی بر سلامت و طول عمر داشته باشند.
آسمانهای آبی
تحقیق بیشتری لازم است تا رابطه میان خوشبینی و سلامت را روشن کند. ممکن است سازوکارهای متعددی در این رابطه دخیل باشند.
شخصیت انسان پیچیده است و پزشکان هنوز مطمئن نیستند که آیا خوشبینی منشایی زیستی و ژنتیکی دارد یا اینکه نگرش مثبت به زندگی به طریقی بر اثر تربیت کسب میشود.
اما در هر حال آنها در حال جمعآوری شواهدی هستند که نشان میدهند خوشبینی برای سلامتی خوب است. و تا هنگامی که نتایج پژوهشهای جدید مشخص شود، بهتر است شما همچنان نیمه پر لیوان را ببینید.
۱۳۸۸ خرداد ۲۵, دوشنبه
نقش استرس در موفقيت
استرس، اصطلاحا به دو دسته «خوب» و «بد» تقسیمبندی میشود چرا که اصل استرس، واکنش طبیعی و خودکار بدن برای آماده کردن ما جهت انجام کارهای فوری و ناگهانی است. آن چیزی که باعث میشود استرس، بد یا خوب باشد، این است که این پاسخ خودکار بدن، بیش از حد باشد یا نباشد. به هر حال، داشتن درجاتی از استرس به فرد کمک میکند فعالیتهایی را که باید انجام دهد، به نحو بهتری به سرانجام برساند...
آیا استرس، به خودی خود میتواند نقشی در موفقیت فرد در زندگی، کار و تحصیل داشته باشد یا خیر.
استرس خوب چیست؟
«استرس خوب» آن شکل از واکنش بدن به محرکهای بیرونی است که بدن را به آمادگی بیشتر وامیدارد. ترشح هورمونهای مرتبط با استرس که اصلیترین آنها دو هورمون اپینفرین و نوراپینفرین هستند، اثرات زیر را به صورت فیزیولوژیک و به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در بدن موجب میشوند.
افزایش ضربان قلب:
این اتفاق باعث میشود که جریان خون بیشتری توسط قلب پمپاژ شود و به همین دلیل، رگها آماده رساندن خون و غذای کافی به اعضای بدن باشند.
تنگ شدن رگهای پوست:
با این اتفاق، خون موجود در رگهای پوست و سطح بدن و همچنین بعضی از اعضای داخلی بدن به سمت اعضای حیاتیتری مثل مغز و قلب که در پاسخ به محرک بیرونی باید به خوبی فعالیت کنند، جا به جا شود.
آزاد شدن ذخایر قند خون از کبد به داخل خون:
یکی دیگر از اتفاقاتی که میافتد، آزاد شدن ذخایر قندخون از شکل ذخیره شده آنها (یعنی گلیکوژن) به شکل قند آماده به مصرف (گلوکز) در داخل خون است تا سلولهای بدن آمادگی مصرف آن را به سرعت پیدا کنند. این قضیه خصوصا درباره مغز که سوخت اصلی آن گلوکز است، اهمیت دارد.
آزاد شدن انواع سلولهای ایمنی بدن به داخل رگها:
این سلولهای دستگاه ایمنی، به صورت ذخیره شده در بخشهایی از بدن و رگها وجود دارند.با ترشح هورمونهای استرس، این سلولها به داخل خون آزاد میشوند و به حالت آماده باش درمیآیند تا از بدن در مقابل مخاطرات احتمالی محافظت نمایند.
استرس بد چیست؟
هر وقت پاسخ هورمونی بدن به محرکهای بیرونی که باعث ترشحشان میشوند، بیش از حد باشد یا اینکه با محرکهای ساده و پیشپا افتادهتری، این هورمونها ترشح شوند، آن وقت است که استرس بیش از حد (و به تدریج، اضطراب) و یا استرس نابجا ایجاد میشود. آنچه در موفقیت فردی و اجتماعی انسان دخیل است، آن است که شرایطی را که او را دچار استرس بد و نامطلوب میکند، بشناسد و مهارتهایی را کسب نماید که بتواند استرس بد را به تدریج به استرس خوب تبدیل کند.
بهتر است با ذکر مثالهایی سعی کنیم مواردی را که استرس باعث ایجاد مشکل در سر راه موفقیت فرد میشود، بهتر بشناسیم. هر کدام از این مثالها، در شرایط سنی خاصی یا در تمام سنین ممکن است برای هر کدام از ما یا اطرافیانمان به وجود آیند:
اما چگونه باید این موارد را شناخت؟ پاسخ به این سوال خیلی کار راحتی نیست اما لازم است که همواره توجه خودمان به این «بیش از حد» بودنها باشد و یا اگر اطرافیان متوجه آن شدند، از آنها بخواهیم نظرشان را به ما منتقل کنند. خیلی وقتها پیش میآید که دوستان یا آشنایان، از بیرون میتوانند به شکل آیینه عمل کنند و نقایص رفتاری را که نشان از «استرس»دار بودن ماست، بهتر به ما نشان دهند. به عنوان مثال، وقتی یک دانشجو برای موفقیتاش موظف به ارایه یک سخنرانی است،
این نشانهها میتواند دلیلی بر حضور استرس بد باشد: لرزیدن صدا، عرق کردن بیش از حد، قورت دادن مکرر آب دهان و صاف کردن صدا، نگاه نکردن به چهره شنوندگان، گم کردن صحبت و کلمات، حذف بخشی از سخنرانی و عدم تمرکز روی صحبتها و سوالها. همه این واکنشها، به خاطر ترشح بیش از حد هورمونهای استرس ایجاد میشوند، که در شرایط دیگری مثل شرکت در امتحانات بزرگ یا کوچک، مواجهه با غریبهها و میهمانها، داشتن مسوولیتهای خاص و... هم ممکن است اتفاق بیفتد.
نقش استرس خوب در موفقیت:
هرچقدر واکنش بدن به استرس، منطقیتر و متعادلتر باشد، تاثیر آن بر موفقیت و فایق آمدن بر مشکلات و مسایلی که جلوی پای فرد به وجود آمدهاند، بیشتر میشود. با توجه به میزان استرسی که در حالت طبیعی به افراد وارد میشود، آدمها به صورت کلی به دو تیپ شخصیتی زیر تقسیمبندی میشوند:
تیپ شخصیتی A:
این گروه افرادی هستند منظمتر، جدیتر، پرتلاشتر و حساستر به انجام کارها و امور محوله به آنها و مسایل شخصی و کاریشان. (اصطلاحا جوشیاند!)
تیپ شخصیتی B:
این گروه افرادی هستند آرامتر، راحتتر و با حساسیت کمتر به انجام کارها و امور محوله به آنها و مسایل شخصی و کاریشان. (اصطلاحا خونسردند!)
افرادی که تیپ شخصیتی آنها از نوع A است، عموما در رسیدن به اهدافی که برایشان مهم است و برای دستیابی به موفقیتهای بالاتر تلاش بیشتری انجام میدهند و آمادگی بالاتری از خود نشان میدهند. اما از آن طرف، احتمال ایجاد اضطراب و استرس بیش از حد هم در آنها بیشتر است.
در عوض، افراد دارای تیپ شخصیتی B، با مسایل و اتفاقات راحتتر برخورد میکنند و کنار میآیند و نسبت به محرکهای محیطی، حساسیت کمتری از خود نشان میدهند. این افراد معمولا به همان سطحی از کارایی و رشد که رسیدهاند، قناعت میکنند و کمتر پیش میآید که به دنبال ارتقای ناگهانی و حرکت به سمت پلههای دستنیافتنیتر باشند.
چگونه استرس بد را به خوب تبدیل کنیم؟
برای دستیابی به موفقیتهای بیشتر، فرد لازم است هم استرس از نوع خوب را داشته باشد و هم مهارتهایی را یاد بگیرد که استرس بد را به استرس خوب تبدیل کند. برخی از مهارتهایی که میتوانند در تبدیل استرس بد به خوب کمک کنند در زیر آمده است. البته استفاده از این مهارتها باید به تدریج و همراه با تداوم و تکرار باشد تا تاثیر آن در درازمدت مشخص شود:
مواجهه و تمرین:
یکی از رایجترین راههای غلبه بر استرس بد، مواجهه با شرایطی است که فرد را دچار استرس میکند؛ یعنی «دل به دریا زدن» و «تمرین» برای مواجهه با شرایط بد، باعث میشود که فرد در دفعات بعدی، دچار استرس کمتری شود. مثلا شرکت کردن در امتحانات آزمایشی یا امتحاناتی که شبیه امتحان اصلی و نهایی است، باعث میشود که به تدریج فرد بتواند خود را برای مواجهه با استرس بزرگتری آماده کند یا به عنوان نمونه، تمرین یک سخنرانی قبل از ارایه نهایی آن، باعث میشود موقع سخنرانی اصلی، کمتر دچار استرس شوید.
آشنایی با روشهای آسودهسازی:
خوشبختانه امروزه روشهای گوناگونی برای مقابله با استرس از طریق آسودهسازی یا ریلکسیشن در دسترس است و آموزش داده میشود. این روشها به افراد کمک میکنند تا در شرایط استرسزا بتوانند خود را آرام کنند و پاسخ غیرطبیعی بدن را به حالت طبیعی درآورند.
استفاده یا کمک گرفتن از یک راهنما:
در بعضی گروههای سنی که فرد خودش متوجه حالت غیرطبیعی هست، میتواند از والدین، خواهر یا برادر، معلم یا استاد، دوستان و آشنایان مورد اعتماد بخواهد تا نشانههای غیرطبیعی استرس را در وجود او شناسایی کنند و مانند آیینهای به او کمک کنند تا بتواند بر خصوصیات نامناسباش غلبه کند و آنها را تغییر دهد.
دسترسی به خوردنیهای شیرین:
همراه داشتن آبنبات یا شکلات در مواقع استرس کمک میکند تا بتوان با سرعت بیشتری، قند مورد نیاز برای سوخت و ساز اعضای حیاتی بدن مثل مغز را که نیازمند تمرکز و فعالیت صحیح و دقیق است، فراهم کرد.
مطالعه:
مطالعه، چه درباره روشهای کنترل استرس و چه درباره هر چیز دیگر، روشی است که علاوه بر کاهش استرس، به تقویت تمرکز در شرایط استرس کمک میکند. ضمن آنکه به یادگیری هم کمک میکند.
ورزش و فعالیت بدنی:
از روشهای شناختهشده کاهش استرس بد و افزایش استرس خوب، ورزش و فعالیت جسمانی است.
مشاوره:
مشاوره، فرهنگی است که به تدریج در کشور ما دارد بیشتر جای خودش را باز میکند. مشاوره با فرد دانا، آگاه یا یک روانشناس و روانپزشک، خصوصا اگر بتواند توصیههای تخصصیتری با توجه به گروه سنی افراد ارایه کند، در تقویت استرس خوب بسیار کمک کننده خواهد بود.
شرکت در فعالیتهای اجتماعی:
کودکان باید با هدایت والدین وکمک آنها و افراد بزرگسال باید به صورت خودجوش، سعی کنند تا هر چه بیشتر در فعالیتهای اجتماعی مناسب سن و روحیاتشان شرکت کنند. شرکت در این فعالیتها، علاوه بر اینکه مهارتهای کار گروهی را در افراد افزایش میدهد، به آنها کمک میکند تا در شرایط بروز مشکلات بتوانند تصمیمگیری منطقیتر و بهتری داشته باشند و به تدریج یاد بگیرند که چگونه با مسایلی که آنها را دچار استرس میکند، کنار بیایند.
در دنیای امروز، برای دستیابی به موفقیتهایی در سطوح بالاتر، باید یاد بگیریم که چگونه، استرس مضر و بیش از اندازه را به استرس مفید و در حد اندازه تبدیل کنیم. راههایی که ارایه کردیم، برای اکثر افرادی که با این موضوع سر و کار دارند، کمک کننده و مناسب خواهد بود، به شرط آنکه به جا و صحیح مورد استفاده قرار گیرند.
آیا استرس، به خودی خود میتواند نقشی در موفقیت فرد در زندگی، کار و تحصیل داشته باشد یا خیر.
استرس خوب چیست؟
«استرس خوب» آن شکل از واکنش بدن به محرکهای بیرونی است که بدن را به آمادگی بیشتر وامیدارد. ترشح هورمونهای مرتبط با استرس که اصلیترین آنها دو هورمون اپینفرین و نوراپینفرین هستند، اثرات زیر را به صورت فیزیولوژیک و به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در بدن موجب میشوند.
افزایش ضربان قلب:
این اتفاق باعث میشود که جریان خون بیشتری توسط قلب پمپاژ شود و به همین دلیل، رگها آماده رساندن خون و غذای کافی به اعضای بدن باشند.
تنگ شدن رگهای پوست:
با این اتفاق، خون موجود در رگهای پوست و سطح بدن و همچنین بعضی از اعضای داخلی بدن به سمت اعضای حیاتیتری مثل مغز و قلب که در پاسخ به محرک بیرونی باید به خوبی فعالیت کنند، جا به جا شود.
آزاد شدن ذخایر قند خون از کبد به داخل خون:
یکی دیگر از اتفاقاتی که میافتد، آزاد شدن ذخایر قندخون از شکل ذخیره شده آنها (یعنی گلیکوژن) به شکل قند آماده به مصرف (گلوکز) در داخل خون است تا سلولهای بدن آمادگی مصرف آن را به سرعت پیدا کنند. این قضیه خصوصا درباره مغز که سوخت اصلی آن گلوکز است، اهمیت دارد.
آزاد شدن انواع سلولهای ایمنی بدن به داخل رگها:
این سلولهای دستگاه ایمنی، به صورت ذخیره شده در بخشهایی از بدن و رگها وجود دارند.با ترشح هورمونهای استرس، این سلولها به داخل خون آزاد میشوند و به حالت آماده باش درمیآیند تا از بدن در مقابل مخاطرات احتمالی محافظت نمایند.
استرس بد چیست؟
هر وقت پاسخ هورمونی بدن به محرکهای بیرونی که باعث ترشحشان میشوند، بیش از حد باشد یا اینکه با محرکهای ساده و پیشپا افتادهتری، این هورمونها ترشح شوند، آن وقت است که استرس بیش از حد (و به تدریج، اضطراب) و یا استرس نابجا ایجاد میشود. آنچه در موفقیت فردی و اجتماعی انسان دخیل است، آن است که شرایطی را که او را دچار استرس بد و نامطلوب میکند، بشناسد و مهارتهایی را کسب نماید که بتواند استرس بد را به تدریج به استرس خوب تبدیل کند.
بهتر است با ذکر مثالهایی سعی کنیم مواردی را که استرس باعث ایجاد مشکل در سر راه موفقیت فرد میشود، بهتر بشناسیم. هر کدام از این مثالها، در شرایط سنی خاصی یا در تمام سنین ممکن است برای هر کدام از ما یا اطرافیانمان به وجود آیند:
- استرس بیش از حد، موقع رفتن به مدرسه
- استرس بیش از حد، موقع سخنرانی در یک جمع
- استرس بیش از حد، موقع کنکور یا امتحانات بزرگ
- استرس بیش از حد، موقع آمدن مهمان و یا رفتن به مهمانی
- استرس بیش از حد، موقع رانندگی یا امتحان رانندگی.
اما چگونه باید این موارد را شناخت؟ پاسخ به این سوال خیلی کار راحتی نیست اما لازم است که همواره توجه خودمان به این «بیش از حد» بودنها باشد و یا اگر اطرافیان متوجه آن شدند، از آنها بخواهیم نظرشان را به ما منتقل کنند. خیلی وقتها پیش میآید که دوستان یا آشنایان، از بیرون میتوانند به شکل آیینه عمل کنند و نقایص رفتاری را که نشان از «استرس»دار بودن ماست، بهتر به ما نشان دهند. به عنوان مثال، وقتی یک دانشجو برای موفقیتاش موظف به ارایه یک سخنرانی است،
این نشانهها میتواند دلیلی بر حضور استرس بد باشد: لرزیدن صدا، عرق کردن بیش از حد، قورت دادن مکرر آب دهان و صاف کردن صدا، نگاه نکردن به چهره شنوندگان، گم کردن صحبت و کلمات، حذف بخشی از سخنرانی و عدم تمرکز روی صحبتها و سوالها. همه این واکنشها، به خاطر ترشح بیش از حد هورمونهای استرس ایجاد میشوند، که در شرایط دیگری مثل شرکت در امتحانات بزرگ یا کوچک، مواجهه با غریبهها و میهمانها، داشتن مسوولیتهای خاص و... هم ممکن است اتفاق بیفتد.
نقش استرس خوب در موفقیت:
هرچقدر واکنش بدن به استرس، منطقیتر و متعادلتر باشد، تاثیر آن بر موفقیت و فایق آمدن بر مشکلات و مسایلی که جلوی پای فرد به وجود آمدهاند، بیشتر میشود. با توجه به میزان استرسی که در حالت طبیعی به افراد وارد میشود، آدمها به صورت کلی به دو تیپ شخصیتی زیر تقسیمبندی میشوند:
تیپ شخصیتی A:
این گروه افرادی هستند منظمتر، جدیتر، پرتلاشتر و حساستر به انجام کارها و امور محوله به آنها و مسایل شخصی و کاریشان. (اصطلاحا جوشیاند!)
تیپ شخصیتی B:
این گروه افرادی هستند آرامتر، راحتتر و با حساسیت کمتر به انجام کارها و امور محوله به آنها و مسایل شخصی و کاریشان. (اصطلاحا خونسردند!)
افرادی که تیپ شخصیتی آنها از نوع A است، عموما در رسیدن به اهدافی که برایشان مهم است و برای دستیابی به موفقیتهای بالاتر تلاش بیشتری انجام میدهند و آمادگی بالاتری از خود نشان میدهند. اما از آن طرف، احتمال ایجاد اضطراب و استرس بیش از حد هم در آنها بیشتر است.
در عوض، افراد دارای تیپ شخصیتی B، با مسایل و اتفاقات راحتتر برخورد میکنند و کنار میآیند و نسبت به محرکهای محیطی، حساسیت کمتری از خود نشان میدهند. این افراد معمولا به همان سطحی از کارایی و رشد که رسیدهاند، قناعت میکنند و کمتر پیش میآید که به دنبال ارتقای ناگهانی و حرکت به سمت پلههای دستنیافتنیتر باشند.
چگونه استرس بد را به خوب تبدیل کنیم؟
برای دستیابی به موفقیتهای بیشتر، فرد لازم است هم استرس از نوع خوب را داشته باشد و هم مهارتهایی را یاد بگیرد که استرس بد را به استرس خوب تبدیل کند. برخی از مهارتهایی که میتوانند در تبدیل استرس بد به خوب کمک کنند در زیر آمده است. البته استفاده از این مهارتها باید به تدریج و همراه با تداوم و تکرار باشد تا تاثیر آن در درازمدت مشخص شود:
مواجهه و تمرین:
یکی از رایجترین راههای غلبه بر استرس بد، مواجهه با شرایطی است که فرد را دچار استرس میکند؛ یعنی «دل به دریا زدن» و «تمرین» برای مواجهه با شرایط بد، باعث میشود که فرد در دفعات بعدی، دچار استرس کمتری شود. مثلا شرکت کردن در امتحانات آزمایشی یا امتحاناتی که شبیه امتحان اصلی و نهایی است، باعث میشود که به تدریج فرد بتواند خود را برای مواجهه با استرس بزرگتری آماده کند یا به عنوان نمونه، تمرین یک سخنرانی قبل از ارایه نهایی آن، باعث میشود موقع سخنرانی اصلی، کمتر دچار استرس شوید.
آشنایی با روشهای آسودهسازی:
خوشبختانه امروزه روشهای گوناگونی برای مقابله با استرس از طریق آسودهسازی یا ریلکسیشن در دسترس است و آموزش داده میشود. این روشها به افراد کمک میکنند تا در شرایط استرسزا بتوانند خود را آرام کنند و پاسخ غیرطبیعی بدن را به حالت طبیعی درآورند.
استفاده یا کمک گرفتن از یک راهنما:
در بعضی گروههای سنی که فرد خودش متوجه حالت غیرطبیعی هست، میتواند از والدین، خواهر یا برادر، معلم یا استاد، دوستان و آشنایان مورد اعتماد بخواهد تا نشانههای غیرطبیعی استرس را در وجود او شناسایی کنند و مانند آیینهای به او کمک کنند تا بتواند بر خصوصیات نامناسباش غلبه کند و آنها را تغییر دهد.
دسترسی به خوردنیهای شیرین:
همراه داشتن آبنبات یا شکلات در مواقع استرس کمک میکند تا بتوان با سرعت بیشتری، قند مورد نیاز برای سوخت و ساز اعضای حیاتی بدن مثل مغز را که نیازمند تمرکز و فعالیت صحیح و دقیق است، فراهم کرد.
مطالعه:
مطالعه، چه درباره روشهای کنترل استرس و چه درباره هر چیز دیگر، روشی است که علاوه بر کاهش استرس، به تقویت تمرکز در شرایط استرس کمک میکند. ضمن آنکه به یادگیری هم کمک میکند.
ورزش و فعالیت بدنی:
از روشهای شناختهشده کاهش استرس بد و افزایش استرس خوب، ورزش و فعالیت جسمانی است.
مشاوره:
مشاوره، فرهنگی است که به تدریج در کشور ما دارد بیشتر جای خودش را باز میکند. مشاوره با فرد دانا، آگاه یا یک روانشناس و روانپزشک، خصوصا اگر بتواند توصیههای تخصصیتری با توجه به گروه سنی افراد ارایه کند، در تقویت استرس خوب بسیار کمک کننده خواهد بود.
شرکت در فعالیتهای اجتماعی:
کودکان باید با هدایت والدین وکمک آنها و افراد بزرگسال باید به صورت خودجوش، سعی کنند تا هر چه بیشتر در فعالیتهای اجتماعی مناسب سن و روحیاتشان شرکت کنند. شرکت در این فعالیتها، علاوه بر اینکه مهارتهای کار گروهی را در افراد افزایش میدهد، به آنها کمک میکند تا در شرایط بروز مشکلات بتوانند تصمیمگیری منطقیتر و بهتری داشته باشند و به تدریج یاد بگیرند که چگونه با مسایلی که آنها را دچار استرس میکند، کنار بیایند.
در دنیای امروز، برای دستیابی به موفقیتهایی در سطوح بالاتر، باید یاد بگیریم که چگونه، استرس مضر و بیش از اندازه را به استرس مفید و در حد اندازه تبدیل کنیم. راههایی که ارایه کردیم، برای اکثر افرادی که با این موضوع سر و کار دارند، کمک کننده و مناسب خواهد بود، به شرط آنکه به جا و صحیح مورد استفاده قرار گیرند.
بهداشت دهان و دندان مهمترين عامل جلوگيري از بوي بد دهان
قاسمي متخصص بيماري هاي عفوني
همچنين آبسه هاي ناحيه حلق و ريه از علل ديگر بوي بد دهان است.
از ديگر علل بوي بد دهان مشكلات دستگاه گوارشي است و هر نوع تنگي در مجراي مري نظير بيماري آشالازي و همچنين عفونت معده با ميكروب هليكوباكتر مي تواند بوي بد دهان را ايجاد كند و لذا در بررسي بوي بد دهان اگر مشكلات دهان و ريه وجود نداشته باشد فرد بايد آندوسكوپي داشته باشد و مري و معده اش آزمايش شود.
علل ديگر بروز بوي بد دهان
بعضي از بيماري هاي داخلي، نارسايي كليه، ديابت كنترل نشده و بيماري نارسايي كبد مي توانند با توليد مواد شيميايي نظير بالارفتن اوره خون منجر به بوي بد دهان شوند، بنابراين انجام چكاب در بيماراني كه بوي بد دهان دارند توصيه مي شود.
17 نکته برای لاغری
نکته ۱ - چه مقدار کالری روزانه باید مصرف کنیم تا چاق نشویم؟
این سوال یک فرمول خیلی ساده دارد؛
۱/ وزنتان را به پوند (هر پوند= ۴۵۳ گرم) در ۲/۲ تقسیم کنید.
۲/ آنرا در ۲۴ ضرب کنید. (این مقدار کالری است که برای زنده ماندن باید استفاده کنید)
۳/ با ضرب عددی که در شماره ۲ به دست آورده اید در ۱/۶ می توانید میزان کالری فعالیت خود را به دست آورید. این آن مقدار کالری است که باید روزانه مصرف کنید و چاق هم نخواهید شد. برای کاهش وزن، باید میزان کالری هایی که می سوزانید از مقدار کالری هایی که مصرف می کنید کمتر باشد، حال چه با ورزش کردن باشد چه با کمتر خوردن. نکته ۲ - ساده ترین راه برای پایین آوردن کلسترول:
۱/ انگور بخورید. پوست انگور حاوی ترکیبی است که به پایین آوردن کلسترول کمک می کند.
۲/ سیر بخورید. سیر ماده ای است که به طرز نیرومندی کلسترول را پایین می آورد. همچنین به پایین آوردن فشارخون نیز کمک می کند.
۳/ در روز دو عدد هویج بخورید. همین به تنهایی کلسترول شما را ۱۰ تا ۲۰ درصد پایین خواهد آورد.
۴/ حداقل سه بار در هفته پیاده روی ۳۰ دقیقه ای داشته باشید.
نکته ۳ - ۶ راز لاغری:
همه انسانها در طول زندگی خود یک رژیم غذایی را امتحان می کنند و تقریباً همه آنها در آن شکست می خورند. در دنیای واقعی، برای همه ما دشوار است که به یک رژیم غذایی پایبند بمانیم. آنها که از طریق رژیم غذایی وزن کم میکنند، بعد از مدتی بیشتر از آن وزن از دست رفته را اضافه می کنند. بهترین راه برای دستیابی به کاهش و کنترل وزن ایجاد تغییرات کوچکی در شیوه زندگی تان است.
در زیر به چند راه عالی اشاره می کنیم که به شما کمک میکند بدون هیچگونه رنج و عذاب وزن کم کنید.
۱/ از خوردن صبحانه غفلت نکنید.
تحقیقات ثابت کرده است که افرادیکه صبحانه می خورند، بیشترین موفقیت را در کنترل وزن خود دارند. خوردن صبحانه قند خون شما را تثبیت کرده، چربی سوزی شما را تقویت کرده و اشتهایتان را سرکوب می کند.
۲/ کمی طعم به زندگیتان بدهید.
خردل و فلفل قرمز را به برنامه غذاییتان اضافه کنید. همچنین سیر و پیاز را. این موادغذایی حس چشایی شما را ارضاء کرده و باعث می شود کمتر غذا بخورید. و بالاتر از همه اینها، این موادغذایی ۴۵ تا ۷۵ کالری از کالری های مصرفیتان را پس از هر غذا می سوزاند.
۳/ اشتهایتان را از بین ببرید.
۳۰ دقیقه قبل از غذا، یک خوراک مختصر، سبک و کم کالری بخورید (یک برش طالبی، یک هویج، یک پرتقال، یک گلابی، یک تکه نان گندم کامل و …). ۲۰ دقیقه طول می کشد تا مغزتان از معده تان پیامی دریافت کند. زمانیکه برای خوردن غذا می نشینید، مغر شما این پیام را دریافت کرده است که دیگر گرسنه نیستید. و با این روش خیلی کمتر غذا خواهید خورد.
۴/ به موسیقی مناسب گوش کنید.
قبل از اینکه برای خوردن غذا پشت میز بنشینید، موسیقی آرامبخش را روشن کنید. تحقیقات ثابت می کند که با گوش دادن به موسیقی ملایم شما خیلی آرامتر غذا خواهید خورد. کمتر هم غذا خواهید خورد.
۵/ بلافاصله بعد از خوردن غذا دندانهایتان را مسواک کنید.
مسواک زدن دندانها بعد از خوردن غذا، اشتهایتان را فروخواهد نشاند. چرا؟ به خاطر اینکه خمیردندان نعنایی حس چشایی شما را ارضاء کرده و تمایل کمتری به غذا و تنقلات بیشتر پیدا خواهید کرد.
۶/ خواب کافی داشته باشید.
خیلی از آدم ها از روی گرسنگی غذا نمی خورند، بلکه از روی خستگی به سمت غذا روی می آورند. پس به جای اینکه ۱۵ دقیقه برای خوردن یک کاسه بستنی وقت بگذارید آن ۱۵ دقیقه را صرف یک استراحت کوتاه کنید. همچنین اطمینان یابید که ۷ الی ۸ ساعت خواب شب را به طور کامل داشته باشید.
نکته ۴ -حرکات کششی:
اگر تصور می کنید که حرکات کششی بهترین راه برای شروع تمریناتتان است، کاملاً در اشتباهید. انجام حرکات کششی روی عضلات سرد ممکن است منجر به آسیب دیدگی شود. مهم نیست که چه ورزشی می خواهید انجام دهید، بهتر است قبل از شروع ابتدا بدنتان را گرم کنید و بعد حرکات کششی را انجام دهید. بهترین روش برای گرم کردن نوع سبکی از همان ورزشی است که می خواهید انجام دهید. مثلاً اگر میخواهید پیاده روی کنید، ورزشتان را با ۵-۳ دقیقه پیاده روی کند شروع کنید. تمرینات کششی ملایم را نیز بعد از تمریناتتان انجام دهید نه قبل از آن.
نکته ۵ - برای متناسب شدن اندامتان هیچوقت دیر نیست.
اگر سنتان بالای ۵۰ سال باشد دلیل بر این نیست که نمی توانید ورزش کنید، حتی اگر هیچوقت در طول عمرتان ورزش نکرده باشید. باوجود سالهای سال زندگی یکجانشینی، هنوز هم می توانید به ورزش و تناسب اندام روی بیاورید. در یک تحقیق مشخص شد افرادیکه در زندگی گذشته خود ندرتاً ورزش می کرده اند، به همان اندازه کسانیکه ۱۰ سال به طور منظم ورزش می کرده اند، می توانند به تناسب اندام دست یابند.
نکته ۶ - چرا با بالا رفتن سن کاهش وزن دشوارتر می شود؟
تغییراتی که با بالا رفتن سن در متابولیسم، ساخت بدن، نیازهای غذایی، و میزان فعالیت بدن ایجاد می شود، کاهش وزن را کمی دشوارتر می کند. با بالا رفتن سن، متابولیسم بدن کندتر می شود و بدن کالری کمتری می سوزاند. اما، دلیل دیگر این سوزاندن کمتر کالری، این است که میزان فعالیت ما نیز کاهش می یابد. فعالیت جسمانی و ورزش بدون شک بهترین راه برای مقابله با کند شدن متابولیسم بدن میباشد.
نکته ۷ - چه مقدار باید ورزش کنیم تا بدن به چربی سوزی برسد؟
گرچه ۱۵ دقیقه ورزش کمی چربی می سوزاند، به طور کل ۳۰ دقیقه طول می کشد تا بدن به سراع ذخیره چربی های بدن برود. اگر قصد دارید وزنتان را پایین بیاورید، باید ۳۰ دقیقه تمرین با شدت متوسط مثل پیاده روی، را سه روز در هفته در برنامه خود قرار دهید.
نکته ۸ - بهترین ورزش برای کاهش وزن کدام است، پیاده روی یا دو؟
یک مایل پیاده روی به همان اندازه یک مایل دویدن کالری می سوزاند. بعلاوه، پیاده روی فواید خاصی برای کاهش وزن دارد. نیمی از سوخت بدن در حین پیاده روی از چربی ها تامین می شود. اما طی دویدن، کمتر از یک سوم کالری های سوخته شده از چربی ها تامین می شود.
نکته ۹ - بیشترین منبع چربی برای خانم ها کدام است؟
برخلاف آنچه که تصور می کنید، چربی های بدن شما به خاطر خوردن گوشت یا شیرینی جات نیست. مقصر اصلی همان سس سالادتان است که %۹ از چربی مصرفی شما را تشکیل می دهد. به جای سس سعی کنید از آبلیمو، فلفل و کمی نمک برای چاشنی سالاد استفاده کنید.
نکته ۱۰ - سیریال: شکل هم اهمیت دارد.
فیبر موجود در پوست گندم سالیان سال است که دفاع مکمی در مقابل سرطان به ویژه سرطان روده بزرگ به حساب می آید. تحقیقات جدید نشان می دهد که در سیریال های صبحانه، شکل اهمیت بسیار زیادی دارد. بااینکه پوست گندم برای مقابله با سرطان روده آلت دفاعی خوبی است، این تحقیق دریافته است که پوست گندم گرم شده و فراورده ای تاثیر بیشتری دارد. پوست گندمی که برای مصارف تجاری به شکل نوارهای کوتاه و ترد درآمده است در جلوگیری از سرطان روده کارآمدتر است.
نکته ۱۱ - سایز میانتنه تان را کم کنید.
خانم هایی که ورزش می کنند کمتر از خانم هایی که ورزش نمی کنند دچار چربی شکم می شوند. یک تحقیق جدید نشان داد که خانم هایی که ۵ روز در هفته به مدت ۳۰ دقیقه ورزش کرده اند، ۱۷ درصد کمتر از خانم هایی که ورزش نکردند دچار چربی شکم شده اند. بهترین ورزش هم همانطور که قبلاً ذکر شد پیاده روی است.
نکته ۱۲ - آیا عادت دارید شب ها غذا بخورید؟
شما می توانید هر وقت که میل داشتید غذا بخورید. اکثر خانم ها تصور می کنند که اگر شامشان را درهنگام بخورند مستقیماً در بدنشان تبدیل به چربی خواهد شد. طبق یک تحقیق جدید، هیچ جای نگرانی نیست. محققان دریافته اند، خانم هایی که بیش از %۵۲ از کالری های مصرفیشان را بعد از ساعت ۵ عصر مصرف می کنند، درمقایسه با افرادیکه بیشتر کالری های مصرفیشان را در طول روز مصرف می کنند، چربی بیشتری به دست نمی آورند. مهم مقدار کالری هایی است که در روز مصرف میکنید نه ساعت مصرف آن.
نکته ۱۳ - آب بخورید و وزن کم کنید.
خیلی از افراد نمی دانند که آب راه بسیار خوبی برای از بین بردن اشتهاست. افراد زیادی تشنگی را با گرسنگی اشتباه می گیرند و درنتیجه پرخوری می کنند. دفعه بعد که خواستید به خوردن تنقلات روی بیاورید، به جای آن یک لیوان بزرگ آب بنوشید. اگر هنوز گرسنه تان بود، احتمالاً یک خوراک مختصر می تواند گرسنگیتان را تا وعده غذای بعد از بین ببرد.
نکته ۱۴ - مصرف آجیل و قلبی سالم.
اکثر ما خوب می دانیم که آجیل حاوی میزان زیادی چربی است. از اینرو آنهایی که خیلی نگران وزنشان هستند، از خوردن آن خودداری می کنند. اما آیا می دانستید که چربی موجود در آجیل از جمله چربی های غیراشباع بسیار سالم است؟ تحقیقی جدید نشان می دهد که افرادیکه بیشترین میزان آجیل را می خورند، کمترین احتمال ابتلا به بیماری های قلبی را دارد.
نکته ۱۵ - از خوردن چیپس اجتناب کنید.
چیپس ها هم مثل همان چیپس های سیب زمینی هستند شاید بدتر هم باشند. هر ۳۰ گرم از این چیپس ها چیزی درحدود ۱۵۰ کالری دارد که تقریباً ۱۰ گرم آن چربی است.
نکته ۱۶ - خمیر بادام زمینی و موز؟
درست است. خمیر بادام زمینی و ساندویچ موز که با نان گندم کامل درست شده باشد، برای سلامت قلب شما بسیار مفید است. بادام زمینی، موز و گندم حاوی میزان زیادی ویتامین B6 می باشند. طبق تحقیقات جدید، افرادیکه بالاترین میزان ویتامین B6 را دارا هستند، کمتر در معرض ابتلا به بیماری های قلبی قرار دارند. منابع خوب دیگر برای این ویتامین عبارت است از: سینه مرغ و سیب زمینی پخته.
نکته ۱۷ - بهترین راه برای کسب آنتی اکسیدان های ضد پیری
آب انگور بنوشید. آنتی اکسیدان موجود در یک لیوان آب انگور معادل آنتی اکسیدان موجود در ۱۲ موز، ۱۱ هلو، و ۴۱ فنجان کاهو می باشد.
این سوال یک فرمول خیلی ساده دارد؛
۱/ وزنتان را به پوند (هر پوند= ۴۵۳ گرم) در ۲/۲ تقسیم کنید.
۲/ آنرا در ۲۴ ضرب کنید. (این مقدار کالری است که برای زنده ماندن باید استفاده کنید)
۳/ با ضرب عددی که در شماره ۲ به دست آورده اید در ۱/۶ می توانید میزان کالری فعالیت خود را به دست آورید. این آن مقدار کالری است که باید روزانه مصرف کنید و چاق هم نخواهید شد. برای کاهش وزن، باید میزان کالری هایی که می سوزانید از مقدار کالری هایی که مصرف می کنید کمتر باشد، حال چه با ورزش کردن باشد چه با کمتر خوردن. نکته ۲ - ساده ترین راه برای پایین آوردن کلسترول:
۱/ انگور بخورید. پوست انگور حاوی ترکیبی است که به پایین آوردن کلسترول کمک می کند.
۲/ سیر بخورید. سیر ماده ای است که به طرز نیرومندی کلسترول را پایین می آورد. همچنین به پایین آوردن فشارخون نیز کمک می کند.
۳/ در روز دو عدد هویج بخورید. همین به تنهایی کلسترول شما را ۱۰ تا ۲۰ درصد پایین خواهد آورد.
۴/ حداقل سه بار در هفته پیاده روی ۳۰ دقیقه ای داشته باشید.
نکته ۳ - ۶ راز لاغری:
همه انسانها در طول زندگی خود یک رژیم غذایی را امتحان می کنند و تقریباً همه آنها در آن شکست می خورند. در دنیای واقعی، برای همه ما دشوار است که به یک رژیم غذایی پایبند بمانیم. آنها که از طریق رژیم غذایی وزن کم میکنند، بعد از مدتی بیشتر از آن وزن از دست رفته را اضافه می کنند. بهترین راه برای دستیابی به کاهش و کنترل وزن ایجاد تغییرات کوچکی در شیوه زندگی تان است.
در زیر به چند راه عالی اشاره می کنیم که به شما کمک میکند بدون هیچگونه رنج و عذاب وزن کم کنید.
۱/ از خوردن صبحانه غفلت نکنید.
تحقیقات ثابت کرده است که افرادیکه صبحانه می خورند، بیشترین موفقیت را در کنترل وزن خود دارند. خوردن صبحانه قند خون شما را تثبیت کرده، چربی سوزی شما را تقویت کرده و اشتهایتان را سرکوب می کند.
۲/ کمی طعم به زندگیتان بدهید.
خردل و فلفل قرمز را به برنامه غذاییتان اضافه کنید. همچنین سیر و پیاز را. این موادغذایی حس چشایی شما را ارضاء کرده و باعث می شود کمتر غذا بخورید. و بالاتر از همه اینها، این موادغذایی ۴۵ تا ۷۵ کالری از کالری های مصرفیتان را پس از هر غذا می سوزاند.
۳/ اشتهایتان را از بین ببرید.
۳۰ دقیقه قبل از غذا، یک خوراک مختصر، سبک و کم کالری بخورید (یک برش طالبی، یک هویج، یک پرتقال، یک گلابی، یک تکه نان گندم کامل و …). ۲۰ دقیقه طول می کشد تا مغزتان از معده تان پیامی دریافت کند. زمانیکه برای خوردن غذا می نشینید، مغر شما این پیام را دریافت کرده است که دیگر گرسنه نیستید. و با این روش خیلی کمتر غذا خواهید خورد.
۴/ به موسیقی مناسب گوش کنید.
قبل از اینکه برای خوردن غذا پشت میز بنشینید، موسیقی آرامبخش را روشن کنید. تحقیقات ثابت می کند که با گوش دادن به موسیقی ملایم شما خیلی آرامتر غذا خواهید خورد. کمتر هم غذا خواهید خورد.
۵/ بلافاصله بعد از خوردن غذا دندانهایتان را مسواک کنید.
مسواک زدن دندانها بعد از خوردن غذا، اشتهایتان را فروخواهد نشاند. چرا؟ به خاطر اینکه خمیردندان نعنایی حس چشایی شما را ارضاء کرده و تمایل کمتری به غذا و تنقلات بیشتر پیدا خواهید کرد.
۶/ خواب کافی داشته باشید.
خیلی از آدم ها از روی گرسنگی غذا نمی خورند، بلکه از روی خستگی به سمت غذا روی می آورند. پس به جای اینکه ۱۵ دقیقه برای خوردن یک کاسه بستنی وقت بگذارید آن ۱۵ دقیقه را صرف یک استراحت کوتاه کنید. همچنین اطمینان یابید که ۷ الی ۸ ساعت خواب شب را به طور کامل داشته باشید.
نکته ۴ -حرکات کششی:
اگر تصور می کنید که حرکات کششی بهترین راه برای شروع تمریناتتان است، کاملاً در اشتباهید. انجام حرکات کششی روی عضلات سرد ممکن است منجر به آسیب دیدگی شود. مهم نیست که چه ورزشی می خواهید انجام دهید، بهتر است قبل از شروع ابتدا بدنتان را گرم کنید و بعد حرکات کششی را انجام دهید. بهترین روش برای گرم کردن نوع سبکی از همان ورزشی است که می خواهید انجام دهید. مثلاً اگر میخواهید پیاده روی کنید، ورزشتان را با ۵-۳ دقیقه پیاده روی کند شروع کنید. تمرینات کششی ملایم را نیز بعد از تمریناتتان انجام دهید نه قبل از آن.
نکته ۵ - برای متناسب شدن اندامتان هیچوقت دیر نیست.
اگر سنتان بالای ۵۰ سال باشد دلیل بر این نیست که نمی توانید ورزش کنید، حتی اگر هیچوقت در طول عمرتان ورزش نکرده باشید. باوجود سالهای سال زندگی یکجانشینی، هنوز هم می توانید به ورزش و تناسب اندام روی بیاورید. در یک تحقیق مشخص شد افرادیکه در زندگی گذشته خود ندرتاً ورزش می کرده اند، به همان اندازه کسانیکه ۱۰ سال به طور منظم ورزش می کرده اند، می توانند به تناسب اندام دست یابند.
نکته ۶ - چرا با بالا رفتن سن کاهش وزن دشوارتر می شود؟
تغییراتی که با بالا رفتن سن در متابولیسم، ساخت بدن، نیازهای غذایی، و میزان فعالیت بدن ایجاد می شود، کاهش وزن را کمی دشوارتر می کند. با بالا رفتن سن، متابولیسم بدن کندتر می شود و بدن کالری کمتری می سوزاند. اما، دلیل دیگر این سوزاندن کمتر کالری، این است که میزان فعالیت ما نیز کاهش می یابد. فعالیت جسمانی و ورزش بدون شک بهترین راه برای مقابله با کند شدن متابولیسم بدن میباشد.
نکته ۷ - چه مقدار باید ورزش کنیم تا بدن به چربی سوزی برسد؟
گرچه ۱۵ دقیقه ورزش کمی چربی می سوزاند، به طور کل ۳۰ دقیقه طول می کشد تا بدن به سراع ذخیره چربی های بدن برود. اگر قصد دارید وزنتان را پایین بیاورید، باید ۳۰ دقیقه تمرین با شدت متوسط مثل پیاده روی، را سه روز در هفته در برنامه خود قرار دهید.
نکته ۸ - بهترین ورزش برای کاهش وزن کدام است، پیاده روی یا دو؟
یک مایل پیاده روی به همان اندازه یک مایل دویدن کالری می سوزاند. بعلاوه، پیاده روی فواید خاصی برای کاهش وزن دارد. نیمی از سوخت بدن در حین پیاده روی از چربی ها تامین می شود. اما طی دویدن، کمتر از یک سوم کالری های سوخته شده از چربی ها تامین می شود.
نکته ۹ - بیشترین منبع چربی برای خانم ها کدام است؟
برخلاف آنچه که تصور می کنید، چربی های بدن شما به خاطر خوردن گوشت یا شیرینی جات نیست. مقصر اصلی همان سس سالادتان است که %۹ از چربی مصرفی شما را تشکیل می دهد. به جای سس سعی کنید از آبلیمو، فلفل و کمی نمک برای چاشنی سالاد استفاده کنید.
نکته ۱۰ - سیریال: شکل هم اهمیت دارد.
فیبر موجود در پوست گندم سالیان سال است که دفاع مکمی در مقابل سرطان به ویژه سرطان روده بزرگ به حساب می آید. تحقیقات جدید نشان می دهد که در سیریال های صبحانه، شکل اهمیت بسیار زیادی دارد. بااینکه پوست گندم برای مقابله با سرطان روده آلت دفاعی خوبی است، این تحقیق دریافته است که پوست گندم گرم شده و فراورده ای تاثیر بیشتری دارد. پوست گندمی که برای مصارف تجاری به شکل نوارهای کوتاه و ترد درآمده است در جلوگیری از سرطان روده کارآمدتر است.
نکته ۱۱ - سایز میانتنه تان را کم کنید.
خانم هایی که ورزش می کنند کمتر از خانم هایی که ورزش نمی کنند دچار چربی شکم می شوند. یک تحقیق جدید نشان داد که خانم هایی که ۵ روز در هفته به مدت ۳۰ دقیقه ورزش کرده اند، ۱۷ درصد کمتر از خانم هایی که ورزش نکردند دچار چربی شکم شده اند. بهترین ورزش هم همانطور که قبلاً ذکر شد پیاده روی است.
نکته ۱۲ - آیا عادت دارید شب ها غذا بخورید؟
شما می توانید هر وقت که میل داشتید غذا بخورید. اکثر خانم ها تصور می کنند که اگر شامشان را درهنگام بخورند مستقیماً در بدنشان تبدیل به چربی خواهد شد. طبق یک تحقیق جدید، هیچ جای نگرانی نیست. محققان دریافته اند، خانم هایی که بیش از %۵۲ از کالری های مصرفیشان را بعد از ساعت ۵ عصر مصرف می کنند، درمقایسه با افرادیکه بیشتر کالری های مصرفیشان را در طول روز مصرف می کنند، چربی بیشتری به دست نمی آورند. مهم مقدار کالری هایی است که در روز مصرف میکنید نه ساعت مصرف آن.
نکته ۱۳ - آب بخورید و وزن کم کنید.
خیلی از افراد نمی دانند که آب راه بسیار خوبی برای از بین بردن اشتهاست. افراد زیادی تشنگی را با گرسنگی اشتباه می گیرند و درنتیجه پرخوری می کنند. دفعه بعد که خواستید به خوردن تنقلات روی بیاورید، به جای آن یک لیوان بزرگ آب بنوشید. اگر هنوز گرسنه تان بود، احتمالاً یک خوراک مختصر می تواند گرسنگیتان را تا وعده غذای بعد از بین ببرد.
نکته ۱۴ - مصرف آجیل و قلبی سالم.
اکثر ما خوب می دانیم که آجیل حاوی میزان زیادی چربی است. از اینرو آنهایی که خیلی نگران وزنشان هستند، از خوردن آن خودداری می کنند. اما آیا می دانستید که چربی موجود در آجیل از جمله چربی های غیراشباع بسیار سالم است؟ تحقیقی جدید نشان می دهد که افرادیکه بیشترین میزان آجیل را می خورند، کمترین احتمال ابتلا به بیماری های قلبی را دارد.
نکته ۱۵ - از خوردن چیپس اجتناب کنید.
چیپس ها هم مثل همان چیپس های سیب زمینی هستند شاید بدتر هم باشند. هر ۳۰ گرم از این چیپس ها چیزی درحدود ۱۵۰ کالری دارد که تقریباً ۱۰ گرم آن چربی است.
نکته ۱۶ - خمیر بادام زمینی و موز؟
درست است. خمیر بادام زمینی و ساندویچ موز که با نان گندم کامل درست شده باشد، برای سلامت قلب شما بسیار مفید است. بادام زمینی، موز و گندم حاوی میزان زیادی ویتامین B6 می باشند. طبق تحقیقات جدید، افرادیکه بالاترین میزان ویتامین B6 را دارا هستند، کمتر در معرض ابتلا به بیماری های قلبی قرار دارند. منابع خوب دیگر برای این ویتامین عبارت است از: سینه مرغ و سیب زمینی پخته.
نکته ۱۷ - بهترین راه برای کسب آنتی اکسیدان های ضد پیری
آب انگور بنوشید. آنتی اکسیدان موجود در یک لیوان آب انگور معادل آنتی اکسیدان موجود در ۱۲ موز، ۱۱ هلو، و ۴۱ فنجان کاهو می باشد.
۱۳۸۸ خرداد ۲۴, یکشنبه
کيفيت خواب مهمترين شاخص سلامت رواني فرد است
اختلالات خواب مهمترين شاخص ارزيابي ، سلامت رواني فرد محسوب مي شود و کيفيت خوب خواب بيانگر ، سلامت رواني فرد است
دکتر "بهزاد قرباني"
يک روش ساده و سريع که مي توان در غربالگري سلامت رواني افراد به کار برد ، پرسش از بيمار در مورد کيفيت خواب ، د ميزان خواب و خوب خوابيدن است.
بي خوابي شايعترين، شکايت و علت مراجعه افراد به درمانگاههاي روانپزشکي است . بي خوابي که جزو شايعترين انواع اختلالات خواب است مي تواند ناشي از افسردگي ، استرس و اضطراب و يا وسواس باشد.
بسياري از افراد تصور مي کنند اگر زياد بخوابند يعني از خواب خوبي برخوردار هستند در حالي که پر خوابي و زياد خوابي نيز خود اختلال خواب محسوب مي شود.
بسياري از بي خوابي ها ناشي از قرار گرفتن در يک موقعيت تنشي است به اين صورت که فرد با قرار گرفتن در يک موقعيت پر استرس مثل شرکت در يک امتحان و يا يک مصاحبه استخدامي، از مدت ها قبل از آن دچار بي خوابي و يا بدخوابي مي شود.
خواب خوب در عملکرد و کارايي فرد در فعاليت هاي روزانه اش تاثير مي گذارد. افرادي که از کيفيت خواب خوبي برخوردار هستند به هنگام صبح راحت تر از خواب بيدار مي شوند و احساس سرزندگي و شادابي دارند، در حالي که افرادي که در طول شب خواب خوبي نداشته اند به سختي از خواب بيدار مي شوند و صبح هنگام احساس خستگي و خواب آلودگي صبح دارند.
علاوه بر بي خوابي نوع ديگري از اختلالات خواب به صورت کج خوابي و يا بد خوابي است .در کج خوابي که شايعترين نوع کج خوابي همان بد خوابي است ، ميزان و کميت خواب مطرح نيست بلکه فرد از نظر کيفي خواب خوبي ندارد.
فردي که دچار بدخوابي است دچار کابوس هاي شبانه مي شود و با حالت ترس و وحشت از خواب مي پرد و يا اينکه به هنگام خواب راه مي رود ، حرف مي زند و حتي بر اثر ترس و وحشت هاي شبانه ، بدون اينکه متوجه شود، با حالت فرار ، از خواب بيدا مي شود.
ميزان خواب مورد نياز افرادي که احساس سرزندگي کنند بستگي به عادت آنها دارد . به طور معمول هفت تا هشت ساعت، ميزان خواب طبيعي مورد نياز افراد است.
افرادي که بيشتر از 9 ساعت بخوابند پرخوابند که بيشتر در زنان شيوع دارد و افرادي هم که کمتر از شش ساعت بخوابند کم خواب محسوب مي شوند که اين مشکل در مردان بيشتر است.
بر اساس بررسي هاي مختلف ، کساني که کمتر از سه و نيم ساعت و بيشتر از نه و نيم ساعت مي خوابند ، 15 درصد بيشتر از افرادي که بين 6 تا 9 ساعت مي خوابند دچار مرگ و مير مي شوند.
دکتر "بهزاد قرباني"
يک روش ساده و سريع که مي توان در غربالگري سلامت رواني افراد به کار برد ، پرسش از بيمار در مورد کيفيت خواب ، د ميزان خواب و خوب خوابيدن است.
بي خوابي شايعترين، شکايت و علت مراجعه افراد به درمانگاههاي روانپزشکي است . بي خوابي که جزو شايعترين انواع اختلالات خواب است مي تواند ناشي از افسردگي ، استرس و اضطراب و يا وسواس باشد.
بسياري از افراد تصور مي کنند اگر زياد بخوابند يعني از خواب خوبي برخوردار هستند در حالي که پر خوابي و زياد خوابي نيز خود اختلال خواب محسوب مي شود.
بسياري از بي خوابي ها ناشي از قرار گرفتن در يک موقعيت تنشي است به اين صورت که فرد با قرار گرفتن در يک موقعيت پر استرس مثل شرکت در يک امتحان و يا يک مصاحبه استخدامي، از مدت ها قبل از آن دچار بي خوابي و يا بدخوابي مي شود.
خواب خوب در عملکرد و کارايي فرد در فعاليت هاي روزانه اش تاثير مي گذارد. افرادي که از کيفيت خواب خوبي برخوردار هستند به هنگام صبح راحت تر از خواب بيدار مي شوند و احساس سرزندگي و شادابي دارند، در حالي که افرادي که در طول شب خواب خوبي نداشته اند به سختي از خواب بيدار مي شوند و صبح هنگام احساس خستگي و خواب آلودگي صبح دارند.
علاوه بر بي خوابي نوع ديگري از اختلالات خواب به صورت کج خوابي و يا بد خوابي است .در کج خوابي که شايعترين نوع کج خوابي همان بد خوابي است ، ميزان و کميت خواب مطرح نيست بلکه فرد از نظر کيفي خواب خوبي ندارد.
فردي که دچار بدخوابي است دچار کابوس هاي شبانه مي شود و با حالت ترس و وحشت از خواب مي پرد و يا اينکه به هنگام خواب راه مي رود ، حرف مي زند و حتي بر اثر ترس و وحشت هاي شبانه ، بدون اينکه متوجه شود، با حالت فرار ، از خواب بيدا مي شود.
ميزان خواب مورد نياز افرادي که احساس سرزندگي کنند بستگي به عادت آنها دارد . به طور معمول هفت تا هشت ساعت، ميزان خواب طبيعي مورد نياز افراد است.
افرادي که بيشتر از 9 ساعت بخوابند پرخوابند که بيشتر در زنان شيوع دارد و افرادي هم که کمتر از شش ساعت بخوابند کم خواب محسوب مي شوند که اين مشکل در مردان بيشتر است.
بر اساس بررسي هاي مختلف ، کساني که کمتر از سه و نيم ساعت و بيشتر از نه و نيم ساعت مي خوابند ، 15 درصد بيشتر از افرادي که بين 6 تا 9 ساعت مي خوابند دچار مرگ و مير مي شوند.
10 فرمان براي فرار از بوي بد عرق
عرق يك پديده طبيعي و لازم بدن است كه ضمن مرطوب نگه داشتن پوست ، موجب دفع مقداري از مواد زايد بدن ميشود، اما وقتي كه بدن مخصوصا در فصل گرم بدبو ميشود آنوقت براي فرد و اطرافيان او غيرقابل تحمل ميشود.
عرق بدن به تنهايي بدون بو است، اما باكتريها و قارچهاي روي بدن از آن بهعنوان محيط رشد استفاده كرده و سريعا شروع به تكثير ميكنند و عرق را به تركيبات بدبويي تجزيه ميكنند؛ اما چرا برخي نواحي مثل زيربغل بيشتر بو ميگيرد؟ علت اين است كه غدد عرق در اين مناطق پروتئين و چربي نيز توليد ميكنند كه مواد اوليه مناسبي براي تغذيه باكتريها و قارچهاي سطح پوست است.
اين درحالي است كه عرق نقاط ديگر بدن بيشتر محتوي نمك است و باكتريها كمتر ميتوانند از آن استفاده كنند.
10 فرمان براي فرار از بوي بد عرق
1. از خوردن ادويه، زردچوبه، فلفل، خردل، سس گوجه فرنگي، پنير كهنه، تخم مرغ، روغن سرخ شده، كالباس، سوسيس و اغذيه نظير آن خودداري كنيد و همراه غذا از سبزي تازه و ميوه استفاده كنيد. همچنين استفاده از مواد لبني مثل شير و ماست را فراموش نكنيد.
_____________________________
2. پيشگيري بهترين روش براي مبارزه با بوي بد عرق است. اگر عرق روي بدن نماند ، بو نيز نميگيرد. براي بسياري از افراد شستشوي مرتب بدن براي رهايي از شر بوي بد كفايت ميكند؛ البته شستشو با آب خالي كافي نيست چون نميتواند بخوبي عرق را از سطح پوست پاك كند. براي دستيابي به نتيجه مطلوب بايد از شامپو و صابونها استفاده كنيد.
_____________________________
3. بعد از شستشوي بدن با آب و صابون و خشك كردن كامل بدن، بلافاصله از تركيبات ضدعرق براي زير بغل خود استفاده كنيد. توجه داشته باشيد دئودورانتها مانع تعريق نميشوند بلكه مانع متصاعدشدن بوي بدن ميشوند. در حالي كه ضد تعريقها مواد شيميايي هستند كه تعريق را كاهش ميدهند؛ البته ضد تعريقها در اكثر موارد حاوي دئودورانت نيز هستند كه بوي بدن را دفع ميكند.
_____________________________
4. حتما بدن خود را مرتب خشك كنيد زيرا باكتريها به سختي در مناطق خشك بدن زنده ميمانند.
_____________________________
5. لباسهاي نخي بپوشيد. زيرا لباس نخي و كتاني عرق را بهتر به خود جذب ميكنند. در مقابل لباسهاي نايلوني عرق را از سطح بدنتان كمتر جذب كرده و با باقي ماندن اين عرق در سطح پوست، خود بخود بوي بد نيز استشمام ميشود.
_____________________________
6 . سيگار نكشيد. مصرف سيگار علاوه بر بدبو كردن دهان، موجب بدبو شدن عرق نيز ميشود. در نظر داشته باشيد كه هفتهها طول ميكشد تا بوي بد سيگار و اثر آن در عرق بدن بعد از ترك از بين برود.
_____________________________
7. لباس تميز عامل مهمي براي جلوگيري از بوي عرق است. هر بار به حمام ميرويد لباسهايتان را عوض كنيد و لباسهاي تميز بپوشيد. گاهي در مناطق گرم و شرجي لازم است لباسها را روزي چند بار عوض كرد.
_____________________________
8 . برخي بيماريها موجب تعريق بدبو ميشود، در اين مواقع چارهاي جز درمان بيماري اصلي وجود ندارد.
_____________________________
9. موهاي زير بغل و كشالهران خود را بهطور مرتب بتراشيد. وجود مو در اين منطقه موجب مساعد شدن شرايط رشد براي باكتريها ميشود.
_____________________________
10. در هفته يكبار استفاده از صابون آنتي باكتريال، گوگرددار و تركيبات ضد قارچ ميتواند ميزان باكتريهاي مزاحم و بدبو شدن عرق را كم كند.
عرق بدن به تنهايي بدون بو است، اما باكتريها و قارچهاي روي بدن از آن بهعنوان محيط رشد استفاده كرده و سريعا شروع به تكثير ميكنند و عرق را به تركيبات بدبويي تجزيه ميكنند؛ اما چرا برخي نواحي مثل زيربغل بيشتر بو ميگيرد؟ علت اين است كه غدد عرق در اين مناطق پروتئين و چربي نيز توليد ميكنند كه مواد اوليه مناسبي براي تغذيه باكتريها و قارچهاي سطح پوست است.
اين درحالي است كه عرق نقاط ديگر بدن بيشتر محتوي نمك است و باكتريها كمتر ميتوانند از آن استفاده كنند.
10 فرمان براي فرار از بوي بد عرق
1. از خوردن ادويه، زردچوبه، فلفل، خردل، سس گوجه فرنگي، پنير كهنه، تخم مرغ، روغن سرخ شده، كالباس، سوسيس و اغذيه نظير آن خودداري كنيد و همراه غذا از سبزي تازه و ميوه استفاده كنيد. همچنين استفاده از مواد لبني مثل شير و ماست را فراموش نكنيد.
_____________________________
2. پيشگيري بهترين روش براي مبارزه با بوي بد عرق است. اگر عرق روي بدن نماند ، بو نيز نميگيرد. براي بسياري از افراد شستشوي مرتب بدن براي رهايي از شر بوي بد كفايت ميكند؛ البته شستشو با آب خالي كافي نيست چون نميتواند بخوبي عرق را از سطح پوست پاك كند. براي دستيابي به نتيجه مطلوب بايد از شامپو و صابونها استفاده كنيد.
_____________________________
3. بعد از شستشوي بدن با آب و صابون و خشك كردن كامل بدن، بلافاصله از تركيبات ضدعرق براي زير بغل خود استفاده كنيد. توجه داشته باشيد دئودورانتها مانع تعريق نميشوند بلكه مانع متصاعدشدن بوي بدن ميشوند. در حالي كه ضد تعريقها مواد شيميايي هستند كه تعريق را كاهش ميدهند؛ البته ضد تعريقها در اكثر موارد حاوي دئودورانت نيز هستند كه بوي بدن را دفع ميكند.
_____________________________
4. حتما بدن خود را مرتب خشك كنيد زيرا باكتريها به سختي در مناطق خشك بدن زنده ميمانند.
_____________________________
5. لباسهاي نخي بپوشيد. زيرا لباس نخي و كتاني عرق را بهتر به خود جذب ميكنند. در مقابل لباسهاي نايلوني عرق را از سطح بدنتان كمتر جذب كرده و با باقي ماندن اين عرق در سطح پوست، خود بخود بوي بد نيز استشمام ميشود.
_____________________________
6 . سيگار نكشيد. مصرف سيگار علاوه بر بدبو كردن دهان، موجب بدبو شدن عرق نيز ميشود. در نظر داشته باشيد كه هفتهها طول ميكشد تا بوي بد سيگار و اثر آن در عرق بدن بعد از ترك از بين برود.
_____________________________
7. لباس تميز عامل مهمي براي جلوگيري از بوي عرق است. هر بار به حمام ميرويد لباسهايتان را عوض كنيد و لباسهاي تميز بپوشيد. گاهي در مناطق گرم و شرجي لازم است لباسها را روزي چند بار عوض كرد.
_____________________________
8 . برخي بيماريها موجب تعريق بدبو ميشود، در اين مواقع چارهاي جز درمان بيماري اصلي وجود ندارد.
_____________________________
9. موهاي زير بغل و كشالهران خود را بهطور مرتب بتراشيد. وجود مو در اين منطقه موجب مساعد شدن شرايط رشد براي باكتريها ميشود.
_____________________________
10. در هفته يكبار استفاده از صابون آنتي باكتريال، گوگرددار و تركيبات ضد قارچ ميتواند ميزان باكتريهاي مزاحم و بدبو شدن عرق را كم كند.
نکاتی که در هنگام خرید هدیه برای یک زن باید رعایت گردد
خرید هدیه برای یک زن می تواند کاری پیچیده و دشوار باشد. اگر ظرافت به خرج ندهید ، پیامتان درست فهمیده نمی شود و شاید نتیجه عکس هم بدهد.
ده نکته که در هنگام خرید هدیه برای یک زن باید رعایت گردد:
۱- جادوی بسته بندی:
زنان هدیه ای را که بسته بندی زیبا داشته باشد بسیار دوست می دارند. هر چه کاغذ کادو ، روبان ، پاپیون و زرق و برق بسته بندی بیشتر باشد بهتر است. البته افراط هیچ گاه پسندیده نیست. دچار اشتباه رایج نشوید. فایده ای ندارد به گیرنده هدیه بگوئید چشمهایش را ببندد و بعد یک بسته معمولی یا زشت به دستش بدهید. هیچ چیز جای بسته بندی را نمی گیرد.
۲- از بر کنید:
اگر به زندگی خود علاقه دارید ، روز تولد ، روز مادر ، سالروز ازدواج و تاریخهای مهم را از حفظ داشته باشید.
۳- زبان زنان را بیاموزید :
زبان زنان را بیاموزید. اگر خانم بگوید ((نمی خواهد چیزی برایم بخری)) منظورش این است که بهتر است یک چیز خوب برایم بگیری وگرنه بقیه عمر از زنده بودن پشیمان می شوی.
۴- لزومی نیست که حتما پول زیادی خرج کنید:
لازم نیست که حتما طلا و هدایای بسیار گران قیمت بخرید در واقع بر خلاف آنچه که این روزها مد شده ، یک شاخه یا یک دسته گل و عطر خوب ، هر دوی هدایا مناسبی هستند و بیشتر زن ها عاشق این چیزها هستند.
۵- فاجعه برچسب:
یادتان نرود پیش از دادن هدیه ، حتما برچسب قیمت آن را بکنید. باورکنید خانم ها دوست دارند خودشان قیمت را حدس بزنند و شاید دوست دارند قیمت را در ذهن خود بسیار بالاتر تصور کنند.
۶- لاف موقوف:
هرگز به یک زن نگوئید که این هدیه را ارزان خریده اید ، حتی اگر آن را مفت خریده باشید. مطمئن باشید زنان در این یک مورد ، صرفه جوئی را نخواهد پسندید.
۷- بدتر از ناسزا:
خرید میز اتو ، ظرف آشپزخانه ، پیش بند و از این قبیل چیزها اکیدا ممنوع. اینها را بگذارید برای خریدهای دو نفری.و فراموش نکنید در این مورد حق با همسرتان است.
۸- وقت شناس باشید:
به خاطر داشته باشید هدیه کوچکی که به موقع داده شود ، هزار برابر بیشتر از هدیه گران قیمتی که با یک هفته تاخیر داده شود ، می ارزد.
۹- رسید را نگه دارید:
به هنگام خرید حتما به فروشنده یاد آور شوید که ممکن است فردا برای تعویض مراجعه کنید و همیشه رسید هر چیزی را که می خرید نگه دارید تا اگر لازم شد خانم بتواند آن را عوض کند.
۱۰- و اگر می توانید طلا بخرید:
باور کنید که خیلی چیزها هم چشم مردان را خیره می کند و واقع بینانه باید قبول کنیم که هیچ چیز مثل طلا چشم خانمها را خیره نمی کند.
ده نکته که در هنگام خرید هدیه برای یک زن باید رعایت گردد:
۱- جادوی بسته بندی:
زنان هدیه ای را که بسته بندی زیبا داشته باشد بسیار دوست می دارند. هر چه کاغذ کادو ، روبان ، پاپیون و زرق و برق بسته بندی بیشتر باشد بهتر است. البته افراط هیچ گاه پسندیده نیست. دچار اشتباه رایج نشوید. فایده ای ندارد به گیرنده هدیه بگوئید چشمهایش را ببندد و بعد یک بسته معمولی یا زشت به دستش بدهید. هیچ چیز جای بسته بندی را نمی گیرد.
۲- از بر کنید:
اگر به زندگی خود علاقه دارید ، روز تولد ، روز مادر ، سالروز ازدواج و تاریخهای مهم را از حفظ داشته باشید.
۳- زبان زنان را بیاموزید :
زبان زنان را بیاموزید. اگر خانم بگوید ((نمی خواهد چیزی برایم بخری)) منظورش این است که بهتر است یک چیز خوب برایم بگیری وگرنه بقیه عمر از زنده بودن پشیمان می شوی.
۴- لزومی نیست که حتما پول زیادی خرج کنید:
لازم نیست که حتما طلا و هدایای بسیار گران قیمت بخرید در واقع بر خلاف آنچه که این روزها مد شده ، یک شاخه یا یک دسته گل و عطر خوب ، هر دوی هدایا مناسبی هستند و بیشتر زن ها عاشق این چیزها هستند.
۵- فاجعه برچسب:
یادتان نرود پیش از دادن هدیه ، حتما برچسب قیمت آن را بکنید. باورکنید خانم ها دوست دارند خودشان قیمت را حدس بزنند و شاید دوست دارند قیمت را در ذهن خود بسیار بالاتر تصور کنند.
۶- لاف موقوف:
هرگز به یک زن نگوئید که این هدیه را ارزان خریده اید ، حتی اگر آن را مفت خریده باشید. مطمئن باشید زنان در این یک مورد ، صرفه جوئی را نخواهد پسندید.
۷- بدتر از ناسزا:
خرید میز اتو ، ظرف آشپزخانه ، پیش بند و از این قبیل چیزها اکیدا ممنوع. اینها را بگذارید برای خریدهای دو نفری.و فراموش نکنید در این مورد حق با همسرتان است.
۸- وقت شناس باشید:
به خاطر داشته باشید هدیه کوچکی که به موقع داده شود ، هزار برابر بیشتر از هدیه گران قیمتی که با یک هفته تاخیر داده شود ، می ارزد.
۹- رسید را نگه دارید:
به هنگام خرید حتما به فروشنده یاد آور شوید که ممکن است فردا برای تعویض مراجعه کنید و همیشه رسید هر چیزی را که می خرید نگه دارید تا اگر لازم شد خانم بتواند آن را عوض کند.
۱۰- و اگر می توانید طلا بخرید:
باور کنید که خیلی چیزها هم چشم مردان را خیره می کند و واقع بینانه باید قبول کنیم که هیچ چیز مثل طلا چشم خانمها را خیره نمی کند.
۱۳۸۸ خرداد ۲۳, شنبه
فست فود سالم بخورید
فست فود ممکن است گزینه غذایی ارزان و در دسترس باشد، اما اغلب این غذاها مملو از کالری، چربی، قند و نمک هستند.
این توصیهها برای انتخاب گزینههای سالمتر در رستورانهای فستفود به کار میرود:
این توصیهها برای انتخاب گزینههای سالمتر در رستورانهای فستفود به کار میرود:
- وعدههای کوچکتر غذایی انتخاب کنید، یا تنها نیمی از یک وعده غذایی را انتخاب کنید.
- از سیبزمینی سرخکرده پرهیز کنید، و میوههای تازه، سالاد یا سبزیجات، ماست یا غذای سالم دیگر سفارش دهید.
- ساندویچهایتان را بدون مایونز، پنیر یا سایر سسهای چاقکننده مصرف کنید.
- سبزیجات اضافی در ساندویچتان سفارش دهید، که ممکن است شامل کاهو، پیاز یا گوجه فرنگی باشد.
- گوشت لخم کبابشده مانند جوجه سفارش دهید و نه برگر.
- از گوشتهای سرخشده و سوخاریشده اجتناب کنید، چه به عنوان ساندویچ چه در درون سالاد.
با يك چُرت كوتاه مشكلات خود را حل كنيد!
دانشمندان دريافتهاند كه يك چُرت كوتاه باعث تقويت فعاليتهاي قواي ذهني ميشود.
در آزمايشها مشخص شد داوطلبان بعد از چرت كوتاه به راحتي توانستهاند مسايل جانبي موجود در فكر خود را رفع و رجوع كنند.
پروفسور سارا مدنيك، مسؤول اين پژوهش، ميگويد:
« ما دريافتيم كه بعد از مدتي تلاش براي حل كردن مشكلاتْ يك چُرت كوتاه موجب خلاق شدن ذهن فرد ميشود. تحقيقات ما در حال حاضر فقط شامل خواب كوتاه مدت است.»
پژوهشگران بر اين باورند كه خواب كوتاه منجر به وجود آمدن ارتباط جديدي ميان بدن و مغز ميشود بدون آن كه اتفاقاتي كه قبل از خواب وجود داشت در اين موضوع دخالتي داشته باشند.
در آزمايشها مشخص شد داوطلبان بعد از چرت كوتاه به راحتي توانستهاند مسايل جانبي موجود در فكر خود را رفع و رجوع كنند.
پروفسور سارا مدنيك، مسؤول اين پژوهش، ميگويد:
« ما دريافتيم كه بعد از مدتي تلاش براي حل كردن مشكلاتْ يك چُرت كوتاه موجب خلاق شدن ذهن فرد ميشود. تحقيقات ما در حال حاضر فقط شامل خواب كوتاه مدت است.»
پژوهشگران بر اين باورند كه خواب كوتاه منجر به وجود آمدن ارتباط جديدي ميان بدن و مغز ميشود بدون آن كه اتفاقاتي كه قبل از خواب وجود داشت در اين موضوع دخالتي داشته باشند.
توصیه هایی برای زوجها
1.جملاتی مثل ( دوستت دارم ) و ( به تو علاقمندم ) یا ( خوشحالم همسری مثل تو دارم ) و مانند آن را زیاد بگویید ، اگر بخواهید با جملات متفاوتی محبت خود را به همسرتان بیان كنید چند جمله می توانید بیابید ؟
2.لازم نیست جملات محبت آمیز را با تمام وجود بگویید ، حتی اگر تعریف شما واقعی هم نباشد ، از آنجا كه موجب افزایش محبت می شود مفید خواهد بود .زیرا انسان ذاتاُ از تعریفی كه جهت شاد كردن باشد خوشحال می شود.حتی اگر بداند كه این تعریف واقعی نیست و فقط برای شادی او بیان شده است.
3.سالگرد ازدواج ، تاریخ تولد همسرتان و مناسبت هایی این چنین را همیشه به خاطر داشته باشید .گاهی كلیدهای كوچك ، قفلهای بزرگی را باز می كند.
4.اینكه او میداند كه شما چقدردوستش دارید كافی نیست .زیرا ، دراین مورد خاص دانستن مهم نیست ، بلكه ابراز كزدن است كه از اهمیتی به سزا برخوردار است.
5.هر بار كه یكدیگر را می بینید ، از چیزی مثل لباس یا مو یا نوع آرایش همسرتان تعریف كنید .زیرا توجه به این مسائل ، حاكی از توجه شما به همسرتان می باشد .زن و شوهر علاقه مندند تا كارهایی را كه در ظاهر خود برای خوش آیند همسرشان انجام می دهند مورد توجه او قرار گیرد و شما بااین كار ، خود را فردی فهمیده و دقیق معرفی خواهید كرد.
6.هیچگاه همسرتان را از جهت زیبایی با دیگران مقایسه نكنسد .زیرا او اگر بسیار هم زیبا باشد ، باز زیباترین نیست و در مقایسه با زیباترین ، زیبایی او نقص به حساب خواهد آمد.در حالی كه باید در ذهن شما همیشه بهترین باقی بماند.
7.در برابر ابراز علاقه همسرتان به گونه ایی فتار نكنید كه او احساس كند به خودش توهین كرده است .زیرا هر ابراز علاقه ای ، نیازمند پاسخی در خور است .ازاین رو اگر او به شما ابارز علاقه كند و از جانب شما با سردی مواجه شود ، احساس خواهد كرد كه خود را كوچك كرده و شما او را تحقیر نموده اید.
8.یكدیگر را محترمانه خطاب كنید تا دیگران نیز شما را این گونه خطاب نمایند .زیرا دیگران شما را به گونه ای می شناسند كه خود معرفی كرده اید .در این مورد به كم راضی نشوید
2.لازم نیست جملات محبت آمیز را با تمام وجود بگویید ، حتی اگر تعریف شما واقعی هم نباشد ، از آنجا كه موجب افزایش محبت می شود مفید خواهد بود .زیرا انسان ذاتاُ از تعریفی كه جهت شاد كردن باشد خوشحال می شود.حتی اگر بداند كه این تعریف واقعی نیست و فقط برای شادی او بیان شده است.
3.سالگرد ازدواج ، تاریخ تولد همسرتان و مناسبت هایی این چنین را همیشه به خاطر داشته باشید .گاهی كلیدهای كوچك ، قفلهای بزرگی را باز می كند.
4.اینكه او میداند كه شما چقدردوستش دارید كافی نیست .زیرا ، دراین مورد خاص دانستن مهم نیست ، بلكه ابراز كزدن است كه از اهمیتی به سزا برخوردار است.
5.هر بار كه یكدیگر را می بینید ، از چیزی مثل لباس یا مو یا نوع آرایش همسرتان تعریف كنید .زیرا توجه به این مسائل ، حاكی از توجه شما به همسرتان می باشد .زن و شوهر علاقه مندند تا كارهایی را كه در ظاهر خود برای خوش آیند همسرشان انجام می دهند مورد توجه او قرار گیرد و شما بااین كار ، خود را فردی فهمیده و دقیق معرفی خواهید كرد.
6.هیچگاه همسرتان را از جهت زیبایی با دیگران مقایسه نكنسد .زیرا او اگر بسیار هم زیبا باشد ، باز زیباترین نیست و در مقایسه با زیباترین ، زیبایی او نقص به حساب خواهد آمد.در حالی كه باید در ذهن شما همیشه بهترین باقی بماند.
7.در برابر ابراز علاقه همسرتان به گونه ایی فتار نكنید كه او احساس كند به خودش توهین كرده است .زیرا هر ابراز علاقه ای ، نیازمند پاسخی در خور است .ازاین رو اگر او به شما ابارز علاقه كند و از جانب شما با سردی مواجه شود ، احساس خواهد كرد كه خود را كوچك كرده و شما او را تحقیر نموده اید.
8.یكدیگر را محترمانه خطاب كنید تا دیگران نیز شما را این گونه خطاب نمایند .زیرا دیگران شما را به گونه ای می شناسند كه خود معرفی كرده اید .در این مورد به كم راضی نشوید
۱۳۸۸ خرداد ۲۱, پنجشنبه
راهکارهایی برای زندگی ارام و دلپذیر
- زندگی و هر مسئله كوچكی را آنقدر جدی تلقی نكنید، هر چند وقت یك بار زندگی را شوخی بگیرید و با سرزندگی و سبكبالی با رخدادها برخورد كنید و بینید كه روز شما چقدر زیبا و شادی آفرین خواهد بود .
- از رنج نهراسید ، شادی را جایگزین غم كنید. برای زندگی خود هدف و مقصودی تعیین نمایید . شما به دنیا نیامده اید تا فضایی را اشغال كنید .
- دامنه توقعات و انتظارات خود را كوتاه و كوتاه تر كنید تا زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید.
- در تمام مراحل زندگی مسئولیت كامل اعمالتان را برعهده بگیرید . ازاین كه دیگران را مقصر بدانید و بهانه آورید دست بردارید.
- نگران نباشید كه مردم درباره شما چه فكر می كنند. در واقع آنها اصلاً راجع به شما فكر نمی كنند.
- هنگامی آرامش و اعتماد به نفس را تجربه خواهید كرد كه بدانید كار درست را انجام می دهید، صرف نظر از این كه به چه قیمتی تمام می شود.
- مردم گفته های شما را فراموش می كنند . آنها فقط به آنچه انجام می دهید توجه دارند.
- آرامش فكری را بالاترین هدف زندگی خود قرار دهید و بر اساس آن برای زندگی خود برنامه ریزی كنید.
- از همین امروز تصمیم بگیرید كه یا از موقعیت هایی كه باعث ناراحتی و ایجاد استرس در شما می شود دوری كنید و یا آنها را حل و فصل نمایید.
- زندگی شما بازتاب افكارتان است. اگر افكارتان را تغییر دهید، زندگی تان متحول می شود.
- تمام كسانی را كه تاكنون به هر صورت به شما آسیب رسانده یا شما را آزار داده اند ، ببخشایید و به این ترتیب خودتان را آزاد و رها كنید.
- كنترل كامل پیام هایی را كه به ذهن خودآگاه خود راه می دهید در دست بگیرید.
- وقایع ، تعیین كننده احساسات شما نیست ؛ بلكه واكنش شما نسبت به وقایع است كه احساسات شما را شكل می دهد.
- هر چه با دیگران روابط بهتری داشته باشید، نسبت به خودتان هم احساس بهتری خواهید كرد.
- هرچه خودتان را بیشتر دوست داشته باشید و به خودتان احترام بگذارید دیگران را نیز بیشتر دوست خواهید داشت و به آنها احترام خواهید گذاشت و آنها نیز بیشتر شما را دوست خواهند داشت و به شما احترام خواهند گذاشت.
- بهترین عبارات برای حل یك اختلاف این است: " شاید من اشتباه می كنم". اغلب هم همین طور است ، این را باور كنید.
- عادت قدر شناسی را در خود تقویت كنید. در زندگی شكرگزار و قدردان همه چیزهای خوبی كه دارید باشید.
- عمر كوتاه تر از آن است كه حتی لحظه ای از آن را برای انجام كاری كه دوست ندارید یا برایتان اهمیت ندارد تلف كنید.
- حداقل همان قدر كه برای كارتان تلاش می كنید برای رشد شخصیت تان نیز تلاش كنید.
- هرگاه دلبستگی جدیدی پیدا كنید ، بر نیروی زندگی خود افزوده اید.
فوائد ارتباط عاشقانه در زندگی
انسانها زمانی که به برقرارری ارتباطی معقول و دوست داشتنی موفق می شوند، پاداش و بهره ای سترگ و عظیم را برای خود به ارمغان می آورند. البته هیچ مدرک و شاهدی در رابطه با تاثیر مثبت عشق های تازه و پر تنش و حرارت اولیه ، بر سلامتی مشاهده نشده است.
افرادی که عاشق می شوند مدعی تجربه احساس جذاب ، جالب و پرتکاپو به طور همزمان هستند. اینها همگی می تواند منبعی از استرس باشد. در حالیکه عشق ثابت و متعادل و عمیق می تواند تاثیر مثبت بر سلامتی فرد داشته باشد.
جالب است بدانید که افرادی که دارای ارتباط بلند مدت و خشنود کننده هستند در سنجش ها و معاینات بالینی امتیاز بیشتری کسب کرده اند. رمز این ارتباط موثر به خاطر داشتن احساس برقراری ارتباط با دیگران، دریافت احترام، احساس با ارزشی و احساس تعلق داشتن است.
فوايد ارتباط عاشقانه در زندگي
1- نیاز کمتر برای مراجعه به پزشک :
یکی از فرضیه های توجیهی برای این مزیت این است که افرادی که دارای ارتباط خوب با یکدیگر هستند بهتر از خود مراقبت می کنند. بهترین دوستان شما به شما انگیزه حفظ رژیم غذایی سالم را می دهند.
2-افسردگی و سوء مصرف دارویی کمتر :
تحقیقات ثابت کرده که ازدواج و تاهل باعث کاهش میزان استرس در مردان و زنان می شود ومیزان مصرف مواد مخدر و نوشیدنی های غیر مجاز را به طور قابل ملاحظه ای کاهش می دهد.
3 -کاهش فشار خون: ازدواج موفق و شاد یکی از عوامل تاثیر گذار بر فشار خون می باشد و این مقدار را در حد ایده الی حفظ می کند.
4- کاهش اضطراب: این افراد به دلیل تولید دوپامین بیشتر کمتر دچار اضطراب می شوند.
5- کنترل طبیعی درد:
مطالعات MRI بر روی زوجها ثابت کرده که فعالیت بخشی از مغز این افراد در کنترل درد چشمگیر تر می باشد.
6- مدیریت بهتر استرس:
افرادی که توسط دیگری حمایت می شوند و دیگران آنها را دوست دارند در برخورد با شرایط استرس زا به طور معقول تری برخورد می کنند.
7 -کاهش میزان سرماخوردگی:
افرادی که دارای روابط عاشقانه هستند کمتر دچار استرس، اضطراب و افسردگی می شوند و در نتیجه سیستم ایمنی آنها ارتقا می یابد و در برخورد با عوامل ویروسی و سرما کمتر دچار بیماری خواهند شد.
8- التیام سریعتر:
سرعت التیام زخم یکی دیگر از قدرت های حاصل از روابط عاشقانه است که البته با انجام آزمایش صحت آن تایید شده است.
9- افزایش طول عمر:
سرعت مرگ و میر افراد مجرد به هر دلیل ممکن 58% بیشتر از افراد متاهل است. ازدواج و تاهل و وابستگی با میزان کاهش انزواطلبی در ارتباط است. تنهایی و انزوا طلبی یکی از دلایل اصلی مرگ و میر می باشد.
10- زندگی شادتر:
یکی از بارزترین مزایای عشق، لذت و شادی است. شادی حاصل از تاهل و ازدواج و احساس تعلق بیشتر از درآمد قابل توجه شادی آور و لذت بخش است
- پس براي رسيدن به اهداف بالا:
به همان اندازه که حمایت از همسر و دوست در بحران های زندگی لازم است، بودن در کنار هم و سهیم بودن درشادی یکدیگر نیز دارای اهمیت می باشد.
افرادی که عاشق می شوند مدعی تجربه احساس جذاب ، جالب و پرتکاپو به طور همزمان هستند. اینها همگی می تواند منبعی از استرس باشد. در حالیکه عشق ثابت و متعادل و عمیق می تواند تاثیر مثبت بر سلامتی فرد داشته باشد.
جالب است بدانید که افرادی که دارای ارتباط بلند مدت و خشنود کننده هستند در سنجش ها و معاینات بالینی امتیاز بیشتری کسب کرده اند. رمز این ارتباط موثر به خاطر داشتن احساس برقراری ارتباط با دیگران، دریافت احترام، احساس با ارزشی و احساس تعلق داشتن است.
فوايد ارتباط عاشقانه در زندگي
1- نیاز کمتر برای مراجعه به پزشک :
یکی از فرضیه های توجیهی برای این مزیت این است که افرادی که دارای ارتباط خوب با یکدیگر هستند بهتر از خود مراقبت می کنند. بهترین دوستان شما به شما انگیزه حفظ رژیم غذایی سالم را می دهند.
2-افسردگی و سوء مصرف دارویی کمتر :
تحقیقات ثابت کرده که ازدواج و تاهل باعث کاهش میزان استرس در مردان و زنان می شود ومیزان مصرف مواد مخدر و نوشیدنی های غیر مجاز را به طور قابل ملاحظه ای کاهش می دهد.
3 -کاهش فشار خون: ازدواج موفق و شاد یکی از عوامل تاثیر گذار بر فشار خون می باشد و این مقدار را در حد ایده الی حفظ می کند.
4- کاهش اضطراب: این افراد به دلیل تولید دوپامین بیشتر کمتر دچار اضطراب می شوند.
5- کنترل طبیعی درد:
مطالعات MRI بر روی زوجها ثابت کرده که فعالیت بخشی از مغز این افراد در کنترل درد چشمگیر تر می باشد.
6- مدیریت بهتر استرس:
افرادی که توسط دیگری حمایت می شوند و دیگران آنها را دوست دارند در برخورد با شرایط استرس زا به طور معقول تری برخورد می کنند.
7 -کاهش میزان سرماخوردگی:
افرادی که دارای روابط عاشقانه هستند کمتر دچار استرس، اضطراب و افسردگی می شوند و در نتیجه سیستم ایمنی آنها ارتقا می یابد و در برخورد با عوامل ویروسی و سرما کمتر دچار بیماری خواهند شد.
8- التیام سریعتر:
سرعت التیام زخم یکی دیگر از قدرت های حاصل از روابط عاشقانه است که البته با انجام آزمایش صحت آن تایید شده است.
9- افزایش طول عمر:
سرعت مرگ و میر افراد مجرد به هر دلیل ممکن 58% بیشتر از افراد متاهل است. ازدواج و تاهل و وابستگی با میزان کاهش انزواطلبی در ارتباط است. تنهایی و انزوا طلبی یکی از دلایل اصلی مرگ و میر می باشد.
10- زندگی شادتر:
یکی از بارزترین مزایای عشق، لذت و شادی است. شادی حاصل از تاهل و ازدواج و احساس تعلق بیشتر از درآمد قابل توجه شادی آور و لذت بخش است
- پس براي رسيدن به اهداف بالا:
- ارتباط خود را قوت بخشید.
- اگر مبتلا به اضطراب و افسردگی هستید ، جهت درمان هرچه سریعتر اقدام کنید.
- مهارت ارتباطی و شیوه کنترل و مدیریت گفتگو و بحث ها را آموزش ببینید.
- به انجام امور جذبا، جالب و شادی بخش با شریک و همسر خود بپردازید.
- موفقیت یکدیگر را جشن بگیرید.
به همان اندازه که حمایت از همسر و دوست در بحران های زندگی لازم است، بودن در کنار هم و سهیم بودن درشادی یکدیگر نیز دارای اهمیت می باشد.
درس زندگی : خود را با دیگران مقایسه نکنید
به هیچ عنوان خود را با دیگران مقایسه نکنید، مثلا اگر کسی زودتر به موفقیت رسیده است آنرا ملاک قرار ندهید خود را نیز با آن نسنجید.
اصولا باید توجه داشت شرایطی که افراد مختلف در آن قرار گرفته اند شرایط یکسان و برابر نیست تا نتایج به دست آمده در مورد همه ی آنها یکسان باشد.
هرکسی تحت شرایط درونی و بیرونی خاصّ خود قرار دارد و مسئولیت او نیز مناسب با آن شرایط و امکانات است و طبعا کسی که به چنین امکاناتی دسترسی ندارد، چنان مسئولیتی ندارد.
همواره به این نکته توجه داشته باشد که آیا مسئولیت هایی که بر عهده شما می باشد، و توانایی انجام آن را دارید، به جای آورده اید یا نه؟ وگرنه مقایسه ی خود با دیگران چه بسیار اختلالات مهمی از نظر فکری و معنوی پیش می آورد که شما قادر به مهارکردنش نباشید.
البته مطالعه در احوال دیگران و درک و دریافت اسرار موفقیت یا شکست آنها و درس گرفتن از زندگی دیگران و کشف و شناخت نقاط ضعف و قوّت خویش از این راه، نه تنها مانعی ندارد بلکه لازم است.
ولی این امر به معنای مقایسه ی خود با دیگران نیست.
اصولا باید توجه داشت شرایطی که افراد مختلف در آن قرار گرفته اند شرایط یکسان و برابر نیست تا نتایج به دست آمده در مورد همه ی آنها یکسان باشد.
هرکسی تحت شرایط درونی و بیرونی خاصّ خود قرار دارد و مسئولیت او نیز مناسب با آن شرایط و امکانات است و طبعا کسی که به چنین امکاناتی دسترسی ندارد، چنان مسئولیتی ندارد.
همواره به این نکته توجه داشته باشد که آیا مسئولیت هایی که بر عهده شما می باشد، و توانایی انجام آن را دارید، به جای آورده اید یا نه؟ وگرنه مقایسه ی خود با دیگران چه بسیار اختلالات مهمی از نظر فکری و معنوی پیش می آورد که شما قادر به مهارکردنش نباشید.
البته مطالعه در احوال دیگران و درک و دریافت اسرار موفقیت یا شکست آنها و درس گرفتن از زندگی دیگران و کشف و شناخت نقاط ضعف و قوّت خویش از این راه، نه تنها مانعی ندارد بلکه لازم است.
ولی این امر به معنای مقایسه ی خود با دیگران نیست.
۱۳۸۸ خرداد ۱۹, سهشنبه
اشتباه رايج درباره چشمها
هر چيزي كه ويتامين «آ» داشته باشد، به درد چشم ميخورد؛ چه هويج باشد، چه هر ميوه و سبزي ديگر. با يك رژيم غذايي متعادل براحتي ميتوانيد ويتامين «آ» مورد نياز چشمتان را تامين كنيد.
1) اينقدر نزديك تلويزيون ننشين؛ چشمت ضعيف ميشود!
حتما شما هم وقتي كمسنوسال بودهايد، اين توصيه را شنيدهايد ولي انجمن چشمپزشكان آمريكا ميگويد اين توصيه، پايه علمي ندارد. چشم اغلب بچهها قادر است نگاه از فاصله نزديك را بدون هيچ مشكلي تحمل كند.
البته بعضي بچهها هم هستند كه چشمشان نزديكبين است و به همين دليل، خيلي نزديك به تلويزيون مينشينند. اين دو را نبايد با هم اشتباه كرد.
2) كامپيوتر چه ربطي دارد به خستگي چشم؟
ربطش اين است كه وقتي زياد جلوي مونيتور مينشينيد، كمتر پلك ميزنيد. وقتي كمتر پلك ميزنيد، خشكي چشم به سراغتان ميآيد و عضلات چشمتان خسته ميشود. چارهاش اين است كه هر 20 دقيقه يكبار به چشمتان استراحت بدهيد و به يك نقطه دور خيره شويد.
3) اگر ميخواهي چشمت پرنور شود، تا ميتواني هويج بخور!
هيچ لزومي به اين هويجدرماني نيست. هر چيزي كه ويتامين «آ» داشته باشد، به درد چشم ميخورد؛ چه هويج باشد، چه هر ميوه و سبزي ديگر. با يك رژيم غذايي متعادل براحتي ميتوانيد ويتامين «آ» مورد نياز چشمتان را تامين كنيد.
4) شبكوري مختص پسربچههاست
البته شبكوري در پسربچهها شايعتر است (8 برابر دختربچهها)؛ ولي در دختربچهها هم ديده ميشود.
5) ضعف چشم كه ارثي نيست!
اتفاقا هست. اگر پدر و مادري چشمشان ضعيف باشد، معمولا فرزندشان هم چشمش ضعيف ميشود. حتي عينكي شدن هم در بچههايي كه پدر يا مادرشان عينكي است، شيوع بيشتري دارد.
6) ممكن نيست پدر و مادري چشمآبي، فرزندي با چشم قهوهاي داشته باشند
اگرچه خيلي نادر است، ولي كاملا ممكن است؛ چون ژنهاي متعددي در تعيين رنگ چشم دخالت دارند. هر فرد دو الگو از هر ژن دارد كه هر كدامش را از يكي از والدينش به ارث ميبرد. در واقع، به جاي آن كه دو ژن اصلي در اين مورد دخالت داشته باشند، يك ژن وجود دارد كه رنگ قهوهاي يا آبي را كنترل ميكند و يكي رنگ سبز يا رنگ فندقي را. پس اين امكان وجود دارد كه پدر و مادري چشمآبي، كودكي با چشمهاي قهوهاي داشته باشند (يا برعكس).
7) چشم انسان از چشم همه جانوران قويتر است
اصلا اينطور نيست. يك نمونه دمدستياش گربهها هستند كه حتما ديدهايد چشمشان در تاريكي ميدرخشد. پشت شبكيه چشم گربهها لايه آينهمانندي از سلولهاي منعكسكننده نور وجود دارد كه نورِ تابيدهشده به شبكيه را منعكس ميكند و موجب ميشود سلولهاي چشم گربه، دو بار در معرض نور قرار بگيرند و در نتيجه، در تاريكي خيلي بهتر از ما انسانها ببينند. وجود اين لايه به علاوه مردمك بيضيشكل گربهها باعث ميشود كه آنها فقط با يكششم نوري كه ما براي ديدن نياز داريم، به وضوح همه چيز را ببينند.
1) اينقدر نزديك تلويزيون ننشين؛ چشمت ضعيف ميشود!
حتما شما هم وقتي كمسنوسال بودهايد، اين توصيه را شنيدهايد ولي انجمن چشمپزشكان آمريكا ميگويد اين توصيه، پايه علمي ندارد. چشم اغلب بچهها قادر است نگاه از فاصله نزديك را بدون هيچ مشكلي تحمل كند.
البته بعضي بچهها هم هستند كه چشمشان نزديكبين است و به همين دليل، خيلي نزديك به تلويزيون مينشينند. اين دو را نبايد با هم اشتباه كرد.
2) كامپيوتر چه ربطي دارد به خستگي چشم؟
ربطش اين است كه وقتي زياد جلوي مونيتور مينشينيد، كمتر پلك ميزنيد. وقتي كمتر پلك ميزنيد، خشكي چشم به سراغتان ميآيد و عضلات چشمتان خسته ميشود. چارهاش اين است كه هر 20 دقيقه يكبار به چشمتان استراحت بدهيد و به يك نقطه دور خيره شويد.
3) اگر ميخواهي چشمت پرنور شود، تا ميتواني هويج بخور!
هيچ لزومي به اين هويجدرماني نيست. هر چيزي كه ويتامين «آ» داشته باشد، به درد چشم ميخورد؛ چه هويج باشد، چه هر ميوه و سبزي ديگر. با يك رژيم غذايي متعادل براحتي ميتوانيد ويتامين «آ» مورد نياز چشمتان را تامين كنيد.
4) شبكوري مختص پسربچههاست
البته شبكوري در پسربچهها شايعتر است (8 برابر دختربچهها)؛ ولي در دختربچهها هم ديده ميشود.
5) ضعف چشم كه ارثي نيست!
اتفاقا هست. اگر پدر و مادري چشمشان ضعيف باشد، معمولا فرزندشان هم چشمش ضعيف ميشود. حتي عينكي شدن هم در بچههايي كه پدر يا مادرشان عينكي است، شيوع بيشتري دارد.
6) ممكن نيست پدر و مادري چشمآبي، فرزندي با چشم قهوهاي داشته باشند
اگرچه خيلي نادر است، ولي كاملا ممكن است؛ چون ژنهاي متعددي در تعيين رنگ چشم دخالت دارند. هر فرد دو الگو از هر ژن دارد كه هر كدامش را از يكي از والدينش به ارث ميبرد. در واقع، به جاي آن كه دو ژن اصلي در اين مورد دخالت داشته باشند، يك ژن وجود دارد كه رنگ قهوهاي يا آبي را كنترل ميكند و يكي رنگ سبز يا رنگ فندقي را. پس اين امكان وجود دارد كه پدر و مادري چشمآبي، كودكي با چشمهاي قهوهاي داشته باشند (يا برعكس).
7) چشم انسان از چشم همه جانوران قويتر است
اصلا اينطور نيست. يك نمونه دمدستياش گربهها هستند كه حتما ديدهايد چشمشان در تاريكي ميدرخشد. پشت شبكيه چشم گربهها لايه آينهمانندي از سلولهاي منعكسكننده نور وجود دارد كه نورِ تابيدهشده به شبكيه را منعكس ميكند و موجب ميشود سلولهاي چشم گربه، دو بار در معرض نور قرار بگيرند و در نتيجه، در تاريكي خيلي بهتر از ما انسانها ببينند. وجود اين لايه به علاوه مردمك بيضيشكل گربهها باعث ميشود كه آنها فقط با يكششم نوري كه ما براي ديدن نياز داريم، به وضوح همه چيز را ببينند.
جام جم آنلاين: دكتر محمد كياسالار
مدیریت استرس
گر شما هم مثل من باشيد، در هنگام استرس، گفتوگو كردن برايتان مشكل خواهد بود.
اساسا بهطور علمي اينكار غيرممكن است. بدن انسان عكسالعملي از خود نشان ميدهد كه باعث اضطراب شخص ميشود. البته اين موارد نه تنها خود شخص را ميآزارد بلكه باعث آزار افراد مقابل نيز ميشود.
احساسات خود را باور كنيد:
هيچوقت بهخودتان نگوييد كه شما نبايد آنچه را انجام ميدهيد احساس كنيد.(جلوي احساس خود را نگيريد). نگوييد: من الان نبايد دچار استرس شوم. شما بايد هميشه احساسات خود را قبول كنيد در غيراين صورت آن احساسات بهزودي بر شما غلبه ميكنند. اگر شما قبول كنيد كه استرس داريد يك قدم جلو هستيد و بهتر ميتوانيد بر آن غلبه كنيد.
مسئوليت احساسات خود را قبول كنيد :
خالي كردن حالات استرس خود روي ديگران بسيار كار سادهاي است. ولي سعي كنيد كه هيچوقت با ديگران رفتار نامناسبي نداشته باشيد. اگر با ديگران بر خلاف ميل آنها رفتار كنيد باعث ميشود كه آنها ناراحت شده و ناراحتي خود را بر سر شما خالي كنند.
سرزنش كردن فقط باعث استرس بيشتر شما ميشود. زيرا اشتياق، خود مستقيما با عوامل قابل كنترل شما در ارتباط است. آنچه غيرقابل دسترسي است شما را مشتاق ميكند. اگر شما همسرتان را بهخاطر داد زدن سرزنش ميكنيد پس تنها راهحل اين است كه همسرتان صدايش را پايين بياورد. كه در اين حالت اشتياق و استرس هر دوي شما افزايش مييابد زيرا شما نميتوانيد تاثير زيادي روي صداي همسرتان داشته باشيد.
اما زمانيكه شما مسئوليت كار خود را قبول كرديد آن وقت فاكتور سرزنش كردن از بين ميرود. و شما با واقعيت روبهرو شده و قرباني ديگران نميشويد و ميتوانيد كنترل احساسات خود را در دست بگيريد لذا مسئوليت شما باعث ميشود تا نسبت به احساسات خود كاري انجام دهيد. اگر شخصي باعث اضطراب شما ميشود، او را صدا كنيد و به او بگوييد چه احساسي نسبت به او داريد و چرا اين احساس را داريد و چه ميتوان كرد كه اين احساس از بين برود. اين موضوع را با سرزنش كردن آنها بدتر نكنيد. هميشه راجع به مشكل خود فكر كنيد، نه راجع به شخص بهخصوصي.
نفس كشيدن :
زمانيكه اضطراب وجود شما را فرا ميگيرد، ناخودآگاه نفسهاي كوتاه ميكشيد. اين اولين مرحله قبل از جدال و يا خاموشي و سكوت است كه اينها خود باعث صدمه زدن به گفتوگو ميشود. بنابراين در اين مواقع نفسهاي عميق بكشيد، اين كار باعث كاهش اضطراب ميگردد.
استراحت كوتاهي بكنيد :
از صحنه خارج شدن هميشه فكر شما را تازه ميكند. البته نيازي به سفرهاي بلندمدت نيست بلكه يك استراحت كوتاهمدت تنها چيزي است كه به آن نياز داريد. قدم زدن و يا تمرين در باشگاه ورزشي كافي است. بهتر است فعاليت كنيد تا هورمونهاي مخالف و ضدحالتهاي فعلي در شما ايجاد شود. ورزش هميشه باعث ريلكس شدن بدن ميشود. دوري از محل اضطراب باعث آرامش فكر شده و فرصتي جهت مقابله با مشكل به شما ميدهد. حتما سعي كنيد بعد از استراحت مشكل را با طرف مقابل بازگو كنيد در غيراين صورت فقط وقفهاي در مشكل بهوجود آمده است بدون آنكه مشكل شما بر طرف گردد.
انعطاف پذير باشيد:
استرس غيرقابل اجتناب است و مانند طلوع و غروب خورشيد اتفاق ميافتد. پس بهترين راه مبارزه با آن تغيير رفتار و برخورد با ديگران است. نرم باشيد نه سخت. با توجه به كلام افراد نشانههاي استرس را تشخيص داده و سپس خودتان را با آن تطبيق دهيد. با كمي انحراف و گذشتن از علائق خود ديگران را در بهدست آوردن نيازهايشان كمك كنيد. نيازي به سختي كشيدن و تحمل سفرهاي دور و دراز نيست فقط به صحبتهاي ديگران گوش دهيد و توجه داشته باشيد كه اين روش به خوبي باعث كاهش استرس ميگردد.
راجع به مشكل بعد از وقوع آن صحبت كرده و بحث كنيد:
اين موضوع را اگر با موضوع قبلي يعني انعطاف پذيري ادغام كنيد ميتوانيد افراد مضطرب را كنترل كنيد. شما حتما بايد بعد از يك اتفاق تنشزا (بعد از آرام شدن) راجع به آن صحبت كنيد
در غير اين صورت آن مشكل به شكل فجيع تري تكرار خواهد شد.
اگر شخصي را ميشناسيد كه زود عصباني ميشود به او بگوييد كه موضوع زير را بخواند.
اضطراب و استرس شيميايي:
3 مورد ذكر شده زير باعث استرس و اضطراب شده و شما بايد از آنها دوري كنيد.
از ديــگران راجـع بــه عكس العمل هاي خودتان در هنگام استرس سؤال كنيد :
شما حتما بايد اينكار را بكنيد زيرا در موقع استرس متوجه بسياري از مسائل و رفتارهايي كه از شما سر ميزند نيستيد و فراموشي كوتاه مدت اجازه بازيابي مسائل را به شما نميدهد. همچنين اطلاعيافتن از رفتارهايتان ميتواند به شما كمك شاياني بكند. اگر ديگران بگويند كه شما در هنگام استرس فرياد ميزنيد، بهخود آمده و خواهيد دانست كه بايد استرس خود را كاهش داده و سپس به گفتوگو بپردازيد.
اساسا بهطور علمي اينكار غيرممكن است. بدن انسان عكسالعملي از خود نشان ميدهد كه باعث اضطراب شخص ميشود. البته اين موارد نه تنها خود شخص را ميآزارد بلكه باعث آزار افراد مقابل نيز ميشود.
احساسات خود را باور كنيد:
هيچوقت بهخودتان نگوييد كه شما نبايد آنچه را انجام ميدهيد احساس كنيد.(جلوي احساس خود را نگيريد). نگوييد: من الان نبايد دچار استرس شوم. شما بايد هميشه احساسات خود را قبول كنيد در غيراين صورت آن احساسات بهزودي بر شما غلبه ميكنند. اگر شما قبول كنيد كه استرس داريد يك قدم جلو هستيد و بهتر ميتوانيد بر آن غلبه كنيد.
مسئوليت احساسات خود را قبول كنيد :
خالي كردن حالات استرس خود روي ديگران بسيار كار سادهاي است. ولي سعي كنيد كه هيچوقت با ديگران رفتار نامناسبي نداشته باشيد. اگر با ديگران بر خلاف ميل آنها رفتار كنيد باعث ميشود كه آنها ناراحت شده و ناراحتي خود را بر سر شما خالي كنند.
سرزنش كردن فقط باعث استرس بيشتر شما ميشود. زيرا اشتياق، خود مستقيما با عوامل قابل كنترل شما در ارتباط است. آنچه غيرقابل دسترسي است شما را مشتاق ميكند. اگر شما همسرتان را بهخاطر داد زدن سرزنش ميكنيد پس تنها راهحل اين است كه همسرتان صدايش را پايين بياورد. كه در اين حالت اشتياق و استرس هر دوي شما افزايش مييابد زيرا شما نميتوانيد تاثير زيادي روي صداي همسرتان داشته باشيد.
اما زمانيكه شما مسئوليت كار خود را قبول كرديد آن وقت فاكتور سرزنش كردن از بين ميرود. و شما با واقعيت روبهرو شده و قرباني ديگران نميشويد و ميتوانيد كنترل احساسات خود را در دست بگيريد لذا مسئوليت شما باعث ميشود تا نسبت به احساسات خود كاري انجام دهيد. اگر شخصي باعث اضطراب شما ميشود، او را صدا كنيد و به او بگوييد چه احساسي نسبت به او داريد و چرا اين احساس را داريد و چه ميتوان كرد كه اين احساس از بين برود. اين موضوع را با سرزنش كردن آنها بدتر نكنيد. هميشه راجع به مشكل خود فكر كنيد، نه راجع به شخص بهخصوصي.
نفس كشيدن :
زمانيكه اضطراب وجود شما را فرا ميگيرد، ناخودآگاه نفسهاي كوتاه ميكشيد. اين اولين مرحله قبل از جدال و يا خاموشي و سكوت است كه اينها خود باعث صدمه زدن به گفتوگو ميشود. بنابراين در اين مواقع نفسهاي عميق بكشيد، اين كار باعث كاهش اضطراب ميگردد.
استراحت كوتاهي بكنيد :
از صحنه خارج شدن هميشه فكر شما را تازه ميكند. البته نيازي به سفرهاي بلندمدت نيست بلكه يك استراحت كوتاهمدت تنها چيزي است كه به آن نياز داريد. قدم زدن و يا تمرين در باشگاه ورزشي كافي است. بهتر است فعاليت كنيد تا هورمونهاي مخالف و ضدحالتهاي فعلي در شما ايجاد شود. ورزش هميشه باعث ريلكس شدن بدن ميشود. دوري از محل اضطراب باعث آرامش فكر شده و فرصتي جهت مقابله با مشكل به شما ميدهد. حتما سعي كنيد بعد از استراحت مشكل را با طرف مقابل بازگو كنيد در غيراين صورت فقط وقفهاي در مشكل بهوجود آمده است بدون آنكه مشكل شما بر طرف گردد.
انعطاف پذير باشيد:
استرس غيرقابل اجتناب است و مانند طلوع و غروب خورشيد اتفاق ميافتد. پس بهترين راه مبارزه با آن تغيير رفتار و برخورد با ديگران است. نرم باشيد نه سخت. با توجه به كلام افراد نشانههاي استرس را تشخيص داده و سپس خودتان را با آن تطبيق دهيد. با كمي انحراف و گذشتن از علائق خود ديگران را در بهدست آوردن نيازهايشان كمك كنيد. نيازي به سختي كشيدن و تحمل سفرهاي دور و دراز نيست فقط به صحبتهاي ديگران گوش دهيد و توجه داشته باشيد كه اين روش به خوبي باعث كاهش استرس ميگردد.
راجع به مشكل بعد از وقوع آن صحبت كرده و بحث كنيد:
اين موضوع را اگر با موضوع قبلي يعني انعطاف پذيري ادغام كنيد ميتوانيد افراد مضطرب را كنترل كنيد. شما حتما بايد بعد از يك اتفاق تنشزا (بعد از آرام شدن) راجع به آن صحبت كنيد
در غير اين صورت آن مشكل به شكل فجيع تري تكرار خواهد شد.
اگر شخصي را ميشناسيد كه زود عصباني ميشود به او بگوييد كه موضوع زير را بخواند.
اضطراب و استرس شيميايي:
3 مورد ذكر شده زير باعث استرس و اضطراب شده و شما بايد از آنها دوري كنيد.
- الف) نيكوتين: اين ماده هم در كوتاه مدت باعث آرامش شده ولي در درازمدت به فرد صدمه ميزند. اگرچه كشيدن يك سيگار در همان لحظه باعث آرامش ميگردد ولي ضربان قلب را افزايش داده و نفسها را كوتاه ميكند و ضررهاي بيشمار ديگري نيز دارد.
- ب) كافئين: از اين داروي محرك دوري كنيد به جاي قهوه از يك نوشابه ديگربا كافئين كمتر مثل چاي استفاده كنيد.
- ج) شكر: غذاهاي شيرين باعث افزايش گلوكز ميشود. ميتوانيد از غذاهايي با شكر كمتر استفاده كنيد مثل انواع نان سبوسدار.
از ديــگران راجـع بــه عكس العمل هاي خودتان در هنگام استرس سؤال كنيد :
شما حتما بايد اينكار را بكنيد زيرا در موقع استرس متوجه بسياري از مسائل و رفتارهايي كه از شما سر ميزند نيستيد و فراموشي كوتاه مدت اجازه بازيابي مسائل را به شما نميدهد. همچنين اطلاعيافتن از رفتارهايتان ميتواند به شما كمك شاياني بكند. اگر ديگران بگويند كه شما در هنگام استرس فرياد ميزنيد، بهخود آمده و خواهيد دانست كه بايد استرس خود را كاهش داده و سپس به گفتوگو بپردازيد.
رابطه شغل و دندانهای شما
شغل شما میتواند روی دندانهای تان اثر بگذارد. یک دندانپزشک ماهر در بسیاری مواقع میتواند با مشاهده دندانهای شما تشخیص دهد که تقریبا چه شغلی دارید.
در محیط شغلی بسیاری از حرفهها، مواد و وسایلی وجود دارند که میتوانند ردپای مشخصی روی دندانها بر جای بگذارند. در بیشتر اوقات این نشانهها بسیار واضحاند.
اگر شما بدانید که در محیط حرفهای تان چه خطراتی دندانهای شما را تهدید میکند، میتوانید با اقدامات مناسب از آن پیشگیری کنید.
دکتر شیرین معماران، متخصص پروتزهای دندانی
خانم دکتر! چرا بسیاری از خیاطها، شیارهای واضحی روی دندانهای جلوییشان دارند؟
خب؛ بسیاری از شیارهای به وجود آمده روی دندانهای جلویی و کناری این افراد، ناشی از عادتهای شغلی آنهاست. بسیاری از خیاطها عادت دارند هنگام کار، سوزن تهگرد را بین دندانهای جلویی فک بالا و پایین خود قرار دهند و یا عادت دارند نخ را با دندانهای جلویی خود ببرند. این عادت شغلی ممکن است در کوتاهمدت اثری روی ساختمان دندانهای افراد نداشته باشد. ولی وقتی این عمل سی چهل سال تکرار میشود، آن وقت آثار مخرب خود را روی بافت سخت دندان بر جای میگذارد.
مثلا چه اثری؟
بافت دندان از مینا و عاج تشکیل شده است. مینای دندان یکی از سختترین مواد موجود در بدن انسان است، ولی جنس آن از کریستالهای شکننده است. وقتی شما عادت داشته باشید، دایما مواد سایندهای مثل نخ و یا سوزن را با سطح آن تماس دهید، سطح این دندانها در طول سالها دچار آسیب و سایش میشود و این آسیب در بلندمدت به شکل فرورفتگیهایی به خصوص در لبه دندانهای جلویی فک پایین درخواهد آمد.
توصیه من به صاحبان این شغل این است که از دندان خود به عنوان ابزار کار استفاده نکنند، چون این سایشها علاوه بر اینکه ظاهر دندانها را نازیبا میکنند، میتوانند باعث پوسیدگی و حتی حساسیت دندانها شوند.
در مورد نجارها هم به همین ترتیب است؟
بله. برخی از نجارها هنگام کوبیدن میخ به وسایل چوبی عادت دارند میخ را بین دندانهای جلوییشان نگه دارند. میخ یک قطعه فلزی است که در اثر تماس مداوم و ضربه زدن به دندانها، مینای دندانها را میشکند و یا سایش میدهد.
اگر کسی در محیطی کار کند که دایم با خوراکیهای شیرین سر و کار داشته باشد، آیا ممکن است دندانهایش زودتر پوسیده شود؟
بله. این خطری است که دندانهای برخی از افراد مثل قنادها و کارگران قنادیها را تهدید میکند، چون در محیطی که این افراد کار میکنند، مواد قندی که یکی از عوامل اصلی پوسیدگی دندانی هستند، به مقدار زیاد وجود دارند. اگر این افراد عادت داشته باشند، دایما این خوراکیهای شیرین را در محل کارشان بچشند، محیط دهان شان دایما اسیدی خواهد بود. در محیط اسیدی، ساختمان معدنی دندان، حل میشود، بنابراین پوسیدگیهای دندانی، خیلی زود سر و کلهشان در دهان این افراد پیدا میشود.
توصیه من به صاحبان این مشاغل این است که در صورت امکان کمتر از شیرینیها در طی ساعات کاریشان استفاده کنند و یا اگر عادت به چشیدن مواد شیرین دارند، بلافاصله پس از خوردن شیرینی، دهانشان را بشویند و یا از آدامسهای بدون قند استفاده کنند.
راست است که میگویند کار در کارخانهها هم میتواند باعث پوسیدگی دندان شود؟
بله، در برخی از کارخانجات که کارگران با مواد شیمیایی خاص سر و کار دارند، این مواد شیمیایی میتوانند روی بافت دندانها تایثر بگذارند. در این شرایط استفاده از ماسکهای ایمنی و پوشاندن دهان و بینی با این ماسکها میتواند از تماس مداوم مواد با بافت دندانها پیشگیری کند. برخی از این مواد شیمیایی و بخارات آنها، حالت اسیدی دارند که تنفس مداوم این بخارات و تماس آنها با دندانها میتواند باعث پوسیدگی دندانها شود.
آیا برعکس این ماجرا هم وجود دارد؛ یعنی آیا مشاغلی هستند که شانس پوسیدگی دندانها را کاهش دهند؟
البته؛ در برخی از حرفهها که با سلامت افراد جامعه سر و کار دارند مثل پزشکان، پرستاران، دندانپزشکان و پرسنل بهداشتی و درمانی، این اتفاق شاید پیش بیاید. از آنجایی که شغل این افراد با سلامت و بهداشت جامعه در ارتباط است و دایما در محیط کار خودشان، آخرین نکات و دستاوردهای بهداشتی، شنیده یا خوانده و یا به مردم آموزش داده میشود، باعث میشود این گروه از افراد توجه بیشتری به حفظ سلامتی و بهداشت دهان و دندانهای شان داشته باشند و یا در فواصل منظمتری برای چکاپ به دندانپزشکان مراجعه کنند.
در محیط شغلی بسیاری از حرفهها، مواد و وسایلی وجود دارند که میتوانند ردپای مشخصی روی دندانها بر جای بگذارند. در بیشتر اوقات این نشانهها بسیار واضحاند.
اگر شما بدانید که در محیط حرفهای تان چه خطراتی دندانهای شما را تهدید میکند، میتوانید با اقدامات مناسب از آن پیشگیری کنید.
دکتر شیرین معماران، متخصص پروتزهای دندانی
خانم دکتر! چرا بسیاری از خیاطها، شیارهای واضحی روی دندانهای جلوییشان دارند؟
خب؛ بسیاری از شیارهای به وجود آمده روی دندانهای جلویی و کناری این افراد، ناشی از عادتهای شغلی آنهاست. بسیاری از خیاطها عادت دارند هنگام کار، سوزن تهگرد را بین دندانهای جلویی فک بالا و پایین خود قرار دهند و یا عادت دارند نخ را با دندانهای جلویی خود ببرند. این عادت شغلی ممکن است در کوتاهمدت اثری روی ساختمان دندانهای افراد نداشته باشد. ولی وقتی این عمل سی چهل سال تکرار میشود، آن وقت آثار مخرب خود را روی بافت سخت دندان بر جای میگذارد.
مثلا چه اثری؟
بافت دندان از مینا و عاج تشکیل شده است. مینای دندان یکی از سختترین مواد موجود در بدن انسان است، ولی جنس آن از کریستالهای شکننده است. وقتی شما عادت داشته باشید، دایما مواد سایندهای مثل نخ و یا سوزن را با سطح آن تماس دهید، سطح این دندانها در طول سالها دچار آسیب و سایش میشود و این آسیب در بلندمدت به شکل فرورفتگیهایی به خصوص در لبه دندانهای جلویی فک پایین درخواهد آمد.
توصیه من به صاحبان این شغل این است که از دندان خود به عنوان ابزار کار استفاده نکنند، چون این سایشها علاوه بر اینکه ظاهر دندانها را نازیبا میکنند، میتوانند باعث پوسیدگی و حتی حساسیت دندانها شوند.
در مورد نجارها هم به همین ترتیب است؟
بله. برخی از نجارها هنگام کوبیدن میخ به وسایل چوبی عادت دارند میخ را بین دندانهای جلوییشان نگه دارند. میخ یک قطعه فلزی است که در اثر تماس مداوم و ضربه زدن به دندانها، مینای دندانها را میشکند و یا سایش میدهد.
اگر کسی در محیطی کار کند که دایم با خوراکیهای شیرین سر و کار داشته باشد، آیا ممکن است دندانهایش زودتر پوسیده شود؟
بله. این خطری است که دندانهای برخی از افراد مثل قنادها و کارگران قنادیها را تهدید میکند، چون در محیطی که این افراد کار میکنند، مواد قندی که یکی از عوامل اصلی پوسیدگی دندانی هستند، به مقدار زیاد وجود دارند. اگر این افراد عادت داشته باشند، دایما این خوراکیهای شیرین را در محل کارشان بچشند، محیط دهان شان دایما اسیدی خواهد بود. در محیط اسیدی، ساختمان معدنی دندان، حل میشود، بنابراین پوسیدگیهای دندانی، خیلی زود سر و کلهشان در دهان این افراد پیدا میشود.
توصیه من به صاحبان این مشاغل این است که در صورت امکان کمتر از شیرینیها در طی ساعات کاریشان استفاده کنند و یا اگر عادت به چشیدن مواد شیرین دارند، بلافاصله پس از خوردن شیرینی، دهانشان را بشویند و یا از آدامسهای بدون قند استفاده کنند.
راست است که میگویند کار در کارخانهها هم میتواند باعث پوسیدگی دندان شود؟
بله، در برخی از کارخانجات که کارگران با مواد شیمیایی خاص سر و کار دارند، این مواد شیمیایی میتوانند روی بافت دندانها تایثر بگذارند. در این شرایط استفاده از ماسکهای ایمنی و پوشاندن دهان و بینی با این ماسکها میتواند از تماس مداوم مواد با بافت دندانها پیشگیری کند. برخی از این مواد شیمیایی و بخارات آنها، حالت اسیدی دارند که تنفس مداوم این بخارات و تماس آنها با دندانها میتواند باعث پوسیدگی دندانها شود.
آیا برعکس این ماجرا هم وجود دارد؛ یعنی آیا مشاغلی هستند که شانس پوسیدگی دندانها را کاهش دهند؟
البته؛ در برخی از حرفهها که با سلامت افراد جامعه سر و کار دارند مثل پزشکان، پرستاران، دندانپزشکان و پرسنل بهداشتی و درمانی، این اتفاق شاید پیش بیاید. از آنجایی که شغل این افراد با سلامت و بهداشت جامعه در ارتباط است و دایما در محیط کار خودشان، آخرین نکات و دستاوردهای بهداشتی، شنیده یا خوانده و یا به مردم آموزش داده میشود، باعث میشود این گروه از افراد توجه بیشتری به حفظ سلامتی و بهداشت دهان و دندانهای شان داشته باشند و یا در فواصل منظمتری برای چکاپ به دندانپزشکان مراجعه کنند.
۱۳۸۸ خرداد ۱۸, دوشنبه
7 روش رسیدن به ارزوها
1- روياهايتان را وسعت دهيد و با شور و اشتياق به آنها بپردازيد
روياهاي بزرگ در انسان انگيزه و تحرك ايجاد ميكنند. زمانيكه به روياهايتان ميانديشيد به سمت مسيري كه به آن علاقهمند هستيد راهي باز ميكنيد. آرزوهايتان را مرتبا در ذهن آوريد زيرا در همين روياهاست كه ميتوانيد به انرژي و شور و شوقي كه شما را به حركت وامي دارد، دست يابيد. به خاطر داشته باشيد تمام چيزهايي كه هماكنون در اطرافتان وجود دارند با يك فكر و يك نيت آغاز شدهاند.
2- برنامهريزي كنيد
براي آنكه در مسير رسيدن به آرزوها پيش رويد، براي خودتان اهداف مياني تعيين كنيد. رمز موفقيت آن است كه هدفتان مشخص و ملموس باشد. ميخواهيد بعد از 6 ماه، يكسال و يا 2 سال چه كاري انجام دهيد؟ به كجا ميخواهيد برويد؟ برنامه عملي بريزيد و به اين ترتيب يك رؤيا به واقعيت تبديل ميشود. روي مقصد و هدفتان تمركز كنيد چراكه بدون هدف تمام انرژيتان بهدليل اجابت خواستههاي ديگران به سرعت مصرف ميشود و يا در اثر برآوردهكردن نيازهاي لحظهاي به هدر خواهد رفت.
3- وارد عمل شويد
افرادي كه به روياهايشان جامه عمل ميپوشانند، هر كاري كه لازم باشد انجام ميدهند حتي اگر آن عمل هميشه جالب و خوشايند نباشد. براي پيشروي در اين مسير چه اقدامات خاصي بايد انجام دهيد؟ در راه رسيدن به هدف اجازه ندهيد حتي يك روز هم بدون هيچ سعي و اقدامي هر چند كوچك مثل يك تلفن، مطالعه، كلاس و... از دست برود. روزي از راه خواهد رسيد كه وقتي به گذشته نگاهي مياندازيد خواهيد ديد كه با همين قدمهاي كوچك همه مسير را طي كردهايد.
4- مسئوليت همه اتفاقات را بپذيريد
براي توجيه عدمفعاليت و تنبلي خود بهدنبال عذر و بهانه و يا دلايل متعدد نباشيد. واقعيت زندگيتان را خودتان ميسازيد؛ پس اين شما هستيد كه بايد فرمان دهيد. نتيجه دلخواهتان را نميگيريد؟ به جاي گلهگزاري از اين و آن، دنيا و يا حتي از خودتان، به جاي آنكه در زندگي نقش يك قرباني و يا فردي كه كشته شده است را بازي كنيد، رويكرد و راه و روش زندگيتان را تغيير دهيد و بهدنبال روشهاي ديگري باشيد. اگر انتظار داريد كه با تكرار كارهاي گذشته به نتايج جديدي برسيد، اشتباه كردهايد.
5- ياد بگيريد از احساساتتان استفاده كنيد
افرادي كه روياهايشان به حقيقت پيوسته، افكار و احساسات مثبت را در خود پرورش ميدهند و ميدانند كه چگونه دست از احساسات منفي و فلج كنندهاي چون ترس، اضطراب، نااميدي، ترديد، ناتواني، درماندگي و احساس گناه دست بكشند. زمانيكه يك رؤيا به حقيقت ميپيوندد، 80درصد بستگي به آن دارد كه روي افكار و احساساتتان تسلط داشته باشيد و 20درصد بقيه مربوط به كنترل وقت و زمان ميشود.
6- انتخابات و تصميماتتان همواره روي اطرفيانتان تاثير ميگذارد
مطمئن شويد كه آنان نظرات شما را درك و در اين را ه شما را تشويق ميكنند. همچنين با انتخاب دوستان، خواندنيها و برنامههاي راديويي و تلويزيوني، محيطي بهوجود آوريد كه به شما انگيزه و دلگرمي دهد. به سراغ رسانههايي كه در شما ايجاد ترس ميكنند نرويد. درصورت لزوم، از طريق افراد و گفتوگوهايي كه به شما اعتمادبهنفس و حس ارزشمندي ميدهند كمك بگيريد.
7- مهم تر از همه، صبور باشيد
عصر حاضر، عصر سرعت وتكنولوژي است و ما در دورهاي زندگي ميكنيم كه خواستهها و نيازهايمان فورا برآورده ميشوند اما آرزوهاي بزرگ با گذشت زمان تحقق مييابند. ما نميتوانيم سر اين واقعيت كلاه بگذاريم. در عوض، زمانيكه اين آرزوها به حقيقت ميپيوندند، رضايت خاطر، شعف و شادي زيادي به همراه دارند. بنابراين به راهتان ادامه دهيد و بر اين باور باشيد كه به هدف خواهيد رسيد. ياد بگيريد از مسيري كه طي ميكنيد لذت ببريد و در طول راه به سعي و تلاشتان پاداش بدهيد.
روياهاي بزرگ در انسان انگيزه و تحرك ايجاد ميكنند. زمانيكه به روياهايتان ميانديشيد به سمت مسيري كه به آن علاقهمند هستيد راهي باز ميكنيد. آرزوهايتان را مرتبا در ذهن آوريد زيرا در همين روياهاست كه ميتوانيد به انرژي و شور و شوقي كه شما را به حركت وامي دارد، دست يابيد. به خاطر داشته باشيد تمام چيزهايي كه هماكنون در اطرافتان وجود دارند با يك فكر و يك نيت آغاز شدهاند.
2- برنامهريزي كنيد
براي آنكه در مسير رسيدن به آرزوها پيش رويد، براي خودتان اهداف مياني تعيين كنيد. رمز موفقيت آن است كه هدفتان مشخص و ملموس باشد. ميخواهيد بعد از 6 ماه، يكسال و يا 2 سال چه كاري انجام دهيد؟ به كجا ميخواهيد برويد؟ برنامه عملي بريزيد و به اين ترتيب يك رؤيا به واقعيت تبديل ميشود. روي مقصد و هدفتان تمركز كنيد چراكه بدون هدف تمام انرژيتان بهدليل اجابت خواستههاي ديگران به سرعت مصرف ميشود و يا در اثر برآوردهكردن نيازهاي لحظهاي به هدر خواهد رفت.
3- وارد عمل شويد
افرادي كه به روياهايشان جامه عمل ميپوشانند، هر كاري كه لازم باشد انجام ميدهند حتي اگر آن عمل هميشه جالب و خوشايند نباشد. براي پيشروي در اين مسير چه اقدامات خاصي بايد انجام دهيد؟ در راه رسيدن به هدف اجازه ندهيد حتي يك روز هم بدون هيچ سعي و اقدامي هر چند كوچك مثل يك تلفن، مطالعه، كلاس و... از دست برود. روزي از راه خواهد رسيد كه وقتي به گذشته نگاهي مياندازيد خواهيد ديد كه با همين قدمهاي كوچك همه مسير را طي كردهايد.
4- مسئوليت همه اتفاقات را بپذيريد
براي توجيه عدمفعاليت و تنبلي خود بهدنبال عذر و بهانه و يا دلايل متعدد نباشيد. واقعيت زندگيتان را خودتان ميسازيد؛ پس اين شما هستيد كه بايد فرمان دهيد. نتيجه دلخواهتان را نميگيريد؟ به جاي گلهگزاري از اين و آن، دنيا و يا حتي از خودتان، به جاي آنكه در زندگي نقش يك قرباني و يا فردي كه كشته شده است را بازي كنيد، رويكرد و راه و روش زندگيتان را تغيير دهيد و بهدنبال روشهاي ديگري باشيد. اگر انتظار داريد كه با تكرار كارهاي گذشته به نتايج جديدي برسيد، اشتباه كردهايد.
5- ياد بگيريد از احساساتتان استفاده كنيد
افرادي كه روياهايشان به حقيقت پيوسته، افكار و احساسات مثبت را در خود پرورش ميدهند و ميدانند كه چگونه دست از احساسات منفي و فلج كنندهاي چون ترس، اضطراب، نااميدي، ترديد، ناتواني، درماندگي و احساس گناه دست بكشند. زمانيكه يك رؤيا به حقيقت ميپيوندد، 80درصد بستگي به آن دارد كه روي افكار و احساساتتان تسلط داشته باشيد و 20درصد بقيه مربوط به كنترل وقت و زمان ميشود.
6- انتخابات و تصميماتتان همواره روي اطرفيانتان تاثير ميگذارد
مطمئن شويد كه آنان نظرات شما را درك و در اين را ه شما را تشويق ميكنند. همچنين با انتخاب دوستان، خواندنيها و برنامههاي راديويي و تلويزيوني، محيطي بهوجود آوريد كه به شما انگيزه و دلگرمي دهد. به سراغ رسانههايي كه در شما ايجاد ترس ميكنند نرويد. درصورت لزوم، از طريق افراد و گفتوگوهايي كه به شما اعتمادبهنفس و حس ارزشمندي ميدهند كمك بگيريد.
7- مهم تر از همه، صبور باشيد
عصر حاضر، عصر سرعت وتكنولوژي است و ما در دورهاي زندگي ميكنيم كه خواستهها و نيازهايمان فورا برآورده ميشوند اما آرزوهاي بزرگ با گذشت زمان تحقق مييابند. ما نميتوانيم سر اين واقعيت كلاه بگذاريم. در عوض، زمانيكه اين آرزوها به حقيقت ميپيوندند، رضايت خاطر، شعف و شادي زيادي به همراه دارند. بنابراين به راهتان ادامه دهيد و بر اين باور باشيد كه به هدف خواهيد رسيد. ياد بگيريد از مسيري كه طي ميكنيد لذت ببريد و در طول راه به سعي و تلاشتان پاداش بدهيد.
همشهری انلاین
اشتراک در:
پستها (Atom)